این منم
inicio mail me! sindicaci;ón

یعنی برجا!

red-green black red green

می گویند آدمی با امید زنده است

شوخی میکنند!

من دیدم که با اندکی امید می توان چه مشتاق به سوی مرگ دوید

می توان چه راحت مرد

حس کردم با انبوهی از یأس و هراس میتوان کمیت زندگی را زیست

عجبا از شوخ طبعی روزگار  با قد خمیدگان زیر کوله بار یأس و ترس!

عجبا از شوخ طبعی روزگار با درماندگان گریزان از مرگ!

red and green face v2 led_traffic_light2

من از سبز و سرخ هراسانم

سبزی که آغوش میگشاید

سرخی که نهیب میزند

سبزی که یعنی برپا!

سرخی که یعنی برجا!

تیر ۸, ۱۳۸۸ در ۲:۱۰ ق.ظ   ::   در دسته عمومی

B

یکی بود یکی نبود…

Black

خرداد ۳۱, ۱۳۸۸ در ۳:۰۲ ب.ظ   ::   در دسته عمومی

B

به توان چند؟

troy

تا کنون…

مغبون به توان چندی دوست من؟

به توان چند؟

مغبون به توان چند خواهی شد؟

به توان چند؟

خرداد ۲۵, ۱۳۸۸ در ۳:۰۳ ب.ظ   ::   در دسته عمومی

B

دیو و دد

falling

از دیو و دد ملولم و از دیو و دد ملول…

ای که گوساله زیر گاو نر میجویی، اینبارچون برخاستی چشم مدوز به آنجا که زمین خوردی، نیک بنگر آن نقطه که پایت سرید کجاست!

تا بعد…

خرداد ۲۲, ۱۳۸۸ در ۱۱:۲۳ ق.ظ   ::   در دسته نجوا با خواص

B

شـأن وجود

univers1_g.jpg

اگر هر نقطه روشن را یک کهکشان تصور کنید، آنچه می بینید تصویری از جهان هستی است!

نوشتم:

رازی اگر هست , هست تا کشف شود
هر چه که باشد
آنچه روزی کشف نشود هرگز نبوده

مجید عزیز گفت:

سلام!
فرض کنیم قبل این که یه نظریه فیزیکی مهم موثر تو زندگی بشر کشف بشه نسل آدمیزاد از بین بره…ولی اون نظریه هه هم وجود داشته و هم تاثیر.
شاید مثل همیشه منظورتو درست نفهمیدم:) یه کم توضیح بده…
مرسی

گفتم:

در این صورت می توان فرض کرد آن نظریه فیزیکی هم وجود داشته و هم تاثیر.مثل مفروضاتی که ما از وجود تمام موهومات لحاظ میکنیم . گاها برخی از موهومات متصور , تبدیل به قوانین علمی و شناخته شده می شوند.
آیا می توان تصور کرد روزی تمامی کشفیات ممکن انجام شود و چیزی برای کشف باقی نماند؟
حتما پاسخ منفی است و گرنه باید آن روز یا آنجا مرز متناهی عالم و لذا شروعی بر سوال در مورد عوالم دیگر باشد و طبعا منشا سوالهای جدید.
اگر پاسخ منفی است و اگر نتوان هرگز به مرزی از دانش رسید که سوال و کشفی نایافته باقی نماند پس باید انباشتی لا یتناهی از هستی را در هر آن , در عالم موجود و حاضر دانست و آماده کشف شدن و بر این اساس در هر لحظه , همه چیز وجود دارد.
ولی من شأن وجود را قائم بر امکان تجربه پذیر بودن میدانم.و تنها مکشوف شدن را دلیلی تجربی و منطقی بر وجود میدانم.

