شک مقدس

در تاریخ ۲۲ بهمن ۱۳۸۸

فرادرمانی و ویکیپدیا!

fara2 wiki

در موارد متعددی مقالات ویکیپدیای فارسی کاملن جهت دار و با سو گیریهای واضح نگاشته می شوند. مثالهای زیادی را می توانید مخصوصن در حوزه های فرهنگی و سیاسی بیابید. گاهی حتی سوگیریهای جناحی به وضوح فضای ویکیپدیای فارسی را مسموم کرده است. خلاصه اینکه با تاسف باید گفت در حال حاضر بسیاری از مقالات ویکیپدیای فارسی کاملن غیر قابل اعتماد هستند و هرگز نمی توان به ویکیپدیای فارسی به صورت دائره المعارف و منبعی معتبر استناد کرد.

بد نیست برای نزدیک شدن به بحث فرادرمانی مقاله مربوط به توضیح واژه فرادرمانی در ویکیپدیای فارسی را با هم مرور کنیم. وقتی در در ویکیپدیای فارسی واژه فرادرمانی را جستجو کنید صفحه ای را خواهید دید که ظاهرن توسط یکی از معتقدین متعصب به این گروه یا موسسه نگاشته شده است. چیزی که خیلی جلب توجه می کند متن کاملن ژورنالیستی و تبلیغاتی است که زیر لگوی این گروه یا موسسه  نوشته شده است:

فرادرمانی؛ جسم، روان و ذهن انسان را به طرز باور نکردنی ای به سمت اصلاح و بهبود میل می‌دهد.

در همین نوشته تبلیغاتی می خوانید:

“نخستین بار فرادرمانی توسط محمد علی طاهری (عارف و محقق ایرانی) تعریف و به دنبال اثبات تئوری وجود شبکه شعور کیهانی در سال ۱۳۵۷ شمسی توسط وی ارائه شده‌ است.”

باید پرسید که: به کجا ارائه شده است؟ چگونه و کی اثبات شده است؟

جالب است که اگر غفلت کنیم و یا به هر دلیل پرسشگری و تحقیق نکنیم، با خواندن جمله فوق قبل از اینکه به خودمان بیاییم پذیرفته ایم که “تئوری وجود شبکه شعور کیهانی” یک تئوری اثبات شده و متقن است که مو لای درزش نمی رود! حالا به کجا ارائه شده است و توسط چه کسی و چگونه اثبات شده و در کدام مجله علمی معتبر یا کدام محفل علمی معتبر این فرایند ارائه و اثبات تئوری اتفاق افتاده؟ و اگر این تئوری اینقدر محکم اثبات شده که دیگر تئوری علمی نیست! یا چرا این مقوله مهجور مانده و در محافل علمی منعکس نشده؟ کیست که پاسخ دهد؟

helghe

باقی متن هم تبلیغاتی است تا جایی که  بیشتر تداعی گر ادای دین نگارنده متن است به این گروه تا توضیحی شفاف در مورد فرادرمانی.

و نهایتن مقاله مذکور به این جمله ختم می شود که:

“این بینش کل‌نگر علاوه بر افزایش هوش‌مندی جمعی بشر، همواره سلامت روان، ذهن و جسم را برای انسان به ارمغان دارد.”

البته جای تأسف دارد که قبول کنیم مقالات ویکیپدیای فارسی تا این حد غیر قابل اعتماد هستند ولی ظاهرن اینگونه است!. تا اینجا بیشتر منظورم نقد شیوه نگارش و فضای تبلیغاتی ویکیپدیای فارسی بود که نام دائره المعارف را هم بر آن نهاده اند!

پی نوشت: حدود دو هفته پس از انتشار این مطالب متوجه شدم نگارنده صفحه مذکور در ویکیپدیای فارسی تا حد زیادی مطالب فوق و ایراداتی که طرح شده را مورد توجه قرار داده و تصحیحات جامعی در مقاله فرادرمانی ویکیپدیای فارسی انجام شده و حتی متن تبلیغاتی زیر لگوی مذکور را حذف کرده است. جای امیدواری دارد که ظاهرن به انتقادات توجه شده و اما برای مقایسه کردن متن مقاله قبلی که مورد انتقاد من بود با متن تصحیح شده روی لینکها کلیک کنید.

