” زن دلخواهت را به چنگ آور”
مرد چنین می اندیشد.
زن به چنگ نمی آورد، می رباید.
آنچه خواندید دستنوشته ای از نیچه است. وقتی این سطور را خواندم فکر می کردم به راستی مردی که زن را می رباید بیمار است و زن چه سلامت است آن هنگام که مرد را می رباید! و هرگز زیبا نیست اگر زنی، مردی را به چنگ آورد…
تصویر فوق (سمت راست) یک آدمک است، یک مترسک که در نمایشگاهی به نمایش گذاشته شده و در سایتهای خبری اینگونه معرفی شده است:
world first, a life-size robotic girlfriend complete with artificial intelligence and flesh-like synthetic skin
تقریبن یعنی: اولین دوست دختر روبوتیک با سایزی مطابق مدل زنده که با پوستی مصنوعی پوشیده شده که شبیه پوست طبیعی بدن می باشد و دارای هوش مصنوعی است!
به کجا می روند این آدمها؟
به کجا چنین شتابان…؟
چه مفتخر است به این هوش! کسی که مصنوعیش را می سازد و هدیه می کند به چنین آدمکی، شاید هم هوش مصنوعی آدمیزاد همین مترسک را سزاوار باشد…
تصویر زیر مربوط است به زنده به گور کردن چینی ها توسط سربازان ژاپنی طی جنگ چین و ژاپن و کمک می کند که راحتتر بتوانید وارد فضای ادامه این پست شوید…
معمولن همه ما معتقدیم که در هر موقعیتی یک راه صواب و منطقی برای حل مسئله و انتخاب صحیح وجود دارد و بر همین اساس قدما نوید داده اند که جوینده یابنده است…
فرض کنید عده ای مثل همین آدمهای بیرحم تصویر فوق ، شما و خانواده شما را گرفته اند، شما و یکی از فرزندان دلبند شما به همراه پدر و مادرتان در یک اتاق به زنجیر کشیده شده اید. در محلی دیگر همسر محبوب شما و یکی دیگر از فرزندان دلبند شما و پدر و مادر همسرتان به بند کشیده شده اند.
پیش روی شما در این اتاق یک دکمه و یک ساعت دیجیتال قرار دارد. در محل دیگر هم چنین دکمه ای و چنین ساعتی پیش روی همسر محبوب شماست. ساعت شصت ثانیه را به طور معکوس می شمارد و به محض رسیدن به صفر اگر شما و همسرتان هیچ کدام دست به دکمه ها نزنید هر دو محل منفجر می شود و همگی خواهید مرد. شما و همسرتان هر کدام که زودتر دکمه را بزنید جان خود و یک فرزند و پدر و مادر خود را نجات می دهید ولی در همان لحظه محل دیگر منفجر خواهد شد.
نمی پرسم که شما چه خواهید کرد، سوالی که پرسیده شده این است که آیا منطق اینجا به کار می آید؟ آیا در چنین موقعیتی روشی صحیح و منطقی برای تصمیم گیری وجود دارد؟



بد نیست که شما صورت مسئله را خودتان تغییر دهید و بن بستی را به سلیقه خود طراحی کنید…
سلام نازنین،جدا”تکان دهنده است،تلنگوری اساسی بسیار متشکر
سلام و خیر مقدم
ممنونم بانوی گرامی
براستی درمقابل سودجویی عده ای قلیل جان انسانها تاچه اندازه ارزش دارد؟!
اصلن ارزش دارد؟
سلام. اگه دو طرف قضیه من و همسرم بودیم مطمئنم که تا آخر این ۶۰ ثانیه هردو با هم آوازی عاشقانه میخوندیم و هردو با هم میمردیم. اما وقتی پای دیگران وسطه من فقط یک سوال از اطرافیانم میپرسم:
آیا زندگی و زنده موندن پس از اینکه دکمه رو فشار دادیم باز هم برای شما عزیز خواهد بود؟
سلام دوست من
برای انبساط خاطر بیایید تصور کنیم:
در حالی که شما در همین افکار سیر می کنید همسر گرامی دکمه را می زند
به یاب عزیز اینجا جز شما و همسرتان افراد دیگه ای هم هستند! اونرا که همه میدونیم گر مرد رهی میان خون و این شعرای قشنگ…چهارتا بینوای دیگه بین بادکنکای لاو ما چشمشون بدس ماست!
من فکر میکنم بعد از خودت فقط فرزندت هستش که بی شک و قطعا واسش این فداکاری را خواهی کرد(درمورد همسر و دیگران این مسئله متغیر هستش)
دکتر جان پرسیدی منطق! و من فکر میکنم هیچ منطقی در اون لحظه کاربرد نداره.اینجا مسئله شخصی نیست…تصمیم گرفتن برای بودن یا نبودن(جای شکسپیر خالی)دیگری باید تصمیم گرفت..اونم بین بچه هامون باید انتخاب کنیم..وحشتناکه
وحشتناک
شاید بهتر باشه خودم اول تکمه را فشار بدم که لااقل مرگ فرزند دیگر را به چشم نبینم(دیگه عقلم به جایی قد نمیده والله)
سلام
“و من فکر میکنم هیچ منطقی در اون لحظه کاربرد نداره.”
