در موارد متعددی مقالات ویکیپدیای فارسی کاملن جهت دار و با سو گیریهای واضح نگاشته می شوند. مثالهای زیادی را می توانید مخصوصن در حوزه های فرهنگی و سیاسی بیابید. گاهی حتی سوگیریهای جناحی به وضوح فضای ویکیپدیای فارسی را مسموم کرده است. خلاصه اینکه با تاسف باید گفت در حال حاضر بسیاری از مقالات ویکیپدیای فارسی کاملن غیر قابل اعتماد هستند و هرگز نمی توان به ویکیپدیای فارسی به صورت دائره المعارف و منبعی معتبر استناد کرد.
بد نیست برای نزدیک شدن به بحث فرادرمانی مقاله مربوط به توضیح واژه فرادرمانی در ویکیپدیای فارسی را با هم مرور کنیم. وقتی در در ویکیپدیای فارسی واژه فرادرمانی را جستجو کنید صفحه ای را خواهید دید که ظاهرن توسط یکی از معتقدین متعصب به این گروه یا موسسه نگاشته شده است. چیزی که خیلی جلب توجه می کند متن کاملن ژورنالیستی و تبلیغاتی است که زیر لگوی این گروه یا موسسه نوشته شده است:
فرادرمانی؛ جسم، روان و ذهن انسان را به طرز باور نکردنی ای به سمت اصلاح و بهبود میل میدهد.
در همین نوشته تبلیغاتی می خوانید:
“نخستین بار فرادرمانی توسط محمد علی طاهری (عارف و محقق ایرانی) تعریف و به دنبال اثبات تئوری وجود شبکه شعور کیهانی در سال ۱۳۵۷ شمسی توسط وی ارائه شده است.”
باید پرسید که: به کجا ارائه شده است؟ چگونه و کی اثبات شده است؟
جالب است که اگر غفلت کنیم و یا به هر دلیل پرسشگری و تحقیق نکنیم، با خواندن جمله فوق قبل از اینکه به خودمان بیاییم پذیرفته ایم که “تئوری وجود شبکه شعور کیهانی” یک تئوری اثبات شده و متقن است که مو لای درزش نمی رود! حالا به کجا ارائه شده است و توسط چه کسی و چگونه اثبات شده و در کدام مجله علمی معتبر یا کدام محفل علمی معتبر این فرایند ارائه و اثبات تئوری اتفاق افتاده؟ و اگر این تئوری اینقدر محکم اثبات شده که دیگر تئوری علمی نیست! یا چرا این مقوله مهجور مانده و در محافل علمی منعکس نشده؟ کیست که پاسخ دهد؟
باقی متن هم تبلیغاتی است تا جایی که بیشتر تداعی گر ادای دین نگارنده متن است به این گروه تا توضیحی شفاف در مورد فرادرمانی.
و نهایتن مقاله مذکور به این جمله ختم می شود که:
“این بینش کلنگر علاوه بر افزایش هوشمندی جمعی بشر، همواره سلامت روان، ذهن و جسم را برای انسان به ارمغان دارد.”
البته جای تأسف دارد که قبول کنیم مقالات ویکیپدیای فارسی تا این حد غیر قابل اعتماد هستند ولی ظاهرن اینگونه است!. تا اینجا بیشتر منظورم نقد شیوه نگارش و فضای تبلیغاتی ویکیپدیای فارسی بود که نام دائره المعارف را هم بر آن نهاده اند!
پی نوشت: حدود دو هفته پس از انتشار این مطالب متوجه شدم نگارنده صفحه مذکور در ویکیپدیای فارسی تا حد زیادی مطالب فوق و ایراداتی که طرح شده را مورد توجه قرار داده و تصحیحات جامعی در مقاله فرادرمانی ویکیپدیای فارسی انجام شده و حتی متن تبلیغاتی زیر لگوی مذکور را حذف کرده است. جای امیدواری دارد که ظاهرن به انتقادات توجه شده و اما برای مقایسه کردن متن مقاله قبلی که مورد انتقاد من بود با متن تصحیح شده روی لینکها کلیک کنید.
نسخه تصحیح نشده مقاله فرادرمانی در ویکیپدیای فارسی که مورد بررسی و انتقاد قرار گرفت.
