در تاریخ ۲۹ دی ۱۳۸۸

عجز و عشق

gerdab

عشق در کار دل سرگشتهٔ ما عاجزست

بحر  نتواند  گشودن  عقدهٔ  گرداب  را

صائب

این متن زیر از اولین مطالبی است که در این وبلاگ نوشتم:

“امروز که من به جایی رسیده ام که هیچ چیز مگر تعهدات انسانی و تعلقات احساسی من را وادار نمیکند که در مقابل دیگران هزینه ای کنم یا محدودیتی برای خود قائل شوم، به یکی از شیرینترین موهبتهای دنیا رسیده ام. امروز هر چه از دیگران بی تعهدی و بی مهری می بینم برایم حسی امیخته از غم و رهایی به همراه دارد. پس من از هر که مرا میازارد نه فقط آزرده که ممنونم.”

######################################################

صلاح کار کجا و من خراب کجا                          ببین تفاوت ره کز کجاست تا به کجا…

۸۸ دیدگاه
 


۸۸ دیدگاه

  • سانی گفته:

    یه متن پر از احساس :razz:

  • رضا گفته:

    آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
    آ یا بود که گوشه چشمی به ما کنند

    • ? گفته:

      امروز هر چه از دیگران بی تعهدی و بی مهری میبینم برایم حسی امیخته از غم و رهایی به همراه دارد. پس من از هر که مرا میازارد نه فقط ازرده که ممنونم
      این جمله ها بد جور به دلم نشست… یه جورایی حسش می کنم

    • سامان گفته:

      در نگاه آنان که پرواز را نمی فهمند هر چه قدر اوج بگیری بیشتر کوچکتر خواهی شد . ارنست همینگوی

    • فاطیما گفته:

      هنوزم بهش اعتقاد داری؟
      به ازادی دادن و رها شدنت کمک کرده واقعا؟

      • اینمنم گفته:

        اعتقاد به چی؟
        به بی مهری دیگران؟! :???:

        • فاطیما گفته:

          به این :
          هر چه از دیگران بی تعهدی و بی مهری می بینم برایم حسی امیخته از غم و رهایی به همراه دارد.؟

          • اینمنم گفته:

            بله، اینکه نوشته ام در تقابل با نزدیکان و آنجایی مفهوم میابد که شما محدود به تعهدی هستید که عواطف انسانی متقابل ضامن حفظ و بقای این رابطه و تعهد است. البته اعتقاد که نمیشه گفت ولی چندین بار در زندگی تجربه اش کرده ام. پر واضح است که وقتی عهدی مبتنی بر مهرورزی متقابل شکل می گیرد بی مهری دیدن به مثابه شکستن عهد از سوی طرف مقابل است چرا که اشاره کردم ضامن حفظ تعهداتی از این دست تنها مهر متقابل و تعلقات خاطر است. حالا شما اگر از دایره هر تعهدی خارج شوید به نوعی به رهایی و آزادی بیشتری می رسید. می تواند این رهایی آمیخته با غم باشد یا نباشد ولی چون در چنین روابطی عواطفی در بین بوده معمولن غمی هم در شکستن چنین عهدی تجربه می شود. :smile:

            • فاطیما گفته:

              این بی تعهدی و بی مهری زمانی که محتاج دیگران هستی رو چکار میشه کرد؟
              فکر میکنم ذهنم درهم ریخته همین بی مهری هائی ست که در فامیل بوجود آمده و دست من بسته است برای تقابل …و حس زندانی بودن رو دارم.