خیلی ممنونم
راستی! خودتان دکمه را بزنید که زنده می مانید و مرگ فرزند را تمام و کمال و به دست خود لمس می کنید!
به یاب گرامی مزاح ما را ببخشایند (لطفا)
خواهش میکنم.
ولی من تکلیف بقیه افرادی که چشم به اون کلید دارن رو هم معلوم کردم با سوالی که پرسیدم. واقعا آیا کسی میتونه دکمه رو فشار بده و مرگ و یا زنده ماندن حقارت بار اونها رو رقم بزنه. فکر میکنم ساده ترین و کم عذاب ترین راه همین باشه که برای سوزاندن قسمت تحتانی دشمن هم فوق العاده کارسازه.
اگر هم به فرض محال اتفاقی بیافته که باعث انبساط خاطر دکتر بشه باز هم این افتخار رو خواهم داشت که در حالیکه عاشقم و به کارم ایمان دارم، جان میسپارم (نثر مسجع همینطور تراوش میکنه لامسب).
دکتر جان چالش جالبی بود و به من خیلی چیزا راجع به خودم یاد داد.
این پستت رو هم بصورت اختصاصی لینک کردم.
(از بابت پرگویی عذر میخوام)
سلام به یاب گرامی، دوست عزیز من
ممنونم از حسن ظن شما. در مورد تصمیمتان هم خیلی خوب است که شما بدون فلسفه بافی و… تکلیف را روشن می بینید.
در دو پست پیش از این نوشته بودم که گاهی تا ذهن خاموش نشود تکلیف روشن نمی شود، ظاهرن توصیه شما این است که آنگونه عمل کنیم که احساس بهتری به ما بدهد و دست کم از این بابت که تکلیف روشن است بسیار خوب است.
همراهی شما باعث افتخار من است، بابت نظرات شفاف و بیان روشن شما باید تشکر کنم.
اووووف!! منطق به سمت نجات و ماندن فرمان می دهد ولی مسلم است من چشمانم را می بندم تا منفجر شوم ..حتی اگر صدای انفجار از دور زودتر بیاید!!!( یک لحظه برای شوهر و بچه ی نداشته ..جگر گوشه ی نداشته م بد جور جو گیر شدم!!!! مادرت بمیره که زنجیرت کردن این بی صفتا!!! واگذارتون می کنم به خدا!!!)
در مورد اون آدم هوش مصنوعی هم صحبتی ندارم!! والا طفلکی بعضی از زنان جامعه مجبورند در همان حد خودشان را مصنوعی جلوه بدهند حالا بی هوش هم بود که برای مشتری چه بهتر! نیازی به این همه خرج و سوزاندن فسفر نیست..
پس برای رفتن به آغوش مرگ منطقی نداریم؟
اوالونا، این که گفتی تعریف جالبی برای منطق بود! ولی من فکر کنم منطق فرمان به مرگ و رفتن هم بدهد گاهی…
میگم حالا خوب شد صحبتی در مورد اون هوش مصنوعی نداشتی اوالونا! صحبت به این نغزی حیف نبود نگی؟
گفتم شوهره که روز روزونش چشم دیدن ما رو نداشت حالا از اونور دکمه رو میزنه ناکام مردیم حالا به درک حداقل لال از دنیا نریم و یک ایدئولوژی از خودمان درکرده باشیم!!

(آدم را سگ بگیرد..جو نگیرد!)
جو بگیرد…شوهر نگیرد، آدم را…
سلام و عرض ادب
اگر مادر به سر کار نمیرفت و نزد فرزندش می ماند و فرزندش زنده می ماند، این هم از انعطاف پذیری بشر بود یا مغایر با انعطاف پذیری بشر؟
سلام دکتر جان
چه دنیای وحشتناکیه از اون رباط تا اون زنده به گور کردن چینی ها و در آخر هم صادر کردن دستور قتل عزیزانت. درسته این کار دست کمی از قتل نیست. من اصلا نمی تونم خودمو توی اون شرایط قرار بدم . وحشتناکه خیلی وحشتناک…..
ولی یه موضوعی که من بعد از خوندن کامنت ها متوجه شدم این بود که هیچکس فکر اون پدر و مادر بخت برگشته نیستند. همه بدونه استثناء به فکر همسر و بچه هاشون هستند پس اون پدر و مادری که شما را با سختی بزرگ کردند چی؟ اونها مهم نیستند؟ پدر مادری که اگر جای شما بودند مثل شما برای نجات جون بچه هاشون همون تصمیم شما را می گرفتند. در حالی که همون بچه ها به فکر جون خودشون و بچه هاشون هستند. یه موقع هایی خدا رو شکر می کنم به فرزندی ندارم و به این نتیجه می رسم که در این جور مواقع نداشتن بهتر از داشتن فرزنده.