و اما نیم نگاهی انتقادی به فرادرمانی یا عرفان کیهانی یا عرفان حلقه:
تصویر آقای محمد علی طاهری
برای پرداختن به بحثی که ترجیح می دهم جنبه تبادل آرا و پرسش و پاسخ دوطرفه در قسمت نظرات این پست داشته باشد، در اینجا سعی در معرفی منابعی برای مرور برخی اطلاعات خواهم کرد که اگر حوصله مرور داشته باشید تجربه ارزشمندی خواهد شد.
مقاله ای تحت عنوان “آشنایی با فرادرمانی” نوشته محمد علی طاهری
گزیده ی جالبی از مقاله مذکور:
“در ضمن وجود لایهی محافظ فرادرمانگر را از خطر تشعشع شعور معیوب سلولی و سایر تشعشعات منفی بیمار و همچنین از تداخل موجودات غیر ارگانیک محافظت میکند. نکتهی مهم دیگر در این مکتب این است که شخص با سعی و کوشش و تلاش خود درمانگر نمیشود بلکه اجازهی درمانگری و تجهیز به لایهی محافظ، پس از مکتوب نمودن سوگندنامه به او تفویض میشود.”
بعدش هم این شعر را از حافظ نوشته اند:
به سعی خود نتوان برد پی به گوهر مقصود خیــال بـود که این کــار، بی حـواله بـود
یعنی احتمالن منظور حافظ این بوده که حواله لایه محافظ باید توسط دست اندکان عرفان کیهانی به نام شما عزیزان صادر شود!
متن کامل مناظره محمد علی طاهری با حجت الاسلام عابدینی. (عرفان حلقه، فرادرمانی، عرفان کیهانی)
لینک سایت اصلی این گروه یا موسسه خواهش می کنم قسمت مقالات سایت را ببینید.
لطفن حتمن قسمت برگردان موسیقی (صوتی و تصویری) را در ستون سمت چپ سایت مورد توجه قرار دهید. برخی از برگردانها خیلی شنیدنی و جالب هستند! فقط برای توضیح باید عرض کنم که این برگرداندن و معکوس گوش دادن به موسیقی و یافتن کلمات و آواهای بد بد، در واقع کاریست که ابداع کننده آن این گروه یا آقای محمد علی طاهری نبوده اند و قبل از ایشان خارجی ها این بازی بانمک و جالب را راه انداخته اند!
مقاله ای مربوط به سایمنتولوژی (یک مبحث دانش نما یا شبه علم جدید که آقای محمد علی طاهری ارائه کرده اند). ممکن است برخی از ما علاقه مند باشیم بدانیم چنین نامی از کجا آمده است. واژه ساینتولوژِی در واقع نام یک فرقه بسیار متعصب در آمریکا است در حالی که ظاهرن خود آقای طاهری مدعی ابداع علمی به نام سایمنتولوژی هستند. اگر خیلی کنجکاو بودید که پی ببرید لااقل سابقه چنین نامی وجود دارد یا نه این لینک را ببینید. البته اینکه برای بسیاری از ابداعات ایرانی از قبل مشابه خارجی وجود دارد قصه جدیدی نیست!
تصویر ساختمان یا مرکزی متعلق به دین یا فرقه آمریکایی ساینتولوژی. سالها قبل از مطرح شدن فرادرمانی در ایران توسط آقای طاهری فردی به نام ران هوبارد در آمریکا فرقه ای به نام ساینتولوژی را معرفی کرده و مسیری مشابه فرادرمانی و عرفان حلقه را با طرح ادعاهایی عجیب طی کرده است. (جالب است که ساینتولوژی ران هوبارد نامش تنها یک میم با نام سایمنتولوژی آقای طاهری تفاوت دارد)!
چندین دهه قبل و مدتی پس از اینکه ران هوبارد در آمریکا فرقه متعصبی را به نام ساینتولوژی راه انداخت در سال ۱۹۵۳ با تکیه به فضای نسبتن باز مدنی و مذهبی آنجا اعلام کرد که ساینتولوژی یک دین جدید است و فعلن هم فعالانه ادامه می دهند و در دادگاه هم دین بودن خود را اثبات کرده و امروزه این فرقه برای خودش صاحب ثروت و نفوذی باور نکردنی است و کلیساهای متعدد و تشکیلاتی سری و فراماسونی دارد. اون ساختمون بالا هم که می بینید یکی از مراکز ساینتولوژی در نیویورک است. واضح است که آقای طاهری یا هر فرد دیگری برای ساختن واژه سایمنتولوژی تنها لازم بوده که یک میم به نام ساینتولوژی اضافه کرده باشند تا بشود سایمنتولوژی. البته توجیهات نبوغ آمیزی هم در بین است! چون Psy (سای) را به پیشوند Psycho به معنای روان یا مرتبط با روان پیوند داده اند و Mento هم لغت Mental یعنی “مرتبط به ذهن” یا mentum (ذهن) را تداعی می کند و ادعا شده که این دانش نمای بدیع به مطالعه ذهن و روان ارتباط دارد.