              • اینمنم گفته:

                با کمال احتیاج، از خلق استغنا خوش است
                با دهان خشک مردن بر لب دریا خوش است
                (با لبان تشنه مردن بر لب دریا خوش است)

                نیست پروا تلخکامان را ز تلخیهای عشق
                آب دریا در مذاق ماهی دریا خوش است

                هر چه رفت از عمر، یاد آن به نیکی می‌کنند
                چهرهٔ امروز در آیینهٔ فردا خوش است

                برق را در خرمن مردم تماشا کرده است
                آن که پندارد که حال مردم دنیا خوش است

                فکر شنبه تلخ دارد جمعهٔ اطفال را
                عشرت امروز بی‌اندیشهٔ فردا خوش است

                هیچ کاری بی تامل گرچه صائب خوب نیست
                بی تامل آستین افشاندن از دنیا خوش است

                دوست گرامی من شاید من نتوانم دقیقن درک کنم منظور شما چیست و به همین دلیل ترجیح می دهم خام و زود هنگام راهکار ارائه نکنم ولی می توانم به خود اجازه دهم و به نکته ای کلی اشاره کنم:
                همانطور که در اولین بیت شعر فوق آمده، از خلق استغنا خوش است…
                یا به قول بزرگی دیگر:
                گاهی ما مصداق این مصرعیم که: آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد…
                اگر ما بتوانیم به مرور Self satisfaction یا میزان رضایتمندی از خودمان را جایگزین مکانیسمهای دیگر کسب حال خوب قرار دهیم، به موهبت بزرگی دست میابیم که استغنا از دیگران هم جزئی از آن است. پس مشکل را شاید بتوان در بررسی سلامت و صحت رابطه (محتاج دیگران بودن) جست… قول معروفی است اینکه:
                چه خوش بی مهربونی هر دو سر بی…
                رابطه مبتنی بر احتیاج یک جانبه رابطه قابل تاملی است

                :mrgreen:

              • فاطیما گفته:

                وقتی مجبورم به خاطر دیگران حرفی رو نزنم یا به خاطر اینکه حرفی حدیثی دیگر و جر و بحثی پیش نیاد حرف نزنم و سعی کنم لبخند بزنم یه خورده زیادی اذیتم میکنه…مخصوصا برای منی که هیچ وقت نتونستم با تقاب باشم.منظور من از محتاج بودن اینه.این که مجبوری حرفی نزنی تا اونا همچنان فامیلت باقی بمونن….فامیل بقیه باقی بمونن….فامیل بچه ت باقی بمونن…والا که ……

                اینه کهبی تعهدی های دیگران به جای اینکه به من رهائی بده دست و پام رو میبنده.
                :mrgreen:

              • اینمنم گفته:

                بیشترین لطفی که به یک آدم می توان کرد این است که به او پاسخی شایسته و درخور بدهیم، چه به زعم خودمان پاسخی خوب بدهیم و چه به نظر خودمان پاسخی بد و درخور او بدهیم… ;-)

              • فاطیما گفته:

                فهمیدم…
                مرسی…. :mrgreen:

    • طوطی گفته:

      بابا تو دیگه کی هستی دکتر! محشر بود اون جمله ی آخرت :mrgreen:

    • زهرا گفته:

      سلام
      مطلبت زیبا بود و چرا غمگین؟ تو پست قبلی ات هم توی جواب کامنتم گفتی این روزها اصلا حوصله خنده نداری . چرا؟ امیدوارم که چیز مهمی نباشه و مشکلی پیش نیومده باشه.
      و اما پست امروزت هم یه جورایی بوی غم میده. انشاءالله که خیره………

    • havij گفته:

      بابا عیسی مسیح!بذار من یه سیلی دیگه اون طرف صورتت بزنم :lol:

      • اینمنم گفته:

        من نگران این سیلیه دومی نیستم، میترسم بعدش فامیل بشی بگی بزار گازت هم بگیرم ;-)

      • تمنا گفته:

        شرح این قصه دل پایان نیست…
        هرجا دل ست و دلدادگی..غم هم کنارش هست. جایی خوندم دلی که درد نکشه نمیتونه زیبا باشه. انسانی هم که نتونه درد بکشه نمیتونه درد دیگران و درک کنه.
        من بارها گفتم و نوشتم که غم هم دلمون و جلا بده و هم میتونه مارو توی مرداب خودش فرو ببره. بستگی به نگرش ما و درک و شعور ما داره. اون غمی که مارو درون آتشدان عشیمی میسوزونه و روحمون و سیقل میده زیباتر از همه خنده ها و لبخندهاست.