در هر حال من هیچ پیشنهادی ندارم البته درستش اینه که فرد خودش دکمه را فشار بده که ریسک نکنه و حداقل جان ۴ انسان را نجات بده ولی من اصلا نمی تونم خودم رو توی اون شرایط بذارم. واقعا متاسفم
دکتر جون شما هم بیکاری این مطالب می ذاری توی وبلاگت. چرا آدم و توی تنگنا میذاری
سلام
بله مسئله پدر و مادرها که فرمودید برای من هم داشت سوال می شد! یعنی شد…
سوال این نیست که شما در اون شرایط چه خواهید کرد، پرسیده شده که آیا راهکار منطقی برای حل این مسئله وجود دارد؟
پست بعدی قول میدم از این لوس بازیها در نیارم
ببخشید یادم رفت که عذرخواهی کنم برای اینکه کامنتم طولانی شد.
این حرفها دیگه چیه! شما افتخار می دهید همراهی می فرمایید
ای بابا…اشتباه شد
مجبوری شما این دوراهی وحشتناکو جلو پای ما بگذاری؟!!!
کم تو زندگی مستاصل و درمانده ایم؟(ایکون دعوا)
من که گفتم نپرسیدم شما چی کار خواهید کرد
میدونی دکتر به نظر من خنده داره که در چنین شرایطی بخواهیم با منطق برخورد کنیم. مطمئنا من تو اون شرایط به دکمه حتی فکر هم نمیکنم چه برسه به اینکه به سمتش برم. اصلا کلا از کارای منطقی خوشم نمیاد راستش هم بخوای جدیدا اینجوری شدم. در مورد اون ربات هم باید بگم مسخره است.
طوطی سلام
راستش می دونی؟
حرفات کاملن منطقیه
ولی در مورد اون روبات، ببخشید مگه جای شما را تنگ کرده؟
سلام
مطلب جالبی بود
حالا میخوام شما مطلب آخر و مطالعه کنی و جواب بدی؟؟؟؟
تصمیم ؟
سلام
کنجکاوی که بدونی من دکمه را می زنم یا نه؟
سلام آره خیلی کنجکاوم بدونم چیکار میکردی؟؟؟؟
!!!!!!B0o0oM!!!!!
سلام بابک جان
سلام آقای دکتر
آقا ما رو هم تو بازی راه بدید !
من یه دوست افغانی دارم که طالبان همه خانواده اش رو جلو ش سلاخی کردن!!!!
میدونید حالا چی اذیتش میکنه ؟
فکر خود کشی!!!!!!
(گذشته از فرمایش نیچه در باره فکر کردن به خود کشی )به نظر شما اگر میتونست دکمه رو فشار بده چیکار میکرد؟
به نظر من در این لحظه اصلا نمیشه منطقی تصمیم گرفت.
هیچ وقت در لحظات حساس و سرنوشت ساز، در لحظاتی که تحت فشار روانی و یا حتی فیزیکی هستیم و در لحظاتی که زمان کوتاه هست نمیشه منطقی بود . اما اگر الان بخواهیم منطقی به اون زمان فکر کنیم می تونیم بگیم که منطقی ترین کار اینه که یکی از طرفین دکمه رو فشار بده تا حداقل نیمی( و یا از دید پدر و مادر ، یکی از فرزندانشان) زنده بمانند اما مطمئنا تا آخر عمر دچار اختلال روانی خواهند شد!!!
من اگر در اون شرایط بودم، مطمئنا قبل از هر تصمیمی که بتونم بگیرم ، از استرس زیاد ایست قلبی خواهم کرد
خدا کنه همسر شما در اتاق دیگه هوشیار و سلامت باشه تا بتونه قبول زحمت کنه…
من که هنوز متاهل نشدم اما اگه تو این وضعیت قرار بگیرم قبل از اینکه فکر کنم و یه راه حل منطقی پیدا کنم از خدا می خوام معجزه بشه !
شاید انتظارم برای معجزه انقدی طول بکشه که از خود خدا بپرسم چرا بعضیا انقدر بیرحمند ؟
صبر کنید محبوبتان دکمه را بزند همه سوالها را حضورن بپرسید
سلام دکتر عزیز
خودت استادی و میدانی و شاید هم به عمد چنین کردی، ولی معلوم است که بعد از معمایی که طرح کردی سئوال شما بین انتخاب منطقی و احساسی یک PseudoChoice است. در واقع در این گونه مواقع افراد بر اساس معیارهای ارزشی خود عمل میکنند نه بر اساس منطق یا احساس (حتی اگر خودشان ندانند و ظاهراً سخن از منطق یا احساس به میان آورند).