اگر علاقه مندید با مقولات و ادعاهای علم نما با چشم بازتر برخورد کنید خوب است مباحث مرتبط با علم و شبه علم (دانش نما) را بدانید و دانش نما یا شبه علم را بشناسید تا بتوانید با درایت و تیزبینی بیشتری با اینگونه پدیده ها برخورد کنید.
لینکهای زیر برای آشنایی بیشتر شما با مقوله علم و شبه علم (Science and Pseudoscience) می باشد.
شبه علم یا دانش نما در ویکیپدیای فارسی
Pseudoscience در ویکیپدیای انگلیسی
Science and Pseudoscience مقاله ای در مورد علم و شبه علم (دانش نما) در سایت دانشگاه ویسکانسین آمریکا مربوط به دسامبر ۲۰۰۹
Pseudoscience. How can I recognize it
دوست نداشتم این مطلب طولانی و خارج از حوصله شود در عین حال خالی از لطف هم نیست که به مرور و به بهانه ای از احوالات و تعالیم این گروه بیشتر بدانیم . در عین حال مدتی بود قصد داشتم پاسخ چند دوست را هم که نظر شخصی من را در این باره پرسیده بودند داده باشم که فکر کنم تا حدی نظر فعلی من بیان شده است.
بد نیست تاکید کنم که لینک سایت اصلی و مخصوصن قسمت مقالات را مورد توجه خاص قرار دهید چرا که حاوی مطالب جالبی هستند. در بسیاری از مقالات که من خوانده ام واژه ها به غایت منبسط و گاهی در شرف انفجار به نظر می رسند و به کرات به واژه های فرا، فراکل، کل و… بر می خورید. اشارات زیادی را به منابع و متون دینی میابید. اشعاری از بزرگان ادب پارسی را میابید که گویا عنایت یا اشارت یا بشارتی بر عرفان حلقه! داشته اند: (گاهی حتی دو بار در یک بیت!)
سلسله موی دوست حلقه! دام بلاست
هر که در این حلقه! نیست فارغ از این ماجراست (سعدی)
طی مرور سایتهای این موسسه موارد زیادی از ادعای درمانهای معجزه آسا را خواهید یافت. از ویژه نامه به اصطلاح تخصصی! فرادرمانی (که توسط یکسری آدم باورمند و معتقد به تعالیم این فرقه چاپ می شود) تحت عنوان طب کل نگر (Holistic Medicine) خواهید خواند که لبریز از گزارشاتی است که به شرح معجزات و درمانهای موفقیت آمیز می پردازند (که به نظر من همگی جای بحث و تأمل دارند).
ادعای برگزاری کلاسهای فرادرمانی یا چیزی شبیه آن در دانشگاه تهران یا …را میابید و یا خبر مربوط به پایان نامه پزشکی مرتبط با فرادرمانی را خواهید خواند. از تشکیل انجمنهایی می خوانید که نا خود آگاه نام و اعتبار محافل علمی و مجامع آکادمیک را به ذهن متبادر میکند و بعد شما می مانید و اینکه آیا بر اساس این ادعاها و اطلاعات مخدوش، قضاوت کنید یا نه؟ باور کنید یا نه؟
اینکه فرد یا گروهی سالنی را برای همایش یا برگزاری دوره ای از دانشگاهی در ایران اجاره کند آیا باعث اعتبار آن فرد یا گروه است؟
اینکه به یمن تنظیم قرارداد اجاره نامه و تشکیل جلساتی در سالن مذکور، پیوند خجسته آن دانشگاه با آن فرقه در سایتها تبریک گفته و گرامی داشته شود آیا برهانی در جهت اثبات ادعاها و پرسشهای مطروحه است؟
تصویر آقای محمد علی طاهری در جمع اعضای کمیته فرادرمانی دامپزشکی!