        شاد باشی دکترجان.

        • اینمنم گفته:

          ممنونم تمنای گرامی
          شما هم شاد و سلامت باشید :mrgreen:

        • selina گفته:

          چرا بی مهری دیگران به شما حس رهایی میده ؟ :???:

          • اینمنم گفته:

            سلام سلینا
            سعی کردم در پاسخ به فاطیما توضیح بدم و لطفن یه مروری بکن اگر مبهم بود بگو توضیح بیشتری بدم :smile:

          • وقتی میتونی این حسو داشته باشی که از زمین یه چند متری فاصله گرفته باشی و قد کشیده باشی!..وقتی که یک سر و گردن از دیگرانی که مذبوحانه سعی در تحقیر و ازارت دارن بالاتر باشی…

            شاید یه ابله با تبرش تنم را زخمی کنه…حتی ریشه ام را بخشکونه ولی من اونقدر قد کشیدم که نادیده ها را ببینم..که لابلای حجم انبوه شاخه های درهم و شلوغ و هیاهوی جنگل! آسمان را ببینم!!

            این حس رهایی را میفهمم..نه اینکه همیشه اینهمه چون تو خوشبخت باشم که این سعادت بندرت دست میدهد…
            گاهی دکتر جان..فقط گاهی

            خوشحالم که نگاهت به زندگی و آدمها این شکلیست..احسنت به تو

            • اینمنم گفته:

              ما که زیر بار شبیخون ابراز لطف و محبت شما کلن تسلیم و عاجز از پاسخیم…
              خداییش عرقم در اومد با این کامنت شما. حالا منظور این نیست که این حس یا این زاویه دید خوشبختی به دنبال داره…
              در واقع شاید یک مکانیسم دفاعی روانشناختی باشه برای تخفیف عوارض سوء پدیده ناکامی ;-)
              ولی به هر حال از حسن ظن شما ممنونم :mrgreen:

              • به یاب گفته:

                سلام بوی خوش. کامنتت رو واقعا پسندیدم

              • رضا گفته:

                با سلام
                جمله آخر بیش از حد زیبا و دلنشین است
                ملک جان را عشق چون کرد همرهی
                عقل کی یابد در ان دولت رهی
                هر که را دل کرد با او همرهی
                هم حکومت کرد آنجا هم شهی

                • رضا گفته:

                  در مورد جمله آخر باز هم می گویم بسیار زیباست و با ید با جان دل فهمید و لمس کرد
                  آنکه گوید گفت خوبان فهم نیست
                  لاجرم اورا ز دولت سهم نیست
                  دولت جان را مقام شاهی است
                  کی غلامی را به آنجا راه هست
                  بامید موفقیت و نوشته های زیبا تر

                  • اینمنم گفته:

                    جان هر زنده دلی زنده بجانی دگرست
                    سخن اهل حقیقت ز زبانی دگرست

                    خیمه از دایرهٔ کون و مکان بیرون زن
                    زانکه بالاتر ازین هر دو مکانی دگرست

                    در چمن هست بسی لاله سیراب ولی
                    ترک مه روی من از خانهٔ خانی دگرست

                    عاشقان را نبود نام و نشانی پیدا
                    زانکه این طایفه را نام و نشانی دگرست

                    یک زمانم بخدا بخش و ملامت کم گوی
                    کاین جگر سوخته موقوف زمانی دگرست

                    خواجوی کرمانی
                    :mrgreen:

                  • جوینده گفته:

                    یک جمله ی کوتاه امروز خوندم در مورد هوس و عشق که شاید بی ربط نباشه:
                    هوس در دل حلول می کند اما دل در عشق

                    • اینمنم گفته:

                      بی ربط نیست و بر همین اساس: هوس در دلی که مدهوش عشق است حلول نمی کند :mrgreen:

                    • دلا گفته:

                      وقتی که دل میگیرد….