مثلاً یک معیار من این است که هیچ گا هنباید کسی را کشت (به هر دلیل) و یک معیار دیگرم هم که ناشی از اعتقادی است که در حال حاضر دارم این است که اگر بمیرم به احتمال زیاد دوباره به دنیا خواهم آدم (نیامدم هم نیامدم، حالا مگه این دنیا چه تحفهایه؟) بنابراین
کسی مثل من در چنین موقعیتی آن دکمهء کذایی رافشار نخواهد داد و به دنبال راه فرار یا قطع این جریان میاندیشد. اگر محبوبم دارد به سوی دکمهء خودش هجوم میبرد دارد براساس معیارها و ارزشهای خودش عمل میکند و حق هم دارد که این کار بکند. در قبال کسانی هم که با من در اتاقند هم سعی میکنم به آنها آرامش بدهم و آنها را مجاب بکنم به اینکه زنده ماندن و عذاب وجدان داشتن بدتر از مردن است.
(راستی در این گونه پیکهای پرسشی و نظرسنجی به قول یکی شاید بد نباشد برای عدم تأثیر نظرات بر هم، پیامگیر آن را بعد از تأئید کنی، هان؟)
چاکریم
سلام آرش جان
اینکه بحث در جریان باشد هم به نظر من خالی از لطف نیست و به جهاتی بهتر هم هست.
این نقش شفا دهنده در بحران خیلی بدیع بود، ولی به قول جناب رضای گرامی کمی سخت است تصور اینکه در کشاکش چنان بحرانی یک فرد چنان آرام و تحت کنترل باشد که بتواند منشاء ایجاد آرامش شود…
افتخار دادی همراهی کردی آرش عزیز
راستی هوش مصنوعی برای آن رباتها برای تعیین ذائقهء “دوست پسر”شان و تطبیق یافتن با علائق جن.۳۰ آنهاست. والا قرار نیست آنها با این هوش مصنوعی خود در اوقات فراغت بنشینند و معادلهء سهمجهولی حل کنند.
سلام استاد
حق با شماست، قبول دارم که تو این مورد شما صاحب نظر هستید
سلام دوستان
شاید الان که تو موقعیتش نیستم اینو میگم اما من مطمئنم که مرگ برام شیرینتر از نبودن همسر و فرزندمه .پس منتظر میشم تا اون زودتر دکمه رو بزنه
با توجه به جواب نگارین فکر کنم احتمالا همه صبر می کنن تا اون یکی دکمه رو بزنه و بهترین اتفاق می افته. یعنی همه می میرن. به نظر من همه بمیرن بهتره. آخه این چه دردیه
درد بی درمون که میگن همینه دیگه
بله اولین چیزی که به نطر میرسه و شاید خیلی ها انجام بدهند اینه که عاملیتی در این جریان نداشته باشند، ولی این شرایط مسئله فوق قراردادی است و اون آدمهای دیوانه می توتنند دکمه انفجار اتاق هر کسی را جلوی خودش قرار دهند یعنی جای سیمها را عوض کنند طوری که اگر دست به دکمه بزنی به معنی انفجار خودت باشد و نجات دیگران و حالا دیگر موضع انفعال و دست نزدن به دکمه معنی بدی خواهد داشت…
فکر کنم باید بیشتر فکر کنم یا دوباره مطلب رو بخونم
سلام
اگه لازمه من یه بار دیگه بنویسم
از خوندن نظرات بیشتر لذت میبرم تا ثبت نظر خودم!
سلام این منم عزیز. وقتت خوش.
قسمت اغازین که دربرگیرنده سخن نیچه بود کمی ظاهرفریب هست.
ولی موافقم باهات که رباییدن مرد اصلا زیبا نیست.
و قسمت های بعدی ذهنم و به سمت فیلم اره سوق داد. جایی که زمان به نهایت ارزشمندی خودش میرسه و ۶۰ ثانیه حکم ۶۰سال زندگی رو اجرا میکنه.
احساس میکنم اون موقع منطق چیز جالبی نیست. بلکه ندای درونی زیباترینه و مارو به بهترین انتخاب رهنمون میکنه.
شا باشی دوست فلسفی ام.
زنده باشی دوست صمیمی من
سلام دوباره. خوشحالم که این چالش هنوز ادامه داره. جای دکمه ها اگه عوض بشه که دیگه خیلی روانی میشه در حد فیلم اره!
راستی همونطور که قبلا هم درخواست کرده بودم من در امر به یابی (پیدا کردن وبلاگهای خوب در زمینه های مختلف) نیاز به استفاده از سلیقه شما و سایر دوستانتون دارم لطفا جمیعا اجابت فرمایید.