اینکه روزنامه ای مثل همشهری یا روزنامه های مشابه آن، مطلبی را با آب و تاب چاپ کنند. یا تصویر فردی در جمع منتصبین به محافل علمی دانشگاهی منتشر شود، آیا جای خالی مقالات و بحثهای علمی را پر می کند و گره ای از ابهامات موجود باز میکند؟ (منظور ابهام ناشی از عدم راه یافتن گزارشات و انتشار روشهای درمانی در مجلات شناخته شده و معتبر علمی است)
اینکه ویژه نامه ای مربوط به یک گروه مملو از گزارش درمانهایی معجزه آسا باشد و این درمانهای اعجاز آمیز در یک مجله معتبر علمی منعکس نشوند هر ذهنی را به چالش و تعمق وا می دارد.
روحیه پرسشگری و تکیه بر تفکر انتقادی حقی است که بهتر است در برخورد با هر پدیده ای برای افراد محفوظ بماند. هر چند شنیدن انتقادات ناباورانه و همراهی با اذهان نقاد و شکاک برای باورمندان کاری دشوار است، اما افرادی که بنا بر شواهد حسی و تجربی یا با هر مکانیسمی به باورمندی رسیده اند برای دوری از تعصب باید چه رویه ای در پیش بگیرند؟ تقسیم هیجانات و باورهای شخصیشان یا به اشتراک گذاشتن استدلالات و براهینی که برایشان راهگشا و هدایتگر بوده؟
امیدوارم این مقال بستری برای بحث آزاد و دور از تعصب باشد.
برایتان آرزوی روحیه و فرصت پرسشگری دارم. شناخت به راحتی به دست نمی آید دوستان خوب من و پذیرش و استفهامی که نتیجه و حاصل تحقیق و پرسشگری باشد بسیار ارزشمند است.
پی نوشت: خوشبختانه حدود دو هفته پس از انتشار این مطالب متوجه شدم سایت ویکیپدیای فارسی تا حد زیادی مطالب فوق و ایراداتی که طرح شده را پذیرفته و تصحیحات جامعی در مقاله فرادرمانی ویکیپدیای فارسی انجام شده و حتی متن تبلیغاتی زیر لگوی مذکور را حذف کرده اند. جای امیدواری دارد که ظاهرن به انتقادات توجه شده.
از طرف دیگر کاملن اتفاقی متوجه شدم اطلاعیه ای در سایت اصلی عرفان کیهانی و البته با ادبیاتی در حد انتظار منتشر شده به این مضمون:
به نام خدا
از آنجا که عده ای افراد جویای شهرت به منظور مطرح کردن خود اقدام به عملکردهای مذبوحانه ای جهت تحریک دوستان و همراهان مجموعه نموده اند تا بدین وسیله دست به جنگ روانی بزنند؛ بنابراین از همه دوستان مجموعه خواهشمند است هیچ گونه واکنشی نسبت به این افراد و وبلاگ ها و سایت های آنها نشان ندهند. بدیهی است که حقیقت جریان عرفان کیهانی با این گونه اقدامات، خدشه دار نخواهد شد.
موسسه عرفان کیهانی
شاید در همین اطلاعیه هم نکاتی آموختنی برای برخی از ما وجود داشته باشد. فرض بفرمایید که عده ای با تکیه بر شعور و عرفانی کیهانی با چنین عباراتی منتقدین را توصیف کنند! جا دارد هر منتقدی از نقد کردن پشیمان شود. به راستی عملکرد مذبوحانه یعنی چه؟ باید صادقانه اذعان کنم که اگر نوشتن مطالبی از این دست تا این حد بد باشد که عده ای را تحریک کند و جنگی روانی را باعث شود و در زمره عملکردهای مذبوحانه قرار گیرد و جستجوی شهرت را تداعی کند و یا حقیقتی را خدشه دار کند و با وجود همه این بدیها نه تنها زمینه ساز مطرح شدن یک پاسخ سنجیده و قانع کننده نشود بلکه عده ای مدعی شعور را به ناسزاگویی وادارد، کاری بسیار اشتباه بوده و جای تأسف و پشیمانی دارد.
از لحن اطلاعیه فوق متعجب نشدم ولی به عنوان یک درس به خاطر خواهیم سپرد که اگر به قول نگارنده اطلاعیه فوق جویای شهرت و دنبال مطرح کردن خود هستیم همیشه به یاد داشته باشیم که بهتر است در زمره کوچکترین نقد کنندگان آدمهای بزرگ باشیم … گویا ما برای کسب شهرت و مطرح کردن خود به بیراهه رفتیم!

پس شما ادعا می کنید من در جایی گفته ام:
“حرفشون با دونسته های کلاسیک من سازگار نیست پس غلط هست.”
