در تاریخ ۱۹ بهمن ۱۳۸۸

شعار

brainincage

وقتی به راحتی شعار می دهیم که آدمها آزادند تا مطابق اراده و میل خود بیندیشند، باید کمی تامل کنیم! به نظر می رسد با این شعارها در بیابان لم یزرع عقلانیت مدرن، به یک لنگه کفش بسنده کرده ایم و باید توجه کرد لنگه کفش کهنه درفش کاویانی نیست.

derafsh

فکر می کنید وقتی آدمها شعار مبهم آزادی اندیشه را سر می دهند در واقع کسی افکار آنها را با روشی عجیب از درون قفس جمجمه و مغزشان خوانده و محدود کرده؟

خیر قصه این نبوده!

Telepathy

مطمئنن آنها که  آزادی اندیشه را شعار می دهند منظورشان آزادی اندیشه در چهارچوب همین استخوان جمجمه نیست!

قصه اغلب اینگونه است که:

یک اندیشه یا فکر از مغزی تراوش شده و از درز یک جمجمه نشت کرده و به مثابه یک نرم افزار و یک برنامه اجرایی وارد حیطه زندگی آدمها شده و در رقابت با نرم افزار های دیگر، منافعی را تحدید کرده و یا همچون یک ویروس مسری، ساختاری را تهدید کرده. آنگاه حافظ منفعت یا صاحب قدرتی از راه رسیده و امکان ادامه این روند را نداده و …

telepathy_computer mindtomeld

 

شخصن نمی توانم از کنار این پرسش به عافیت بگذرم که آیا می توان هر اندیشه ای را زندگی کرد؟

اصلن اگر اندیشه ای را وارد زندگی نکنند آیا می توان اندیشه ای را یافت و محدودش کرد؟

چه فایده ای دارد این اصرار بر آزادی اندیشه وقتی در حیطه عمل همه توافق داریم که مجبوریم برای زندگی کردن اندیشه هایمان، حدودی قائل شویم؟

وقتی آدمهای نگون بخت شعار آزادی اندیشه سر می دهند تا حدی خنده دار می شوند! هدف این آدمها در واقع  ایجاد امکان زندگی کردن مطابق با اندیشه هایشان است، یعنی هدفشان آزادی برای زندگی کردن مطابق با افکارشان است و نه آزادی جریان اندیشه های محبوس در قفس سخت جمجه ها!

demons

 

مدتهاست که دریافته ام آنچه آدمها مستقیمن و در قالب شعار و فریاد طلب می کنند، آخرین چیزیست که واقعن می خواهند. آدمها از سر ادب! یا لطافت طبع! که از خصوصیات فاخر انسانی آنهاست هرگز آنچه که می خواهند را فریاد نمیزنند.

 

telepathy1

حالا ممکن است برخی با زیرکی بگویند که منظور از شعار آزادی اندیشه، لزومن آزادی زندگی کردن اندیشه ها نیست بلکه منظور آزادی در به اشتراک گذاشتن اندیشه ها است در حالی که اگر هوشیار باشیم به وضوح در میابیم که فرقی نمی کند که اندیشه از طریق کدامین ابزار ارتباطی انسانی به محیط زندگی وارد شوند و در عالم واقع تجلی یابد. کافیست تا اندیشه ای به واسطه یکی از ابزارهای ارتباطی ما و در غالب یکی از صور کنشهای ممکن ، به محیط زندگی تسری یابد و مثلن حتی در قالب کلام به فضای خارج از قفس جمجه ما راه بیابد. این فرایند همان زندگی کردن یک فکر یا زندگی دادن به یک اندیشه است.

whatisit

از طرفی اگر کمی خلاقیت به خرج دهیم می توانیم به سادگی مواردی را تصور کنیم که ما برای به اشتراک گذاشتن اندیشه ها و افکارمان هم محدودیتهایی داریم که البته به دلیل همین محدودیتهای مذکور از ارائه مثالهای مرتبط معذورم!

ما آدمها چه منظوری داریم از این اصرار بر شعار آزادی اندیشه، وقتی در حیطه عمل همه توافق داریم که:

مجبوریم برای زندگی کردن اندیشه هایمان در دنیای واقع حدودی قائل شویم؟

نوشته فوق پیش نیازی است برای پست بعدی که احتمالن در مورد فرادرمانی خواهم نوشت.

۱۵ دیدگاه
در تاریخ ۲۹ دی ۱۳۸۸

عجز و عشق

gerdab

عشق در کار دل سرگشتهٔ ما عاجزست

بحر  نتواند  گشودن  عقدهٔ  گرداب  را

صائب

این متن زیر از اولین مطالبی است که در این وبلاگ نوشتم:

“امروز که من به جایی رسیده ام که هیچ چیز مگر تعهدات انسانی و تعلقات احساسی من را وادار نمیکند که در مقابل دیگران هزینه ای کنم یا محدودیتی برای خود قائل شوم، به یکی از شیرینترین موهبتهای دنیا رسیده ام. امروز هر چه از دیگران بی تعهدی و بی مهری می بینم برایم حسی امیخته از غم و رهایی به همراه دارد. پس من از هر که مرا میازارد نه فقط آزرده که ممنونم.”