سلام
به روی چشم دوست گرامی من، اگر سایت جالبی دیدیم خدمتتان معرفی می کنیم.برای شروع این سایتها را ببینید:
http://www.abzarak.com
http://www.persina.com
ممنون از عنایت و حسن ظن شما نسبت به سلائق ما و همراهان…
زندگی روزمره سرشار از چیزهایی ست که مطلقا درست یا غلط نیستند. حتی تقریباً هم نمیشه گفت درست هستن یا غلط که بخواهیم مثلا منطق فازی رو استفاده کنیم. ولی منطق موقعی نتیجه میده که کیفیت و کمیت ورودی هاش دقیقا به اون داده بشه. علاوه بر این تعریف ما از مطلوب و نامطلوب باید تعیین شده باشه. در صورتی که موضوعاتی مثل روابط انسانها و خود انسانها بسیار پیچیده و ناشناخته و حتی غیر قابل تعریف هستن.
اونچه که درباره این موقعیت قابل توجه (و البته آزاردهنده) هست، حالت صفر و یکی در تصمیم گیری است که عملا در زندگی روزمره برای ما اتفاق نمیوفته (یا لااقل نه به این شدت). مغز ما که خودش اساسا با منطق کار نمیکنه ظاهرا برای محیطی ساخته شده که در اون با احتمالات و گزینه های زیادی مواجهه. و این دقیقا برعکس هوش مصنوعی در کامپیوترهای امروزی هست که در دنیای کوچیک و صفر و یکی بهتر کار میکنن.
سلام
اولین باره اینجا نظر میدم چون طبق عادت دیرینه هر وقت نمی دونم باید چیکار کنم حتمن یه کاری می کنم! دیدیم بحث شما از اون ندونم هاست…
در مورد قسمت اول مطلبتون منم فکر می کنم خیلی بد میشه وقتی جایگاه زن و مرد عوض شه اصلن انگار بعضی چیزا نسبیت فقط می تونه تو جزییاتشون نفوذ کنه اصل قضیه همونه که هست حالا می خواد قرن ۲۱ قبل از میلاد ! باشه یا بعد از میلاد
دیگه اینکه من دکمه رو فشار نمیدم فکر می کنم نظر پدر و مادرم هم همین باشه ولی در مورد شوهر ندیده مان اگه جرات داره دکمه رو فشار بده اونوقت من دم در اون دنیا با کلی دینامیت منتظرشم:D … ولی جدی من در این مورد با کوندرا موافقم که می گه “من احساس می کنم پس هستم” احساس همیشه یه راهی داره حتی اون مواقعی که خون به مغز نمی رسه و عقل تعطیله.
سپاس
سلام
خیر مقدم عرض می کنم. کاش یک نشانی از وبلاگ یا سایت خودتان می گذاشتید دوست من.
به یاب جان تشریف بیار وبلاگای لینک شده ی منو نگاهی بیانداز
همه از بهترین هایند
دکتر جان آپ نمیکنی؟
متاسفانه سرویس اینترنت من نمیدونم چه مشکلی داره که نمیتونم به بلاگفا کامنت بدم. من قبلا هم بلاگ شما رو دیده بودم وقصد داشتم پیام شخصی بدم اما متاسفانه باید امیدوار باشم با اجازه دکتر فعلن از اینجا این کار رو بکنم. ممنون از توجهت scent of woman
سلام نسرین گرامی
آپ هم می کنیم، اگر خودمان آپ شویم، مدتی است خودمان هم Down هستیم
اقا اجازه ؟ تو کتاب منطق ما صفحه ی ۱۷ نوشته : “منطق علمی است که اصول و قواعد درست اندیشیدن را می آموزد ، به تعبیر دیگر مجموع دستورها و قواعدی است که هرگاه شخص به کار بندد ، از لغزش و خطای فکر مصون می ماند ”
{این شکلکه چقدر زشته!}
خوب ۶۰ ثانیه هم زمان کمی نیست برای تصمیم گیری . شما همین الان نفستو حبس کن . ببین میتونی تا یک دقیقه نفس نکشی ؟ پس میتونیم درست تصمیم بگیریم ولی چون ذات ما همیشه دنبال قهرمان شدن و قهرمان بازی و قهرمان پروری هست ، مطمئنا دکمه رو نمیزنه تا خودش و اهل بیتش بمیرن . بعضی موقع ها هست دکتر جان عقل مغلوب احساسات میشه . اینو یه بچه ی پشت کنکوری داره میگه . هی خدا
+ سلام اینمنم خان! تقریبا یک هفته ای بود که هر وقت اینجا رو باز میکردم میرفت تو آذرماه اون پست تقدیم به تو . تازه از دیشب دوباره خوب شد . میگم اون خانم و آقای خوشحال که دارن کتاب میخونن رو عکسشون رو برای چی گذاشتین ؟
سلام
مشکل اینه که از حافظه کامپیوتر شما یک پست قدیمی بالا می آمده و نه جدیدترین پست از روی اینترنت. این یک مشکل شایعه. گاهی وقتی وارد یک سایت می شی و میبینی مدتی پست عوض نمیشه… لازمه دکمه کنترل را نگه داری و اف۵ را بزنی(ctrl+F5) به اینصورت کامپیوتر شما از روی حافظه موقت (cash) یک پست قدیمی را نخواهد آورد و در عوض جدیدترین پست را از اینترنت خواهی گرفت.