شما آقای امیدی یه جایزه پیش من دارید اگر در نوشته های من این مطلب را پیدا کنید. اما اگر پیدا نکردید تمنا می کنم برای مخاطب خود حد اقل شعور غیر کیهانی را لحاظ بفرمایید…
میگم اینقدر از شعور کیهانی گفتید که امروز بیست و سی هم یه مطلب راجع بهش پخش کرد.راجع به دروغهای شعور کیهانی و درآمد بالائی که بدست میارن…خداوکیلی شغل خوبیه ها
شغل خیلی خوبیه
سلام
همیشه احتمال یک در صد خطا رو بدین……
اگه اشتباه کرده باشین چی؟……..
اگه قضایا اونجوری که شما تعریف کردی نباشه چی؟….
اونوقت میایی بگی اااا ببخشید…..؟؟؟
ولی جدی یه کم بیشتر فکر کن …چون یک ساعت تفکر
بالا تر از هفتاد سال عبادت..
بهتر نیست اجازه بدی هر کسی خودش بره ببینه چه خبره؟…
راستی…
اگه خواستی بیا با هم بریم…..
منتظرتم…
سلام
راست می گیا حق با شماست!
بهتر نیست اجازه بدیم هر کسی خودش بره ببینه چه خبره؟
یا هر کسی خودش بیاد اینجا این مطالب رو بخونه ببینه چه خبره؟
یا هر کسی خودش نه اینجا رو بخونه نه بره اونجا ببینه چه خبره؟
یعنی شما تنها وقتی صددرصد مطمئن هستید اظهار نظر میفرمایید؟ من که اگر یک درصد هم به مطلبی شک کنم شروع به پرسش و جستجو میکنم چه برسد به اون ۹۹ درصدی که شما به ما فرجه دادید
ببخشید گفتن هم آنقدرها وحشتناک نیست دوست من
آرزوی گرامی سلام
واقعیت این است که برای درمان اختلالات و بیماریها به طور سنتی و تاریخی روشهایی ابداع می شوند و طی زمان دستخوش تحولاتی نیز می شوند، برخی بر حسب تجربیات بشر مورد اقبال قرار گرفته و تثبیت می شوند و تکامل میابند و برخی حذف می شوند.
متاسفانه همواره برخی از این روشها مستعد این هستند که مورد سوء استفاده قرار گیرند یا با خرافات و ادعا ها آمیخته شوند…
همیشه در طول تاریخ افراد فرصت طلبی هم بوده اند که مترصد این هستند که با سر در آوردن از راز چند تکنیک و آمیختن آنها به ادعاهای خرافی کسب اعتبار کنند یا حتی در مقام پیر طریقتی نو و پیشوایی شفابخش ظاهر شوند…
در مورد اثر بخشی برخی از روشهای درمانی مورد ادعا بحثی نیست ولی به قول شما باید دید چه توجیهی برای چنین پدیده هایی مقبول تر است…
پزشکی آکادمیک و دانشگاهی هم به استفاده از پدیده هایی از این دست پرداخته است و تا حدی هم برای برخی مشاهدات توجیهاتی را ارائه داده ولی تا حد ممکن اجازه نداده این روشهای درمانی با خرافات و ادعاهای بی سر و ته آمیخته شوند.
کاتب رندی را بدید که مدعی کرامات بودی و مریدان بسیار داشتی!
وی را بپرسید کاین کرامت از که آموختی؟
رند گفت از دارالحکومه! که هر آنچه مدعی شود نیازیش به اثبات
نیست!
سراب روزنامه جام جم:
http://www.adrive.com/public/8a101061db15996caf48898e8e16e5b7825ff51fba85b7defa932554e5f985d0.html
ممنونم بسیار مقاله جالبی بود.
دوستان از طریق لینکی که علی گرامی معرفی کرده اند می توانید به صورت pdf مقاله ای را دریافت کنید که ظاهرن در روزنامه جام جم چاپ شده و حاوی نکاتی بسیار جالبی در مورد فرقه عرفان کیهانی است.
ممنونم علی گرامی و عزیز از همراهی شما و اطلاعات ارزشمندی که با ما به اشتراک گذاشتید
سـلام .
امـروز یکی از بهترین نوشته هام رو روی وبلاگ گزاشتم !
البته با خیلی افسوس که جایی ندارم که همه ی دنیا بتونن این
نوشته رو بخونن شاید باعث تغییر آدم ها بشه !
امیدوارم روزی یک نویسنده بزرگ بشم و همه ی با نوشته های من
متحول بشن !