نسخه تصحیح نشده مقاله فرادرمانی در ویکیپدیای فارسی که مورد بررسی و انتقاد قرار گرفت.

و اما نیم نگاهی انتقادی به فرادرمانی یا عرفان کیهانی یا عرفان حلقه:

taheri

تصویر آقای محمد علی طاهری

برای پرداختن به بحثی که ترجیح می دهم جنبه تبادل آرا  و پرسش و پاسخ دوطرفه در قسمت نظرات این پست داشته باشد، در اینجا سعی در معرفی منابعی برای مرور برخی اطلاعات خواهم کرد که اگر حوصله مرور داشته باشید تجربه ارزشمندی خواهد شد.

مقاله ای تحت عنوان “آشنایی با فرادرمانی”  نوشته محمد علی طاهری

گزیده ی جالبی از مقاله مذکور:

“در ضمن وجود لایه‌ی محافظ فرادرمانگر را از خطر تشعشع شعور معیوب سلولی و سایر تشعشعات منفی بیمار و همچنین از تداخل موجودات غیر ارگانیک محافظت می‌کند. نکته‌ی مهم دیگر در این مکتب این است که شخص با سعی و کوشش و تلاش خود درمانگر نمی‌شود بلکه اجازه‌ی درمانگری و تجهیز به لایه‌ی محافظ، پس از مکتوب نمودن سوگندنامه به او تفویض می‌شود.”

بعدش هم این شعر را از حافظ نوشته اند:
به سعی خود نتوان برد پی به گوهر مقصود             خیــال بـود که این کــار، بی حـواله بـود
یعنی احتمالن منظور حافظ این بوده که حواله لایه محافظ باید توسط دست اندکان عرفان کیهانی به نام شما عزیزان صادر شود!

متن کامل مناظره محمد علی طاهری با حجت الاسلام عابدینی. (عرفان حلقه، فرادرمانی، عرفان کیهانی)

لینک سایت اصلی این گروه یا موسسه خواهش می کنم قسمت مقالات سایت را ببینید.

لطفن حتمن قسمت برگردان موسیقی (صوتی و تصویری) را در ستون سمت چپ سایت مورد توجه قرار دهید. برخی از برگردانها خیلی شنیدنی و جالب هستند! فقط برای توضیح باید عرض کنم که این برگرداندن و معکوس گوش دادن به موسیقی و یافتن کلمات و آواهای بد بد، در واقع کاریست که ابداع کننده آن این گروه یا آقای محمد علی طاهری نبوده اند و قبل از ایشان خارجی ها این بازی بانمک و جالب را راه انداخته اند!

مقاله ای مربوط به سایمنتولوژی (یک مبحث دانش نما یا شبه علم جدید که آقای محمد علی طاهری ارائه کرده اند). ممکن است برخی از ما علاقه مند باشیم بدانیم چنین نامی از کجا آمده است. واژه ساینتولوژِی در واقع نام یک فرقه بسیار متعصب در آمریکا است در حالی که  ظاهرن خود آقای طاهری مدعی ابداع علمی به نام سایمنتولوژی هستند. اگر خیلی کنجکاو بودید که پی ببرید لااقل سابقه  چنین نامی وجود دارد یا نه  این لینک را ببینید. البته اینکه برای بسیاری از ابداعات ایرانی از قبل مشابه خارجی وجود دارد قصه جدیدی نیست!

Scient

تصویر ساختمان یا مرکزی متعلق به دین یا فرقه آمریکایی ساینتولوژی. سالها قبل از مطرح شدن فرادرمانی در ایران توسط آقای طاهری فردی به نام ران هوبارد در آمریکا فرقه ای به نام ساینتولوژی را معرفی کرده و مسیری مشابه فرادرمانی و عرفان حلقه را با طرح  ادعاهایی عجیب طی کرده است. (جالب است که ساینتولوژی ران هوبارد نامش تنها یک میم با نام سایمنتولوژی آقای طاهری تفاوت دارد)!