سلام



ادم این پستو میخونه ویرش میگیره خودشو تو این قسمت اخر مجسم کنه راستش منم در کمال مسرت اعلام میکنم که بنده ترجیح میدادم که همه با هم تشریف ببریم منزل اخرت حتی اگه بچه داشتم دلم نمی خواست بچه هام بعد از من بمونن
ولی خوب در مورد طرف مقابل با هر مقدار اطمینانی که بهش داشته باشم خودمو برای هر عکس العملی اماده میکنم مثلا اینکه یه هو بگه :نگاه جان یه بابایی میگفت بودن یا نبودن مسئله این است ..خوب عزیزم هر چند تحمل داغت سخته ولی چه میشه کرد
البته اگه اینو بگه قبل از انفجار خودم منفجرش میکنم
راستی من این سوالو از خواهرم پرسیدم (گفتم اگه تو این موقعیت قرار بگیری چیکار میکنی)جوابای ایشون بدین شرحه:
۱.دوربین مخفیه
2.من از این مرحله انصراف میدم
3.تا ده ثانیه قبل از انفجار صبر میکنم شاید اونی که میخواد این بلا رو سر ما بیاره از خر شیطون بیاد پایین اگه نیومد ………..خودمو پرت میکنم رو بمب
واقعا معذرت بابت شیرین عقلی هایی که نوشتیم
سلام
ممنونم دوست عزیز از همراهی شما و خیلی خیلی ممنونم از شما و خواهر گرامی شما. طراوتی دادید به کامنتدونی اینجا با کامنت جالبتون.
احوال آقای دکتر؟
زنده باشید بانوی گرامی
سلام…. واااااای این دیگه چی بود؟!!!…. حتی فکر کردنش هم سخته… جدا در این مواقع منطق هیچ جایی نداره.. مطمئنم من اگه تو چنین موقعیتی باشم اصلا به اون ساعت و دگمه و این که یه جای دیگه کسی که دوستش دارم با همین چشم انداز روبه روه هست فکر نمی کردم… چشم هام و می بستم و انقدر فشار می دادم تا این ببینم چی می شه… این بهتر از یک عمر عذاب وجدان داشتنه….
پس:
“در این مواقع منطق هیچ جایی نداره.”
ممنونم
من که تکلیفم معلومه!!! (چون زن ذلیلم)
منم با نگارین و بهیاب و منوچهر و خیلی های دیگه موافقم. در کل زنده بیرون اومدن از یک بازی مسخره و وارد یه بازی مسخره دیگه شدن،ارزشی نداره. من دوست ندارم بازیچه باشم حتی بازیچه خداهای ساختگی، حتی اون عروسکهای هوشمندی که فقط به قصد سود تجاری تولید میشن و نه برای رفع مشکلی از جامعه بشریت.
سلام و خیر مقدم
خدمت رسیدیم و از مطالب نغز وبلاگ شما لذت بردیم. مجددن برای عرض ادب خدمت می رسم.
یعنی می فرمایید زنده بیرون اومدن از یه بازی و وارد شدن به به بازی مسخره دیگه هیچ ارزشی نداره؟ این مغایر ضرب المثل قدماست که میگن: از این ستون تا اون ستون فرجه! ها…
به متین عزیزم:
دوست خوبم فرمودی پشت کنکوری هستی..پس هنوز تاهل اختیار نکردی و طبعا فرزندی هم نداری..خب این طبیعیه که تصور کنی کسانیکه به این صراحت میگن صبر میکنیم تا همسرمان دکه را فشار بده واست کمی عجیب باشه…یکی از معجزات هستی همین زایش و ایجاد عشق در زاینده و خالق(که اونم از ذات متعالی سرچشمه میگیره)هستش
من شخصا وقتی پسرم را بدنیا آوردم حتی فکرش را نمیکردم که حامل موجودی هستم که روزی بودنش را به هستی ام ترجیح بدم..که برای هر نفسش جان بدهم..اینها شعار نیست..احساسات مادرانه ایست که قدمت تاریخی داره!بنابرین منکه در عمل بارها ثابت کردم برای فرزندم حاضرم جان که سهل است!خوشبختی ام را هم بدهم پاسخ به این پرسش فرضی نباید زیاد سخت باشه و فقط انتخاب کردنش سخته..بین پاره های تنت کدام را انتخاب کنی..اینجاست که منطق و دودوتا چارتا کاربرد نداره…مصلحت و امتیاز دادن محلی از اعراب نداره و اصلا خنده داره..پس ترجیح میدم بمیرم و انتخاب نکنم..حالا گرچه با مرگ من یکی از فرزندانم نیز کشته شوندو اینهم از خودخواهی من ممکنه باشه که از مسئولت انتخاب شانه خالی کردمو این کار سختو به عهده ی همسرم گذاشتم ولی بابا دیگه ولم کنید بذارید بمیرم…ایییییش
چقد فکر کنم مخم ترکید والله
سلام نسرین گرامی
حالا شما اینقدر ناراحت نباش، روزگارو چه دیدی؟ شاید اصلن همسر گرامی به شما فرصت اینقدر فکر کردن و حرص خوردن هم ندادند
دکه همان دکمه هستش…
تا زمانیکه پست جدید نگذاری همین آش و همین کاسه
باید کامنت های منو تحمل کنی(زورم میاد بیام سربزنم که ببینم اپ کردی یا نه و دست خالی برگردم
حق با شماست شرمنده
الان چشمم افتاد به کامنت زهرای عزیز و جواب شما
زهرا جان قرار شد شفاف جواب سوالو بدیم..بی هیچ شعار و حاشیه
شما خیال کن مثلا سی سال پیش این سوالو از والدین شما یا من میپرسیدند..قطعا جوابشون همین است که من و شما می دهیم و زندگی من و شما را به والدینشون ترجیح میدادن!!!