خرداد ۱۷, ۱۳۸۸ در ۱:۵۶ ق.ظ   ::   در دسته شک مقدس

B

این روزهای من

sky

گاهی تمام حادثه از دست می رود…

پی  نوشت ۱۳۸۸/۳/۱۶:

دقایفی پیش لیلای ICU از دنیا رفت

از اون وقتهاست که از صمیم قلب آرزو میکنم  تناسخ  و یا تئوریهای امیدبخش مشابه اون صحت داشته باشند…

آرزو می کنم  دخترک معصوم با آرامش و دور از ترس بارسفر بسته باشد.

خرداد ۱۴, ۱۳۸۸ در ۱۰:۴۵ ق.ظ   ::   در دسته عمومی

B

I SEE YOU

icu_bed_space 4025802

مرگ است و چنگ و گریبان دخترک و ICU

برهان خلف و قهقهه بر مدعای I SEE YOU

این مناظره امشب ترسانده مرا که که مترصد ترسیدنم

باشد که دامان تر نکنم به رزنانس همهمه

بشنوید این شمارش معکوس را

این دخترک نیست که پیشاپیش می رود

ماییم، با هم می رویم

دشنام دادم به دنیا، پریشب کنار دخترک

دیشب عق زدم به دنیا

برادرش میگفت: “نگران آخرتش نباش مادر! آزارش به کسی نرسیده”

مادرش نجوا کرد: “خدای مهربون دخترکم رو تنها نذار”

دخترک با ناله  زمزمه کرده بود: “تو خوب میشی لیلا جون، تو حالت خوب میشه لیلا جون”

و این دروغ آخر آموزه من بود، این دروغ من بود قبل از مشایعتش تا ICU

دروغ من بود غرق در برهان خلف و مبهوت مدعای I SEE YOU

حبیب، این عزیز ترین دوستم را که ربودمش از مجلس دامادی برادرش، جراح است!

می بردمش تا معجزه کند، فراتر از دستان محافظه کار اساتید در مانده

کجاست لنگه این پرانتز باز مانده؟

من تن نمیدهم به تفکیک بوی کباب مانده از گوز وامانده!

مردم راهمان را بستند تا بیدارمان کنند! تا به راه انتخاباتمان هدایت کنند

از بیراهه مرگ و ما و لیلا و ICU

با مردم از این سوی ماتی شیشه پژو، از پشت موج اشک و باران دیشب گفتم:

میرویم I SEE YOU

خرداد ۱۴, ۱۳۸۸ در ۱:۲۴ ق.ظ   ::   در دسته عمومی

B

اتاق آبی

در کناری از خانه ی ما، اتاقی است سرد و آبی

تخت و گیتارِ کهنه ی من، عکس یک زن به دیواری است

زنِ زیباروی و خندان، یارِ من بود او دورانی

کنون من ماندم و من، گیتاری و سیگار و تنهایی

عشق من رفت به تنِ خاک، طعم شب نیست جز بیداری

ای عکسِ خندان بشنو از من، خواهم ات دید روزگاری

دیگرم نیست نایِ ماندن، پایان آواز، آغازِ رفتن

چاقویی پنهان تهِ گنجه، دستهای سردم، رگهای سبزم

The ways band

 
 اتاق آبی_ THE WAYS: پخش | پخش در پنجره | دانلود

خرداد ۷, ۱۳۸۸ در ۱۰:۳۴ ب.ظ   ::   در دسته عمومی

B

هذیان مرز یقین

god_delusion_2.jpg

مرز کجا و این بی بعدی کجا ؟

بیا قسمت کنیم این دانش را

تو طول را باور کن و من عرض را

این چه معجونیست که سر می کشیم ما ؟

آهای با منم، این چیست که سر می کشیم ؟

این آمیخته هذیان و یقین

خرداد ۵, ۱۳۸۸ در ۱۲:۰۸ ق.ظ   ::   در دسته شک مقدس, نجوا با خواص

B

Dreams of a Journey

nyman.jpg

Michael Nyman


خرداد ۴, ۱۳۸۸ در ۱۱:۳۱ ب.ظ   ::   در دسته عمومی

B

نوشته بعدی »