                      • اینمنم گفته:

                        دل می گیرد و هوا می گیرد و…
                        اینها همه گذراست :smile:

                      • بابک گفته:

                        :mrgreen:

                      • بابک گفته:

                        صلاح کار کجا و من خراب کجا
                        ببین تفاوت ره کز کجاست تا به کجا

                        دلم ز صومعه بگرفت و خرقه سالوس
                        کجاست دیر مغان و شراب ناب کجا

                        چه نسبت است به رندی صلاح و تقوا را
                        سماع وعظ کجا نغمه رباب کجا

                        ز روی دوست دل دشمنان چه دریابد
                        چراغ مرده کجا شمع آفتاب کجا

                        چو کحل بینش ما خاک آستان شماست
                        کجا رویم بفرما از این جناب کجا

                        مبین به سیب زنخدان که چاه در راه است
                        کجا همی‌روی ای دل بدین شتاب کجا

                        بشد که یاد خوشش باد روزگار وصال
                        خود آن کرشمه کجا رفت و آن عتاب کجا

                        قرار و خواب ز حافظ طمع مدار ای دوست
                        قرار چیست صبوری کدام و خواب کجا….

                        • اینمنم گفته:

                          :mrgreen: ممنون بابک جان
                          کجایی پیدات نیست پسر؟

                          • بابک گفته:

                            زیر سایت :smile:

                        • بهـــار گفته:

                          خیلی دلنشین بود. اگر غمش موندگار نباشه دلچسبه این رهایی
                          :mrgreen:

                          • اینمنم گفته:

                            سلام
                            بله موافقم کاملن. در حالتهای غیر پاتولوژیک غم استعداد موندگاری نداره و خود به خود با گذشت زمان تخفیف پیدا می کنه :smile: :mrgreen:

                          • havij گفته:

                            علیرغم آنکه بامحتوای کنایه آمیزکامنت عیسی مسیح ! اماهدفم برای آن به دام انداختن تو بود، نه برای آنکه دراین پست پاسخ بدهم بلکه برای استفاده یاسوء استقاده ازآن درگفتگوی های خصوصیمان! اما چرادام؟
                            ۱- برداشت من ازکاربردقسمت نظرات دروبلاگ باتوجه به نیم نگاهی که به سایروبلاگ هاداشته ام ایجاد یک فضای دیالوگ برای گفت وگو (شنیدن وگفتن – یاد گرفتن ویاد دادن) است امافضای غالب این قسمت وبلاگت – به نظرمن – مراد ومریدی یادکترومریضی است. بیشترپاسخهای جدی تو ازمنظر بالادستی به مخاطب ، نصیحتی ویااصراربراشاره به نکته ای جدید – هرچندنامربوط – برای بیان غفلت مخاطب ازآن نکته است. عمده هدف پاسخ های شوخی هم دست انداختن است درکم ارتفا ترین موضع نقش میزبان رادربرابرتحسین میهمانان بازی میکنی (لطف دارید،خجالتمون ندید…) ولی کمترموردی شده است که نقد صریح راتحمل کنی. به این مورددرکامنت خود زنی باعنوان “نقش اول” اشاره ضمنی کرده بودم .
                            ۲- مطلق نگری درخیلی ازمطالب وبلاگت دیده می شود که شاهد آن قیدهای”همه ،هیچ ، حتماً… “می باشد که نمونه آن درمطلب همین پست دیده می شود هرچند که به خصوصیت همه یاهیچ خواهی درپست خودزنی خودت هم اشاره کرده بودی. اماکامنت عیسی مسیح ! برای تصویرکاریکاتوری ازعواقب این تصمیم گیری مطلق بود .
                            ۳- این رفتار فوق اخلاقی که درپست عجز و عشق مجسم می شود گمان نکنم درعمل (پراگماتیسم ) قابل دست یابی باشد درضمن اززوایای مفروض تفسیرشده ، قابل انطباق با”ابرمرد” جناب نیچه ی موردعلاقه شما، نیست . خواستم باواکنشی که احتمال می دادم با این کامنت نشان می دهی عملی نبودن این شیوه تئوری رامتذکرشوم .
                            امابایداعتراف کنم که با بدون پاسخ ماندن ازطرف تو معلوم شدکه سوراخ تور من برای صیدت کمی گشاد بوده است ولی فکرکنم چندتا از رفقای دانه درشتت را که گرفتار “شاه غلام ” بازی شده اند راگیر انداختم که با این نوشتار دام راتکان دادم تا رها شوند.