خب این یه سیکله..شاید خوشایند نباشه ولی حقیقته!
نمیدونم شما فرزندی داری یانه(شما که خوشبختی بچه دار شو..چرا آخه بدبختا هی تند و تند تولید مثل می کنند و خوشبختا دست دست؟!!)
خلاصه……اگر فرزندی داشته باشی کاملا میتونی عرایض منو لمس کنی و به این انتخابمون خرده نگیری…
گمونم دکتر جان شما هم هنوز مزدوج نشدی که اسن سوال که جوابش بدیهی ست را داری(منتظر جواب سوالم نیستم که اصلا اهل فضولی در مسائل شخصی دیگران نیستم….بی منظور عرض کردم)
“شما که خوشبختی بچه دار شو..چرا آخه بدبختا هی تند و تند تولید مثل می کنند و خوشبختا دست دست؟!!”
طبق معمول خیلی باحال و جالب گفتی
تو زندگی آدم هیچ کس و هیچ چیز عزیزتر و مهم تر از بچه ی خود ادم نیست!
حتی پدر و مادر که بهمون هستی دادن و مراقبمون بودند که اینقدی بشیمو واسشون در واقع شاخ بشیم!!
طبیعت خیلی بیرحمه عزیزم
خیلی
و اینهم یکی از طبیعی ترین رفتارها و احساسات آدمی ست..
ببین من اگه یک انتخاب داشته باشم فرزندمو انتخاب میکنم برای زنده موندن..ولی اگه دو انتخاب داشته باشم شک نکن که فرزندم و والدینمو انتخاب میکنم و خودم را فدای اونها خواهم کرد..امیدوارم دیگه شبهه و سوالی که ایجاد شد با این توضیحات برطرف شده باشه
دکتر جان بیا درین مورد کتاب بنویسیم..گمونم بترکونه
مطلب که مرتبط با ترکوندنه ، کتابش حتمن می ترکونه
سلام به دکتر و نسرین عزیزم
من جسارت نکردم فقط سوال کردم در ضمن من فرزندی ندارم و خدا نخواسته داشته باشم و از این موضوع ناراحت نیستم بلکه خوشحالم که خدا خیلی دوسم داره که بهم بچه نداده چون بچه داری خیلی سخته و دوست ندارم که مشکلات مادرها را داشته باشم چون می دونم بچه ها برای مادر و پدر چه حکمی دارند و می دونم که وجود ما بچه ها مادرمون را از پا دراورد برای همینه هم خدا رو شکر می کنم و طبیعیه که مادر و پدرم برام اونقدر عزیز هستند که توجه کردن بهشون از هر چیز برایم مهمتره تو این دنیا و نسرین عزیز میدونم که مادر بودن خیلی سخته چون می دونم که مادرها اول بچه هاشون رو می بینند بعد خودشون و دیگران را. دقیقا همون حسی که من به پدر مادرم دارم و البته من از دید خودم گفتم و برام سوال بود.
من از شما هیچوقت ناراحت نمی شم چون شما برای من مثل مادر خودم می مونید
من هم که جای پسر شما هستم زهرا خانوم، فکر کنم نسرین با این حساب بشه مادربزرگ من
دکتر کجایی شما؟ دیگه خیلی طولانی شد غیبتت………
سلام
بله ظاهرن طولانی شده، به قول حافظ! شعر باید خودش بیاد…
میخوای بگی زیاد جدی گرفتم؟
دکتر جان واقع بینانه که نگاه کنیم ای کاش بهمون فرصت تصمیم گرفتن میدادن!گیرم سخت باشه!!
گاهی تقدیر بشدت بیرحم و پرشتاب میشه!!
راستی منظورت حافظ حیدر زاده س؟
دقیقن
سلام دکتر عزیز

نمی دونم شاید. باید از خود نسرین جون پرسید.
ولی من ناراحت نشدم بلکه خوشحالم شدم که پسر خوبی مثل شما دارم مادر…….