چندین دهه قبل و مدتی پس از اینکه  ران هوبارد در آمریکا فرقه متعصبی را به نام ساینتولوژی راه انداخت در سال ۱۹۵۳ با تکیه به فضای نسبتن باز مدنی و مذهبی آنجا اعلام کرد که ساینتولوژی یک دین جدید است و فعلن هم فعالانه ادامه می دهند و در دادگاه هم دین بودن خود را اثبات کرده و امروزه این فرقه برای خودش صاحب ثروت و نفوذی باور نکردنی است و کلیساهای متعدد و تشکیلاتی سری و فراماسونی دارد. اون ساختمون بالا هم که می بینید یکی از مراکز ساینتولوژی در نیویورک است. واضح است که آقای طاهری یا هر فرد دیگری برای ساختن واژه سایمنتولوژی تنها لازم بوده که یک میم به نام ساینتولوژی اضافه کرده باشند تا بشود سایمنتولوژی. البته توجیهات نبوغ آمیزی هم در بین است! چون Psy (سای) را به  پیشوند Psycho به معنای روان یا مرتبط با روان پیوند داده اند و Mento   هم لغت Mental  یعنی “مرتبط به ذهن” یا mentum (ذهن) را تداعی می کند و ادعا شده که این دانش نمای بدیع به مطالعه ذهن و روان ارتباط دارد.

اگر علاقه مندید با مقولات و ادعاهای علم نما با چشم بازتر برخورد کنید خوب است مباحث مرتبط با علم و شبه علم (دانش نما) را بدانید و  دانش نما یا شبه علم را بشناسید تا بتوانید با درایت و تیزبینی بیشتری با اینگونه پدیده ها برخورد کنید.

لینکهای زیر برای آشنایی بیشتر شما با مقوله علم و شبه علم (Science and Pseudoscience) می باشد.

شبه علم یا دانش نما در ویکیپدیای فارسی

Pseudoscience در ویکیپدیای انگلیسی

Science and Pseudoscience مقاله ای در مورد علم و شبه علم (دانش نما) در سایت دانشگاه ویسکانسین آمریکا مربوط به دسامبر ۲۰۰۹

Pseudoscience. How can I recognize it

دوست نداشتم این مطلب طولانی و خارج از حوصله شود در عین حال خالی از لطف هم نیست که به مرور و به بهانه ای از احوالات و تعالیم این گروه بیشتر بدانیم . در عین حال مدتی بود قصد داشتم پاسخ چند دوست را هم که نظر شخصی من را در این باره پرسیده بودند داده باشم که فکر کنم تا حدی نظر فعلی من بیان شده است.

بد نیست تاکید کنم که لینک سایت اصلی و مخصوصن قسمت مقالات را مورد توجه خاص قرار دهید چرا که حاوی مطالب جالبی هستند. در بسیاری از مقالات که من خوانده ام واژه ها به غایت منبسط و گاهی در شرف انفجار به نظر می رسند و به کرات به واژه های فرا، فراکل، کل و… بر می خورید. اشارات زیادی را به منابع و متون دینی میابید. اشعاری از بزرگان ادب پارسی را میابید که گویا عنایت یا اشارت یا بشارتی بر عرفان حلقه! داشته اند: (گاهی حتی دو بار در یک بیت!)

سلسله موی دوست حلقه! دام بلاست
هر که در این حلقه! نیست فارغ از این ماجراست (سعدی)

طی مرور سایتهای این موسسه موارد زیادی از ادعای درمانهای معجزه آسا را خواهید یافت. از ویژه نامه به اصطلاح تخصصی! فرادرمانی (که توسط یکسری آدم باورمند و معتقد به تعالیم این فرقه چاپ می شود) تحت عنوان طب کل نگر (Holistic Medicine) خواهید خواند که لبریز از گزارشاتی است که به شرح معجزات و درمانهای موفقیت آمیز می پردازند (که به نظر من همگی جای بحث و تأمل دارند).

Holis

ادعای برگزاری کلاسهای فرادرمانی یا چیزی شبیه آن در دانشگاه تهران یا …را میابید و یا خبر مربوط به پایان نامه پزشکی مرتبط با فرادرمانی را خواهید خواند. از تشکیل انجمنهایی می خوانید که نا خود آگاه نام و اعتبار محافل علمی و مجامع آکادمیک را به ذهن متبادر میکند و بعد شما می مانید و اینکه آیا بر اساس این ادعاها و اطلاعات مخدوش، قضاوت کنید یا نه؟ باور کنید یا نه؟

اینکه فرد یا گروهی سالنی را برای همایش یا برگزاری دوره ای از دانشگاهی در ایران اجاره کند آیا باعث اعتبار آن فرد یا گروه است؟

اینکه به یمن تنظیم قرارداد اجاره نامه و تشکیل جلساتی در سالن مذکور، پیوند خجسته آن دانشگاه با آن فرقه در سایتها تبریک گفته و گرامی داشته شود آیا برهانی در جهت اثبات ادعاها و پرسشهای مطروحه است؟

dampez

تصویر آقای محمد علی طاهری در جمع اعضای کمیته فرادرمانی دامپزشکی!