                            • اینمنم گفته:

                              سلام هویج عزیز و همیشه بی آلایش من
                              ۱. در مورد پاسخهای جدی من: خیلی جالب نیست که از منظر پایین دست پاسخ گو باشیم، فرض کنید من یا شما سعی کنیم با اشاره یا اصرار به پایین دست بودن خود در مقام پاسخ گویی برآییم! البته که شدنی است اما مشکل این خواهد بود که تابلویی از نوعی رابطه جدید را به نمایش خواهیم گذاشت که به مراتب نا متعارف تر و حتی سخیف تر از روال جاری است. ضمنن در این روال جاری و متعارف مشکل و عارضه ای نمی بینم… ضمنن اگر اینگونه رفتار کنم شما باید ضمانت دهید که در نگاه انتقادی شما باز این رفتار و اصرار من به پایین دست بودن را از مصادیق رفتار فوق اخلاقی قلمداد نکنید. خلاصه شما به هر دو شق جریان انتقاد کرده اید غفلتن.
                              - من نقد صریح را اگر برایم قابل فهم باشد و جدی باشد (یعنی مبتذل نباشد) صراحتن یا غیر صریح پاسخ می گویم. آنچه تحمل نمی کنم را یا حذف می کنم و یا پاسخ نمی گویم. اگر پاسخگویی من به نقد صریح برای شما عدم تحمل را تداعی کرده لازم است توضیح دهم که پاسخ گفتن من به معنای تحمل و تفکر و تعمق است. مثال خوب دم دست همین پاسخ گویی فعلی من به کامنت شماست، نمی دانم آیا اینکه در حال پاسخ گویی به شما هستم در نظر شما معنی عدم تحمل می دهد؟
                              ۲. در مورد دوم کاملن حق با شماست. من در یک بیان توصیفی از خودم به این خصیصه تمایل به مطلق نگری اشاره کرده ام ولی تاکید می کنم که آگاهانه سعی دارم از این وادی فرار کنم و اعتقادی به این جزم اندیشی ندارم اما اگر نتوانسته ام و شما مچ ما را گرفته اید، خوب گرفته اید و کاریش نمیشه کرد ;-)
                              ۳. قبل از اینکه شما این کامنت را بگذارید در پاسخ به ابراز لطف دوست خوبم “بوی خوش زن” پاسخی داده ام که اینجا تکرارش را می آورم:
                              “در واقع شاید یک مکانیسم دفاعی روانشناختی باشه برای تخفیف عوارض سوء پدیده ناکامی”
                              و اما اینکه فرمودید در عمل قابل دستیابی نیست را قبول ندارم. این شیوه تئوری نیست هویج عزیز و من تئوری پردازی نکرده ام بلکه این مطلب اشاره به تجربه های پیشین من دارد. کاملن عملی است هویج عزیز :smile:
                              و نهایتن اینکه بسیار مفتخر و ممنونم از همراهی شما
                              حالا دیگه آب هویج عزیز :mrgreen: ;-)

                            • آرش گفته:

                              خوب عزیز من تمام روابط انسانی دنیا در همین ۴ کلام (تعهدات انسانی و تعلقات احساسی)خلاصه می شود که البته اگر روابط تجاری را اضافه کنیم چیزی باق نمیماند

                              • اینمنم گفته:

                                سلام آرش عزیز من
                                خوب اشکالی نداره که آرش جان، در این صورت آنچه من گفتم تمام روابط انسانی من را شامل می شود و مگر اشکالی دارد که در تمام روابط انسانی من چنین حال و هوایی که توصیف شد برقرار باشد؟ :smile:

                              • به یاب گفته:

                                انسانهای انسان به هم محتاجند و در جستجوی یکدیگر. ولی از آدم نما ها باید گریخت. هرچه زودتر ذات گرگ منش کسی برایم معلوم شود زودتر تکلیفم معلوم میشود و هرچه توانمند تر باشم راحتتر میگذارم و میگذرم. (به یاب. ج۲ تفسیر المنم)

                                • اینمنم گفته:

                                  خیلی باحال بود ;-)
                                  (به یاب. ج۲ تفسیر المنم)!
                                  :smile: :o

                                  • به یاب گفته:

                                    ارزش آدمها به اندازه ارزشمندی خلوت تنهایی اونهاست.

                                    لطفا در امر پیدا کردن وبلاگهای خوب منو تنها نذارید(بار سوم)

                                    • اینمنم گفته:

                                      چشم قربان
                                      ما اگر فرصت کنیم به دنیای مجازی نت سری بزنبم، اطاعت اوامر شما از اولویتهای زندگی مجازی ماست ;-)
                                      چشم سوم ;-)

                                • selina گفته:

                                  بیشتر که فکر کردم دیدم حق با شماست .
                                  ممکنه رهایی با غم آمیخته باشه اما به هر حال رهاییه .

                                  • اینمنم گفته:

                                    :mrgreen:
                                    حق که با من نیست. یعنی به تفاهم رسیدیم مثلن;-)
                                    به هر حال ممنونم

                                  • ناشناس گفته:

                                    :mrgreen:

                                    • نازی گفته:

                                      سلام دکتر جون مدتی نبودم دلم تنگ شد اومدم یه سلامی عرض کنمو نوشته های عمیقتو بخونم و برم .

                                      • اینمنم گفته:

                                        ممنونم بانوی گرامی
                                        ما هم سر زدیم به شما و دیدیم که این موج ناخوشی این روزها! شما را هم گرفته!

                                      • زهرا گفته:

                                        سلام دکتر جون همه ناخوشند ولی دلیل نمی شه پست نذارید ما همراهان به امید پست شما و نوشته های شما هر روز اینجا سر می زنیم .
                                        من نمی دونم چی شده ولی انشاءالله که این سال زودتر تموم می شه و هممون راحت می شیم. :x

                                        • اینمنم گفته:

                                          سلام بانوی ارجمند
                                          بله، مطمئنن از کم سعادتی ماست که مدتیست فرصت همراهی با دوستان کمتر حاصل می شود…
                                          پس مشکل از این ساله؟!

                                        • نگاه گفته:

                                          دیر رسیدم..منظورم به همین موج ناخوشیتان ست مثه اینکه اپیدمی شده ..روزای ناخوشی که میگذره مثه همه ی روزای خوشی مهم اون اثری یه که از اونا توی ما تهنشین میشه ..گاهی وقتا همون اثر یعنی همون چیزی که ته نشین شده خیلی درد داره..مثه همین حسه شما که شامل تمام روابط انسانی و احساسی تون میشه ..به نظر من این حس تون از یه جای دیگه ام ممکنه اومده باشه..حس انسان دوستی زیاد شاید :mrgreen:

                                          • اینمنم گفته:

                                            سلام
                                            آدرس وبلاگتون را هم وارد کنید لطفن. ممنونم از لطفتون، ولی به قول شما شاید… :smile:

                                            • نگاه گفته:

                                              zaviyeyedid.blogfa.com

                                          • زن ذلیل گفته:

                                            من اهل این ناز و اداها نیستم که ذرتی قهر کنم، یکم صبر میکنم بعد قهر میکنم!
                                            قصه تکراری تنهایی آدمهای ایدهآلیست و اخلاقگرا تا ابد تکرار میشه.