نسرین جان امیدوارم که شما هم ناراحت نشده باشید همش تقصیر این دکتر که دنبال شر میگرده می خواد دو نفر رو به جون هم بندازه خودش بشینه و هی به ما بخنده
عجب پسر شیطونی دارم ………
من اصلن خنده ام نمیاد این روزها…
http://dahe60.blogfa.com
بخونید..شیفته اش می شید شما هم
البت اگه تا بحال نخونده باشیدش
نه نخونده بودم
برای هم نسلان من دوره ی نوجوانی شان را درین روزهای سیاه و تاریک گذروندند تداعی کننده ی جالبی ست..توصیه میکنم از بخش خاطراتش غافل نشو
ممنونم
سلام بابک جان
سلام آقای دکتر
آقا ما رو هم تو بازی راه بدید !
من یه دوست افغانی دارم که طالبان همه خانواده اش رو جلو ش سلاخی کردن!!!!
میدونید حالا چی اذیتش میکنه ؟
فکر خود کشی!!!!!!
(گذشته از فرمایش نیچه در باره فکر کردن به خود کشی )به نظر شما اگر میتونست دکمه رو فشار بده چیکار میکرد؟
آقای دکتر کامنت بالا را بالاتر هم گذاشته ایم سایت محترمتان به هیچ جایشان حسابمان نکردند (منظورم ستون آخرین دیدگاه است)
اجبارا دوباره لحاظ نمودیم
عذر خواهی مارا بابت تکرار لحاظ فرمایید
اصلاحیه: (ستون آخرین نظرات)
باز هم عذر خواهی میکنم
شکواییه :ایضا باز هم به….. مشان هم حسابمان نکردند !!!
سایت محترم را عرض مینماییم.
سلام وحید جان
موقتن کامنتها پس از تایید آشکار می شوند و ببخشید که این تغییر موقت و جدید تایید کامنتها باعث زحمت شما شد. اون آقای افغانی هم اگر رفیق شما باشد نباید نگران خود کشی اش باشیم، باید نگران آینده طالبان باشیم
سلام دکتر جان
خبر جدید رو شنیدی؟؟
روش مصرف قرص های ای سی عوض شده
به جای ۷۲ ساعت تا ۱۲۰ ساعت میشه بعد از سکس مصرف بشه
و اگه ال ان جی تجویز کردی باید ۲تاش رو همزمان با هم بخوره.ولی ال دی همون ۴ تا الان ۴ تا ۱۲ ساعت بعده .تری فازیکم ۴ تا سفید الا ۴تا سفید ۱۲ ساعت بعد.وتوجه توجه.قرص اچ دی رو حذف کردند نباید برای ای سی و جلوگیری از بارداری تجویز بشه!!!!
راستی
اوف ف ف
عجب عروسکی طراحی کردند
خدا خیرشون بده
نمیشه یه دونه مرد هم بسازند؟؟؟
یه دونه فقط؟!
انسان و هر جنبنده دیگری اولین ومهمترین وظیفه ای که به عهده اش گذاشته شده تداوم نسل است و اولین قدم در این راه حفظ خویشتن.
البته زیباست و نگارنده این سطور نیز میگویم که آن کسی را که دوست دارم به خود ترجیح میدهم و لی آیا در آن شرایط غرایز اجازه خواهند داد؟ و در توضیح جانفشانی والدین و علی الخصوص مادران به پای فرزندانشان باز باید بگویم که مساله اخلاقی نیست بلکه همان است که طبیعت برای ادامه نسل از ایشان خواسته است
قابل توجه مادران فداکار، زیر پاتونو بپایین بهشته! حوری لگد نکنید
دکتر اگه دیگه نمیخوای بیای بنویسی بگو تا منم وبلاگ نویسی رو بزارم کنار
طوطی شما اگه جدن گذاشتی کنار بگو تا من شروع کنم
ولی ممنونم از لطف و احوالپرسی شما
سلام و خیر مقدم
بله موافقم که در برخی شرایط مثل همین مثال فوق منطق به کار نمی آید.
سلام
شاید دستم تا کنار دکمه می رفت اما نمی زدم. چون در تمام مدت فکر می کردم که اگه هیچ طرف دکمه رو نزنه شاید اتفاقی نیفته. شاید اون جمله رو برای اجبار ما به انجام کاری گفتن. حتی اگه دو طرف منفجر بشه و طرف مقابل دکمه رو بزنه ، اونی که باید تمام مدت عذاب وجدان رو تحمل کنه من نیستم.
زدن یا نزدن دکمه در هر صورت توفیری نداره. یکی منفجز میشه می میره اون یکی هم چند سال بعد یا خود کشی می کنه یا دق .
چون دل خودکشی رو ندارم و ایضا تحمل عذاب وجدان رو، پس دکمه رو نمی زنم
مطلبتون منو یاد قسمت سوم فیلم بت من انداخت.