نجوا با خواص

در تاریخ ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۹

کودکانه

happygirl

می سوزم ازاین دو رویی و نیرنگ

یکرنگی کودکانه می خواهم…

۲۲ دیدگاه
در تاریخ ۲۸ فروردین ۱۳۸۹

گاوبندی

Horns

و خداوند خر را شناخت و به او شاخ نداد…

و هر چه شاخ بود به گاو داد!

sunlights_kiss

Huge-Horns-001

BoyDonkey8 Caan

۱۱ دیدگاه
در تاریخ ۲۳ فروردین ۱۳۸۹

مأمن معلق

سلام

با من بیا، بیا تا نمی دانم…

بیا تا احدی نمی داند…

Moveplanets

خوش آمدی

Blue_Energy_Tornado

اینجا فضای تعلیق است

حالا نفس بکش

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

*************************************************************

می بینید که ما هنوز زنده ایم!

از همه دوستانی که محبت کردند و سراغی از من گرفتند و ابراز لطف کردند ممنونم، امیدوارم فرصت پاسخگویی به محبت یکایک شما دوستان عزیزم حاصل شود.

۱۷ دیدگاه
در تاریخ ۱۹ بهمن ۱۳۸۸

شعار

brainincage

وقتی به راحتی شعار می دهیم که آدمها آزادند تا مطابق اراده و میل خود بیندیشند، باید کمی تامل کنیم! به نظر می رسد با این شعارها در بیابان لم یزرع عقلانیت مدرن، به یک لنگه کفش بسنده کرده ایم و باید توجه کرد لنگه کفش کهنه درفش کاویانی نیست.

derafsh

فکر می کنید وقتی آدمها شعار مبهم آزادی اندیشه را سر می دهند در واقع کسی افکار آنها را با روشی عجیب از درون قفس جمجمه و مغزشان خوانده و محدود کرده؟

خیر قصه این نبوده!

Telepathy

مطمئنن آنها که  آزادی اندیشه را شعار می دهند منظورشان آزادی اندیشه در چهارچوب همین استخوان جمجمه نیست!

قصه اغلب اینگونه است که:

یک اندیشه یا فکر از مغزی تراوش شده و از درز یک جمجمه نشت کرده و به مثابه یک نرم افزار و یک برنامه اجرایی وارد حیطه زندگی آدمها شده و در رقابت با نرم افزار های دیگر، منافعی را تحدید کرده و یا همچون یک ویروس مسری، ساختاری را تهدید کرده. آنگاه حافظ منفعت یا صاحب قدرتی از راه رسیده و امکان ادامه این روند را نداده و …

telepathy_computer mindtomeld

 

شخصن نمی توانم از کنار این پرسش به عافیت بگذرم که آیا می توان هر اندیشه ای را زندگی کرد؟

اصلن اگر اندیشه ای را وارد زندگی نکنند آیا می توان اندیشه ای را یافت و محدودش کرد؟

چه فایده ای دارد این اصرار بر آزادی اندیشه وقتی در حیطه عمل همه توافق داریم که مجبوریم برای زندگی کردن اندیشه هایمان، حدودی قائل شویم؟

وقتی آدمهای نگون بخت شعار آزادی اندیشه سر می دهند تا حدی خنده دار می شوند! هدف این آدمها در واقع  ایجاد امکان زندگی کردن مطابق با اندیشه هایشان است، یعنی هدفشان آزادی برای زندگی کردن مطابق با افکارشان است و نه آزادی جریان اندیشه های محبوس در قفس سخت جمجه ها!

demons

 

مدتهاست که دریافته ام آنچه آدمها مستقیمن و در قالب شعار و فریاد طلب می کنند، آخرین چیزیست که واقعن می خواهند. آدمها از سر ادب! یا لطافت طبع! که از خصوصیات فاخر انسانی آنهاست هرگز آنچه که می خواهند را فریاد نمیزنند.

 

telepathy1

حالا ممکن است برخی با زیرکی بگویند که منظور از شعار آزادی اندیشه، لزومن آزادی زندگی کردن اندیشه ها نیست بلکه منظور آزادی در به اشتراک گذاشتن اندیشه ها است در حالی که اگر هوشیار باشیم به وضوح در میابیم که فرقی نمی کند که اندیشه از طریق کدامین ابزار ارتباطی انسانی به محیط زندگی وارد شوند و در عالم واقع تجلی یابد. کافیست تا اندیشه ای به واسطه یکی از ابزارهای ارتباطی ما و در غالب یکی از صور کنشهای ممکن ، به محیط زندگی تسری یابد و مثلن حتی در قالب کلام به فضای خارج از قفس جمجه ما راه بیابد. این فرایند همان زندگی کردن یک فکر یا زندگی دادن به یک اندیشه است.

whatisit

از طرفی اگر کمی خلاقیت به خرج دهیم می توانیم به سادگی مواردی را تصور کنیم که ما برای به اشتراک گذاشتن اندیشه ها و افکارمان هم محدودیتهایی داریم که البته به دلیل همین محدودیتهای مذکور از ارائه مثالهای مرتبط معذورم!

ما آدمها چه منظوری داریم از این اصرار بر شعار آزادی اندیشه، وقتی در حیطه عمل همه توافق داریم که:

مجبوریم برای زندگی کردن اندیشه هایمان در دنیای واقع حدودی قائل شویم؟

نوشته فوق پیش نیازی است برای پست بعدی که احتمالن در مورد فرادرمانی خواهم نوشت.

۲۶ دیدگاه
در تاریخ ۱۷ دی ۱۳۸۸

روشنفکری!

Flowne

گاهی تنها کافیست ذهنت را خاموش کنی تا تکلیف روشن شود…

۳۸ دیدگاه


نوشته های اینمنم در ایمیل شما

لطفا ایمیل خود را وارد کنید:

 

نوشته های این ماه

شهریور ۱۳۸۹
ش ی د س چ پ ج
« مرداد    
 ۱۲۳۴۵
۶۷۸۹۱۰۱۱۱۲
۱۳۱۴۱۵۱۶۱۷۱۸۱۹
۲۰۲۱۲۲۲۳۲۴۲۵۲۶
۲۷۲۸۲۹۳۰۳۱  
 

تبلیغات

abzarak.com
khabarkhoon.com
 

رتبه اینمنم در گوگل

 
Flash required
 

آب و هوا