اینکه روزنامه ای مثل همشهری یا روزنامه های مشابه آن، مطلبی را با آب و تاب چاپ کنند. یا تصویر فردی در جمع  منتصبین به محافل علمی دانشگاهی منتشر شود، آیا جای خالی مقالات و بحثهای علمی را پر می کند و گره ای از ابهامات موجود باز میکند؟ (منظور ابهام ناشی از عدم راه یافتن گزارشات و انتشار روشهای درمانی در مجلات شناخته شده و معتبر علمی است)

اینکه ویژه نامه ای مربوط به یک گروه مملو از گزارش درمانهایی معجزه آسا باشد و  این درمانهای اعجاز آمیز در یک مجله معتبر علمی منعکس نشوند هر ذهنی را به چالش و تعمق وا می دارد.

روحیه پرسشگری و تکیه بر تفکر انتقادی حقی است که بهتر است در برخورد با هر  پدیده ای برای افراد محفوظ بماند. هر چند شنیدن انتقادات ناباورانه و همراهی با اذهان نقاد و شکاک  برای باورمندان کاری دشوار است، اما افرادی که  بنا بر شواهد حسی و تجربی یا با هر مکانیسمی به باورمندی رسیده اند برای دوری از تعصب باید چه رویه ای در پیش بگیرند؟ تقسیم هیجانات و باورهای شخصیشان یا به اشتراک گذاشتن استدلالات و براهینی که برایشان راهگشا و هدایتگر بوده؟

امیدوارم این مقال بستری برای بحث آزاد و دور از تعصب باشد.

برایتان آرزوی روحیه و فرصت پرسشگری دارم. شناخت به راحتی به دست نمی آید دوستان خوب من و پذیرش و استفهامی که نتیجه و حاصل تحقیق و پرسشگری باشد بسیار ارزشمند است.

پی نوشت: خوشبختانه حدود دو هفته پس از انتشار این مطالب متوجه شدم سایت ویکیپدیای فارسی تا حد زیادی مطالب فوق و ایراداتی که طرح شده را پذیرفته و تصحیحات جامعی در مقاله فرادرمانی ویکیپدیای فارسی انجام شده و حتی متن تبلیغاتی زیر لگوی مذکور را حذف کرده اند. جای امیدواری دارد که ظاهرن به انتقادات توجه شده.

از طرف دیگر کاملن اتفاقی متوجه شدم اطلاعیه ای در سایت اصلی عرفان کیهانی و البته با ادبیاتی در حد انتظار منتشر شده به این مضمون:

به نام خدا

از آنجا که عده ای افراد جویای شهرت به منظور مطرح کردن خود اقدام به عملکردهای مذبوحانه ای جهت تحریک دوستان و همراهان مجموعه نموده اند تا بدین وسیله دست به جنگ روانی بزنند؛ بنابراین از همه دوستان مجموعه خواهشمند است هیچ گونه واکنشی نسبت به این افراد و وبلاگ ها و سایت های آنها نشان ندهند. بدیهی است که حقیقت جریان عرفان کیهانی با این گونه اقدامات، خدشه دار نخواهد شد.

موسسه عرفان کیهانی

شاید در همین اطلاعیه هم نکاتی آموختنی برای برخی از ما وجود داشته باشد. فرض بفرمایید که عده ای با تکیه بر شعور و عرفانی کیهانی با چنین عباراتی منتقدین را توصیف کنند! جا دارد هر منتقدی از نقد کردن پشیمان شود. به راستی عملکرد مذبوحانه یعنی چه؟ باید صادقانه اذعان کنم که اگر نوشتن مطالبی از این دست تا این حد بد باشد که عده ای را تحریک کند و جنگی روانی را باعث شود و در زمره عملکردهای مذبوحانه قرار گیرد و جستجوی شهرت را تداعی کند و یا حقیقتی را خدشه دار کند و با وجود همه این بدیها نه تنها زمینه ساز مطرح شدن یک پاسخ سنجیده و قانع کننده  نشود بلکه عده ای مدعی شعور را به ناسزاگویی وادارد، کاری بسیار اشتباه بوده و جای تأسف و پشیمانی دارد.

