این متن زیر از اولین مطالبی است که در این وبلاگ نوشتم:
“امروز که من به جایی رسیده ام که هیچ چیز مگر تعهدات انسانی و تعلقات احساسی من را وادار نمیکند که در مقابل دیگران هزینه ای کنم یا محدودیتی برای خود قائل شوم، به یکی از شیرینترین موهبتهای دنیا رسیده ام. امروز هر چه از دیگران بی تعهدی و بی مهری می بینم برایم حسی امیخته از غم و رهایی به همراه دارد. پس من از هر که مرا میازارد نه فقط آزرده که ممنونم.”
” زن دلخواهت را به چنگ آور” مرد چنین می اندیشد. زن به چنگ نمی آورد، می رباید.
آنچه خواندید دستنوشته ای از نیچه است. وقتی این سطور را خواندم فکر می کردم به راستی مردی که زن را می رباید بیمار است و زن چه سلامت است آن هنگام که مرد را می رباید! و هرگز زیبا نیست اگر زنی، مردی را به چنگ آورد…
تصویر فوق (سمت راست) یک آدمک است، یک مترسک که در نمایشگاهی به نمایش گذاشته شده و در سایتهای خبری اینگونه معرفی شده است:
world first, a life-size robotic girlfriend complete with artificial intelligence and flesh-like synthetic skin
تقریبن یعنی: اولین دوست دختر روبوتیک با سایزی مطابق مدل زنده که با پوستی مصنوعی پوشیده شده که شبیه پوست طبیعی بدن می باشد و دارای هوش مصنوعی است!
به کجا می روند این آدمها؟
به کجا چنین شتابان…؟
چه مفتخر است به این هوش! کسی که مصنوعیش را می سازد و هدیه می کند به چنین آدمکی، شاید هم هوش مصنوعی آدمیزاد همین مترسک را سزاوار باشد…
تصویر زیر مربوط است به زنده به گور کردن چینی ها توسط سربازان ژاپنی طی جنگ چین و ژاپن و کمک می کند که راحتتر بتوانید وارد فضای ادامه این پست شوید…
معمولن همه ما معتقدیم که در هر موقعیتی یک راه صواب و منطقی برای حل مسئله و انتخاب صحیح وجود دارد و بر همین اساس قدما نوید داده اند که جوینده یابنده است…
فرض کنید عده ای مثل همین آدمهای بیرحم تصویر فوق ، شما و خانواده شما را گرفته اند، شما و یکی از فرزندان دلبند شما به همراه پدر و مادرتان در یک اتاق به زنجیر کشیده شده اید. در محلی دیگر همسر محبوب شما و یکی دیگر از فرزندان دلبند شما و پدر و مادر همسرتان به بند کشیده شده اند.
پیش روی شما در این اتاق یک دکمه و یک ساعت دیجیتال قرار دارد. در محل دیگر هم چنین دکمه ای و چنین ساعتی پیش روی همسر محبوب شماست. ساعت شصت ثانیه را به طور معکوس می شمارد و به محض رسیدن به صفر اگر شما و همسرتان هیچ کدام دست به دکمه ها نزنید هر دو محل منفجر می شود و همگی خواهید مرد. شما و همسرتان هر کدام که زودتر دکمه را بزنید جان خود و یک فرزند و پدر و مادر خود را نجات می دهید ولی در همان لحظه محل دیگر منفجر خواهد شد.
نمی پرسم که شما چه خواهید کرد، سوالی که پرسیده شده این است که آیا منطق اینجا به کار می آید؟ آیا در چنین موقعیتی روشی صحیح و منطقی برای تصمیم گیری وجود دارد؟
مونا فارغ التحصیل دانشگاه شریف و در حال حاضر دانشجوی دکترای برق در دانشگاه فلوریدا است. من به صورت اتفاقی لینکی مرتبط با درخواست همیاری برای نجات مونا را در یک وبلاگ دیدم. پزشکان برای کمک به چنین بیماری نیاز به سلولهای بنیادی دارند و یا مقدار کمی از سلولهای مغز استخوان فرذی لازم است که از نظر برخی مشخصات سلولهای خونی، همخوانی و تشابهاتی با بیمار داشته باشد. احتمال یافتن چنین فردی در افراد هم نژاد و هموطن وی بیشتر است، به همین دلیل است که ما هموطنان مونا می توانیم با انجام یک تست ساده آزمایشگاهی و اعلام نتیجه آن طبق راهنمایی های انجام شده در لینکهای زیر، شانس خود را برای توفیق نجات جان یک انسان آزمایش کنیم.
Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.
آخرین نظرات