######################################################

صلاح کار کجا و من خراب کجا                          ببین تفاوت ره کز کجاست تا به کجا…

۸۸ دیدگاه
در تاریخ ۲۱ دی ۱۳۸۸

به کجا…؟

menwomen

” زن دلخواهت را به چنگ آور”
مرد چنین می اندیشد.
زن به چنگ نمی آورد، می رباید.

آنچه خواندید دستنوشته ای از نیچه است. وقتی این سطور را خواندم فکر می کردم به راستی مردی که زن را می رباید بیمار است و زن چه سلامت است آن هنگام که مرد را می رباید! و هرگز زیبا نیست اگر زنی، مردی را به چنگ آورد…

aigf0men2020women

تصویر فوق (سمت راست) یک آدمک است، یک مترسک که در نمایشگاهی به نمایش گذاشته شده و در سایتهای خبری اینگونه معرفی شده است:

world first, a life-size robotic girlfriend complete with artificial intelligence and flesh-like synthetic skin

تقریبن یعنی: اولین دوست دختر روبوتیک با سایزی مطابق مدل زنده که با پوستی مصنوعی پوشیده شده که شبیه پوست طبیعی بدن می باشد و دارای هوش مصنوعی است!

به کجا می روند این آدمها؟

به کجا چنین شتابان…؟

چه مفتخر است به این هوش! کسی که مصنوعیش را می سازد و هدیه می کند به چنین آدمکی، شاید هم هوش مصنوعی آدمیزاد همین مترسک را سزاوار باشد…

Dilemma

تصویر زیر مربوط است به زنده به گور کردن چینی ها توسط سربازان ژاپنی طی جنگ چین و ژاپن و کمک می کند که راحتتر بتوانید وارد فضای ادامه این پست شوید…

Zendebegoor

معمولن همه ما معتقدیم که در هر موقعیتی یک راه صواب و منطقی برای حل مسئله و انتخاب صحیح وجود دارد و بر همین اساس قدما  نوید داده اند که جوینده یابنده است…

فرض کنید عده ای مثل همین آدمهای بیرحم تصویر فوق ، شما و خانواده شما را گرفته اند، شما و یکی از فرزندان دلبند شما به همراه پدر و مادرتان در یک اتاق به زنجیر کشیده شده اید. در محلی دیگر همسر محبوب شما و یکی دیگر از فرزندان دلبند شما و پدر و مادر همسرتان به بند کشیده شده اند.

click_ new2down

پیش روی شما در این اتاق یک دکمه و یک ساعت دیجیتال قرار دارد. در محل دیگر هم چنین دکمه ای و چنین ساعتی پیش روی همسر محبوب شماست. ساعت شصت ثانیه را به طور معکوس می شمارد و به محض رسیدن به صفر اگر شما و همسرتان هیچ کدام دست به دکمه ها نزنید هر دو محل منفجر می شود و همگی خواهید مرد. شما و همسرتان هر کدام که زودتر دکمه را بزنید جان خود و یک فرزند و پدر و مادر خود را نجات می دهید ولی در همان لحظه محل دیگر منفجر خواهد شد.

نمی پرسم که شما چه خواهید کرد، سوالی که پرسیده شده این است که آیا منطق اینجا به کار می آید؟ آیا در چنین موقعیتی روشی صحیح و منطقی برای تصمیم گیری وجود دارد؟

۱۱۳ دیدگاه
در تاریخ ۱۹ دی ۱۳۸۸

نجات جان یک انسان

 

مونا فارغ التحصیل دانشگاه شریف و در حال حاضر دانشجوی دکترای برق در دانشگاه فلوریدا است. من به صورت اتفاقی لینکی مرتبط با درخواست همیاری برای نجات مونا را در یک وبلاگ دیدم. پزشکان برای کمک به چنین بیماری نیاز به سلولهای بنیادی دارند و یا مقدار کمی از سلولهای مغز استخوان فرذی لازم است که از نظر برخی مشخصات سلولهای خونی، همخوانی و تشابهاتی با بیمار داشته باشد. احتمال یافتن چنین فردی در افراد هم نژاد و هموطن وی بیشتر است، به همین دلیل است که ما هموطنان مونا می توانیم با انجام یک تست ساده آزمایشگاهی و اعلام نتیجه آن طبق راهنمایی های انجام شده در لینکهای زیر، شانس خود را برای توفیق نجات جان یک انسان آزمایش کنیم.

لطفن لینکهای زیر را ببینید:

http://mona-zarei.blogfa.com/post-1.aspx

http://becancerfree.org

http://tofighi.wordpress.com/2009/12/24/help-mona

http://helpsavemona.blogspot.com

بخش نظرات یا دیدگاه های این مطلب بسته است

دیدگاه خود را بیان کنید
در تاریخ ۱۷ دی ۱۳۸۸

روشنفکری!

Flowne

گاهی تنها کافیست ذهنت را خاموش کنی تا تکلیف روشن شود…

۳۹ دیدگاه

رتبه اینمنم در گوگل

 

آب و هوا

 

گالری

2.jpg 9.jpg 6.jpg 7.jpg
 

تبلیغات

abzarak.com