از لحن اطلاعیه فوق متعجب نشدم ولی به عنوان یک درس به خاطر خواهیم سپرد که اگر به قول نگارنده اطلاعیه فوق جویای شهرت و دنبال مطرح کردن خود هستیم همیشه به یاد داشته باشیم که بهتر است در زمره کوچکترین نقد کنندگان آدمهای بزرگ باشیم … گویا ما برای کسب شهرت و مطرح کردن خود به بیراهه رفتیم!

۲۲۶ دیدگاه
در تاریخ ۱۹ بهمن ۱۳۸۸

شعار

brainincage

وقتی به راحتی شعار می دهیم که آدمها آزادند تا مطابق اراده و میل خود بیندیشند، باید کمی تامل کنیم! به نظر می رسد با این شعارها در بیابان لم یزرع عقلانیت مدرن، به یک لنگه کفش بسنده کرده ایم و باید توجه کرد لنگه کفش کهنه درفش کاویانی نیست.

derafsh

فکر می کنید وقتی آدمها شعار مبهم آزادی اندیشه را سر می دهند در واقع کسی افکار آنها را با روشی عجیب از درون قفس جمجمه و مغزشان خوانده و محدود کرده؟

خیر قصه این نبوده!

Telepathy

مطمئنن آنها که  آزادی اندیشه را شعار می دهند منظورشان آزادی اندیشه در چهارچوب همین استخوان جمجمه نیست!

قصه اغلب اینگونه است که:

یک اندیشه یا فکر از مغزی تراوش شده و از درز یک جمجمه نشت کرده و به مثابه یک نرم افزار و یک برنامه اجرایی وارد حیطه زندگی آدمها شده و در رقابت با نرم افزار های دیگر، منافعی را تحدید کرده و یا همچون یک ویروس مسری، ساختاری را تهدید کرده. آنگاه حافظ منفعت یا صاحب قدرتی از راه رسیده و امکان ادامه این روند را نداده و …

telepathy_computer mindtomeld

 

شخصن نمی توانم از کنار این پرسش به عافیت بگذرم که آیا می توان هر اندیشه ای را زندگی کرد؟

اصلن اگر اندیشه ای را وارد زندگی نکنند آیا می توان اندیشه ای را یافت و محدودش کرد؟

چه فایده ای دارد این اصرار بر آزادی اندیشه وقتی در حیطه عمل همه توافق داریم که مجبوریم برای زندگی کردن اندیشه هایمان، حدودی قائل شویم؟

وقتی آدمهای نگون بخت شعار آزادی اندیشه سر می دهند تا حدی خنده دار می شوند! هدف این آدمها در واقع  ایجاد امکان زندگی کردن مطابق با اندیشه هایشان است، یعنی هدفشان آزادی برای زندگی کردن مطابق با افکارشان است و نه آزادی جریان اندیشه های محبوس در قفس سخت جمجه ها!

demons

 

مدتهاست که دریافته ام آنچه آدمها مستقیمن و در قالب شعار و فریاد طلب می کنند، آخرین چیزیست که واقعن می خواهند. آدمها از سر ادب! یا لطافت طبع! که از خصوصیات فاخر انسانی آنهاست هرگز آنچه که می خواهند را فریاد نمیزنند.

 

telepathy1

حالا ممکن است برخی با زیرکی بگویند که منظور از شعار آزادی اندیشه، لزومن آزادی زندگی کردن اندیشه ها نیست بلکه منظور آزادی در به اشتراک گذاشتن اندیشه ها است در حالی که اگر هوشیار باشیم به وضوح در میابیم که فرقی نمی کند که اندیشه از طریق کدامین ابزار ارتباطی انسانی به محیط زندگی وارد شوند و در عالم واقع تجلی یابد. کافیست تا اندیشه ای به واسطه یکی از ابزارهای ارتباطی ما و در غالب یکی از صور کنشهای ممکن ، به محیط زندگی تسری یابد و مثلن حتی در قالب کلام به فضای خارج از قفس جمجه ما راه بیابد. این فرایند همان زندگی کردن یک فکر یا زندگی دادن به یک اندیشه است.

whatisit

از طرفی اگر کمی خلاقیت به خرج دهیم می توانیم به سادگی مواردی را تصور کنیم که ما برای به اشتراک گذاشتن اندیشه ها و افکارمان هم محدودیتهایی داریم که البته به دلیل همین محدودیتهای مذکور از ارائه مثالهای مرتبط معذورم!