                                            • اینمنم گفته:

                                              اصلن قصه تکراری واسه تکراره دیگه، اسمش روشه ;-)

                                            • evaluna گفته:

                                              بنابر سادگی یا جوانی یا هر چه دیگر بشود نامش گذاشت با آنکه بی مهری و بی توجهی و شاید بشه گفت بدی کم ندیدم ولی هنوز از سوراخی بارها گزیده میشم…نمی دانم شارژ باطری ما هم یک روز تمام میشود و به سیم آخر می زنیم و کلا با احساساتمان قهر می کنیم یا می پذیریم این است نوع بشر و تو اینی! اگر می خواهی همرنگ شوی معتل نکن و حرف نزن اگر عرضه شو نداری خفه خون بگیر و حقیقت اطرافت رو باور کن..بپذیر و ناراحت نشو! :smile:

                                              • اینمنم گفته:

                                                حالا همش هم اگه قبول، ولی آخه آدم چجوری هم خفه خون! بگیره طبق فرمایش شما و هم ناراحت نشه؟ یه کم سخته ها ;-)

                                              • evaluna گفته:

                                                راستی خطاب به خودمان بودا دکتر جان!
                                                :grin: :!:

                                                • اینمنم گفته:

                                                  خجالتمون نده دیگه، ما و شما نداریم که…

                                                • فاطیما گفته:

                                                  استاد بنده به دنبال یک عدد مشاور کودک فهم دار میگردم..شما میتونید کمکم کنید؟
                                                  یکی که الکی نسخه نپیچه و اینا…..

                                                  • اینمنم گفته:

                                                    بله شاید بتوانم
                                                    منظورتون از الکی نسخه نپیچه را دقیقتر بیان میفرمایید لطفن؟ منظور اینه که زود و سرسری نسخه نده؟ یا کلن دارو درمانی نکنه و از روشهای غیر دارویی بهره بگیره؟ یا حاذق باشه؟…

                                                    • فاطیما گفته:

                                                      منظورم همون دارو نپیچیدنه…
                                                      منظورم یه مشاوره که راجع به نحوه برخورد با یه سری از رفتارهای بچه ها بتونه راهنمائی کنه…
                                                      مثلا نرفتنش به مهد…ترسیدن از بعضی شلوغیها…و این قبیل…

                                                  • زن ذلیل گفته:

                                                    از اینکه سر زدید ممنونم. زن ذلیل های دیگه هم خجالت نکشن بیان. جمع بی ریاست.
                                                    با افتخار لینکتون کردم

                                                    • اینمنم گفته:

                                                      سلام دوست من
                                                      من هم متقابلن لینکتان می کنم :mrgreen:

                                                    • selina گفته:

                                                      کم کم داره ۱ ماه میشه ها ! :x

                                                      • اینمنم گفته:

                                                        سلام سلینا
                                                        کاری جز تشکر از لطف شما و عذر خواهی از من ساخته نیست :mrgreen:

                                                      • تمنا گفته:

                                                        در انتظار نوشته هایت هستیم..
                                                        بازا.. بازا…

                                                        • تمنا گفته:

                                                          این بازا منظورم به این شعر بود:
                                                          بازآ بازآ
                                                          هرآنچه هستی بازا
                                                          گر کافر و گبر و بت پرستی بازآ

                                                        • ویونا گفته:

