اگر هر نقطه روشن را یک کهکشان تصور کنید، آنچه می بینید تصویری از جهان هستی است!
نوشتم:
رازی اگر هست , هست تا کشف شود هر چه که باشد آنچه روزی کشف نشود هرگز نبوده
مجید عزیز گفت:
سلام! فرض کنیم قبل این که یه نظریه فیزیکی مهم موثر تو زندگی بشر کشف بشه نسل آدمیزاد از بین بره…ولی اون نظریه هه هم وجود داشته و هم تاثیر. شاید مثل همیشه منظورتو درست نفهمیدم:) یه کم توضیح بده… مرسی
گفتم:
در این صورت می توان فرض کرد آن نظریه فیزیکی هم وجود داشته و هم تاثیر.مثل مفروضاتی که ما از وجود تمام موهومات لحاظ میکنیم . گاها برخی از موهومات متصور , تبدیل به قوانین علمی و شناخته شده می شوند. آیا می توان تصور کرد روزی تمامی کشفیات ممکن انجام شود و چیزی برای کشف باقی نماند؟ حتما پاسخ منفی است و گرنه باید آن روز یا آنجا مرز متناهی عالم و لذا شروعی بر سوال در مورد عوالم دیگر باشد و طبعا منشا سوالهای جدید. اگر پاسخ منفی است و اگر نتوان هرگز به مرزی از دانش رسید که سوال و کشفی نایافته باقی نماند پس باید انباشتی لا یتناهی از هستی را در هر آن , در عالم موجود و حاضر دانست و آماده کشف شدن و بر این اساس در هر لحظه , همه چیز وجود دارد. ولی من شأن وجود را قائم بر امکان تجربه پذیر بودن میدانم.و تنها مکشوف شدن را دلیلی تجربی و منطقی بر وجود میدانم.