ما آدمها چه منظوری داریم از این اصرار بر شعار آزادی اندیشه، وقتی در حیطه عمل همه توافق داریم که:

مجبوریم برای زندگی کردن اندیشه هایمان در دنیای واقع حدودی قائل شویم؟

نوشته فوق پیش نیازی است برای پست بعدی که احتمالن در مورد فرادرمانی خواهم نوشت.

۲۶ دیدگاه
در تاریخ ۲۹ دی ۱۳۸۸

عجز و عشق

gerdab

عشق در کار دل سرگشتهٔ ما عاجزست

بحر  نتواند  گشودن  عقدهٔ  گرداب  را

صائب

این متن زیر از اولین مطالبی است که در این وبلاگ نوشتم:

“امروز که من به جایی رسیده ام که هیچ چیز مگر تعهدات انسانی و تعلقات احساسی من را وادار نمیکند که در مقابل دیگران هزینه ای کنم یا محدودیتی برای خود قائل شوم، به یکی از شیرینترین موهبتهای دنیا رسیده ام. امروز هر چه از دیگران بی تعهدی و بی مهری می بینم برایم حسی امیخته از غم و رهایی به همراه دارد. پس من از هر که مرا میازارد نه فقط آزرده که ممنونم.”

######################################################

صلاح کار کجا و من خراب کجا                          ببین تفاوت ره کز کجاست تا به کجا…

۸۸ دیدگاه
در تاریخ ۲۱ دی ۱۳۸۸

به کجا…؟

menwomen

” زن دلخواهت را به چنگ آور”
مرد چنین می اندیشد.
زن به چنگ نمی آورد، می رباید.

آنچه خواندید دستنوشته ای از نیچه است. وقتی این سطور را خواندم فکر می کردم به راستی مردی که زن را می رباید بیمار است و زن چه سلامت است آن هنگام که مرد را می رباید! و هرگز زیبا نیست اگر زنی، مردی را به چنگ آورد…

aigf0men2020women

تصویر فوق (سمت راست) یک آدمک است، یک مترسک که در نمایشگاهی به نمایش گذاشته شده و در سایتهای خبری اینگونه معرفی شده است:

world first, a life-size robotic girlfriend complete with artificial intelligence and flesh-like synthetic skin

تقریبن یعنی: اولین دوست دختر روبوتیک با سایزی مطابق مدل زنده که با پوستی مصنوعی پوشیده شده که شبیه پوست طبیعی بدن می باشد و دارای هوش مصنوعی است!

به کجا می روند این آدمها؟

به کجا چنین شتابان…؟

چه مفتخر است به این هوش! کسی که مصنوعیش را می سازد و هدیه می کند به چنین آدمکی، شاید هم هوش مصنوعی آدمیزاد همین مترسک را سزاوار باشد…

Dilemma

تصویر زیر مربوط است به زنده به گور کردن چینی ها توسط سربازان ژاپنی طی جنگ چین و ژاپن و کمک می کند که راحتتر بتوانید وارد فضای ادامه این پست شوید…

Zendebegoor

معمولن همه ما معتقدیم که در هر موقعیتی یک راه صواب و منطقی برای حل مسئله و انتخاب صحیح وجود دارد و بر همین اساس قدما  نوید داده اند که جوینده یابنده است…

فرض کنید عده ای مثل همین آدمهای بیرحم تصویر فوق ، شما و خانواده شما را گرفته اند، شما و یکی از فرزندان دلبند شما به همراه پدر و مادرتان در یک اتاق به زنجیر کشیده شده اید. در محلی دیگر همسر محبوب شما و یکی دیگر از فرزندان دلبند شما و پدر و مادر همسرتان به بند کشیده شده اند.

click_ new2down

پیش روی شما در این اتاق یک دکمه و یک ساعت دیجیتال قرار دارد. در محل دیگر هم چنین دکمه ای و چنین ساعتی پیش روی همسر محبوب شماست. ساعت شصت ثانیه را به طور معکوس می شمارد و به محض رسیدن به صفر اگر شما و همسرتان هیچ کدام دست به دکمه ها نزنید هر دو محل منفجر می شود و همگی خواهید مرد. شما و همسرتان هر کدام که زودتر دکمه را بزنید جان خود و یک فرزند و پدر و مادر خود را نجات می دهید ولی در همان لحظه محل دیگر منفجر خواهد شد.