                                                          اولا که منم اواتار میخوام :sad:
                                                          اخ دکتر جان نگو که دلم از دست خیلی ها خونه
                                                          یکی از دوستان می گفت تو این زمونه اگه به کسی هم خوبی می کنی نباید منتظر جواب باشی
                                                          اگه نمی تونی اینطور باشی اصلا به کسی محبت نکن

                                                          • اینمنم گفته:

                                                            چرا دیگه می تونی منتظر جواب باشی! می تونی منتظر باشی که ضمن یک جواب نامربوط حقت را بزارن کف دستت ;-)

                                                          • کیمیا گفته:

                                                            دکتر، شما که کارت اینقدر درسته و نظرات خوبی میدین میشه یه نظری هم در باره این جریان فرادرمانی (که من امروز تو مترو شنیدم!) بدین؟ اینم یه لینک:
                                                            http://www.interuniversal-karaj.ir
                                                            شاید به درد اون خانم فاطیما هم بخوره! البته با تاکید بر شاید!

                                                            • اینمنم گفته:

                                                              سلام
                                                              مدتها بود تصمیم داشتم نظر خودم را در مورد این گروه بنویسم ولی این کامنت شما باعث شد پست بعدی را به این مطلب اختصاص دهم.
                                                              ولی خلاصه بگویم که از نظر من می توان از مرور تعالیم و ادعاهای بنیانگذاران این گروه یا فرقه و همچنین واکنش آدمها به این ادعاها درسهای خوبی گرفت. خلاصه بگویم که برای اینکه فرادرمانی به درد کسی بخورد باید فرامریض یا فرابیمار بود یا شد! بر اساس تجربیات من و از نظر من فرادرمانی مورد تایید نیست :mrgreen:

                                                            • فاطیما گفته:

                                                              خوب هستید؟
                                                              نیستید .

                                                            • زن ذلیل گفته:

                                                              دکتر جان ظاهرا بدجوری اسیر زن و زندگیت هستی. برگشتی حتما بیا وبلاگم

                                                            • متین گفته:

                                                              دارم کم کم نگران میشم. نگران میشم عصبانی میشم. عصبانی میشم اینطوری میشم: :mrgreen:
                                                              دکتر قول میدیم بچه های خوبی باشیم، بیا!

                                                            • گلی خانم گفته:

                                                              این روزا خیلی بد شدن انگار مردم ! چند روز پیش به دوستی می گفتم اینقدر مجبور شدم از اونایی که بهشون دلبسته بودم دل بکنم که دیگه نایی برای دل بستن ندارم و دوست ندارم به کسی دل ببندم ! از بس که نامردی دیدم این چندوقته !



                                                              icon_wink.gif icon_neutral.gif icon_mad.gif icon_twisted.gif icon_smile.gif icon_eek.gif icon_sad.gif icon_rolleyes.gif icon_razz.gif icon_redface.gif icon_surprised.gif icon_mrgreen.gif icon_lol.gif icon_idea.gif icon_biggrin.gif icon_evil.gif icon_cry.gif icon_cool.gif icon_arrow.gif icon_confused.gif icon_question.gif icon_exclaim.gif 
                                                              

                                                              نوشته های اینمنم در ایمیل شما

                                                              لطفا ایمیل خود را وارد کنید:

                                                               

                                                              نوشته های این ماه

                                                              شهریور ۱۳۸۹
                                                              ش ی د س چ پ ج
                                                              « مرداد    
                                                               ۱۲۳۴۵
                                                              ۶۷۸۹۱۰۱۱۱۲
                                                              ۱۳۱۴۱۵۱۶۱۷۱۸۱۹
                                                              ۲۰۲۱۲۲۲۳۲۴۲۵۲۶
                                                              ۲۷۲۸۲۹۳۰۳۱  
                                                               

                                                              تبلیغات

                                                              abzarak.com
                                                              khabarkhoon.com
                                                               

                                                              رتبه اینمنم در گوگل

                                                               
                                                              Flash required
                                                               

                                                              آب و هوا