نمی پرسم که شما چه خواهید کرد، سوالی که پرسیده شده این است که آیا منطق اینجا به کار می آید؟ آیا در چنین موقعیتی روشی صحیح و منطقی برای تصمیم گیری وجود دارد؟

۱۱۲ دیدگاه
در تاریخ ۱۷ آذر ۱۳۸۸

معما

human francis

امکان لذت بردن را باید آموخت، باید کشف کرد

کسی باید به من می گفت که لذت را باید در جای جای زندگی جست

باید یکی به من می گفت که در حل کردن یک مسئله ریاضی هم لذتی هست

من مسئله ریاضی را حل نمیکردم که لذتی ببرم مسئله ریاضی را حل میکردم تا آدمها برایم مسئله نشوند، تا آدمها برایم مسئله ساز نشوند، تا صورت برخی از مسائل را پاک کنم، من هرگز لذت حل مسئله ریاضی را نچشیدم، مسئله ریاضی را با رنج حل می کردم، با بی میلی…

بعدها فهمیدم که آدمها همه معما و مسئله اند و چندان مهم نیست که آدمها برایت مسئله تر شوند، بعدها حتی لذت بیشتر را در حل معمای آدمهای پیچیده تر یا آدمهای مسئله تر یافتم…

بله لذت بردن را باید آموخت، امکان لذت بردن را باید کشف کرد

حالا دیگر آدمها هر کدام برای من معما هستند و اغلب در حل کردن هر کدام از این مسائل لذتی نهفته، هر چه پاسخ غامضتر و نکات انحرافی بیشتر، لذت حل معما بیشتر…

t-shirt tumblr

جالب است که مضحکترین آدمها مسئله ترین آدمها هستند، آدمهایی که اصرار بر بزرگی و لاینحلی معما دارند، آدمهایی که خود را کوچک و مسئله را بزرگ و بزرگ را کوچک و کوچک را بزرگ و خود را مسئله تر می نمایانند…

معمای تکراری آدمهای تکراری

البته به قول سهراب من نمی خواهم مگس از سر انگشت طبیعت بپرد، از کرامات این آدمهای تکراری توانایی شگرف در چشاندن طعم لذتی است تکراری.

آدمهایی که از مواجهه با پاسخ و حل معما بر می آشوبند…

آدمهای تکراری!

پی نوشت:

هر چند هرگز نمی توانم پاسخ دوستانی که ابراز لطف و محبت می کنند یا سراغی از من می گیرند را آنگونه که بایسته است بدهم ولی لازم می دانم متقابلن عرض کنم وقتی یکی از شما دوستان مدتی نمی نویسید من هم به تکاپو می افتم که لا اقل خبری بدهید تا مجاب شویم که پاینده و شاد هستید. با اینکه شناختها در حد همین همراهی در دنیای مجازی است ولی پیوندهای عاطفی انگار مرز نمی شناسند، برای همه دوستان گلم آرزوی شادی و سلامتی دارم و همیشه مفتخر و مشعوف از همراهی شما هستم

۸۴ دیدگاه


نوشته های اینمنم در ایمیل شما

لطفا ایمیل خود را وارد کنید:

 

نوشته های این ماه

شهریور ۱۳۸۹
ش ی د س چ پ ج
« مرداد    
 ۱۲۳۴۵
۶۷۸۹۱۰۱۱۱۲
۱۳۱۴۱۵۱۶۱۷۱۸۱۹
۲۰۲۱۲۲۲۳۲۴۲۵۲۶
۲۷۲۸۲۹۳۰۳۱  
 

تبلیغات

abzarak.com
khabarkhoon.com
 

رتبه اینمنم در گوگل

 
Flash required
 

آب و هوا