امیدوارم …
سلام
من یکی ازز طرفداران این سییستم هستم
شاید یه جاهایی نتونم از چیزهایی که شما گفتید دفاع کنم ولی چیزی که به وضوح برای خودم اتفاق افتاد و تجزبه کردم در زمینه در مان بود و وقتی یک اتفاق برای آدم پیش می یاد دیگه دنبال دلایل منطقیش نمی گرده
خیلی پافشاری به قبول یا رد حرف هاتون ندارم
امیدوارم بهترین تجربه جلوی پای هر کدوممون قرار بگیره
سلام شک مقدس موضوعی در وبلاگ من بود که در گوگل سرچ کردم و به این سایت رسیدم.
خوشحال می شوم نظر شما رو در ارتباط با مطلب مذکور بدانم .
در این آدرس :
http://1001.hoo.ir/
دقیقتر در اینجا :
http://peyamjoo.blogfa.com/post-30.aspx
یاحق
“چرا؟
اکثریت مردم زندگی می کنند بی آنکه نیازی داشته باشند به اینکه بدانند « چرا؟ »
و اقلیتی هستند که می خواهند بدانند و گاه و بیگاه گریبان زندگی را می چسبند که : تو چه ای؟ چه می جویی؟ کجا می روی ؟ بالاخره چه؟ با ما چه کار داری؟
مذهبی ها حل کرده اند : « زندگی می کنیم تا رضایت خدا را کسب کنیم و در زندگی پس از مرگ پاداش گیریم »!
معنویت های دنیا و تقوی هایش که بدل می شود به مادیات های آخرت و هوس بازی هایش ! یعنی: « دین » ! و مجموعه این فعل و انفعالات شیمیایی یعنی « زندگی» !
و بی مذهبها هم حل کرده اند ! بهشت اخوند را از آن سوی مرگ عقب کشانده اند آورده اند به این سوی مرگ : زندگی ! و همین . و شکاکان! بدبخت ها! نه به خیال پر شکوهی سیرابند ، نه به «حال» راستینی سیر ! خسر الدنیا و الاخرة !
و فیلسوف ها ! دروغ های مجسم رقت اور ! برای زندگی به معنایی و هدفی رسیدن! و از آن میان تک و توک هنرمندان راستین و بزرگ و عجیب ! درست بر عکس فیلسوف ها بر معنا و هدفی ویژه زندگی می کنند و همچون اکثریت مردم بدان می اندیشند، یعنی نمی اندیشند ، یعنی کوششی نمی کنند تا برایش تعریفی فیلسوفانه پیدا کنند! اینها خود تعریف خاصی از زندگی هستند.
و اما، من، برادر! هیچ کدام از اینها نیستم ، می دانم که از آنهایم که باید بدانند چرا زندگی می کنند و می دانم که چرا! ” “دکتر علی شریعتی”
و اما، من، برادر! مثل اینکه یکی از اینها هستم ، اگرچه شدیدا نیاز دارم که بدانم چرا! متاسفانه از آنهایم که نمیدانند چرا زندگی می کنند و نمی دانم که چرا!
پرسش و پاسخی از شخص طاهری که نگرش انحصارطلب و بسیار خطرناک وی را نشان میدهد , : توجه کنید:
…………………………………
‘ -¬ شما پیش¬بینی می¬کنید که زمانی بسیاری از کتاب¬ها با مشخص شدن محور وجودی نویسنده (از
طریق برگردان نوشتار) سوزانده شود. آیا این باعث نمی¬شود که بسیاری از اطلاعات مفید از دست
برود؟ با توجه به این که خود شما عقیده دارید خود سخن و اندیشه مهم است؛ نه سخنگو و صاحب
اندیشه، آیا سوزانده شدن کتاب¬ها قابل توجیه است؟
این مربوط به زمان حال نیست و چه بخواهیم و چه نخواهیم اتفاق می¬افتد. در آن زمان هر کسی
مایل است همان مطلب را از جایی بگیرد که پشت آن هم مثبت باشد. منابع موثقی مورد استفاده
قرار می¬گیرد که این مهر استاندارد را داشته باشد. لازم نیست به همه کتاب¬های مربوط به آن موضوع
مراجعه شود. اصلا انسان در آن زمان وقت ندارد که بخواهد همه را مطالعه کند. هرچه پیش می¬رویم،
بشر بیشتر دچار کمبود وقت می¬شود. در آینده یک خط اطلاعات می¬تواند جایگزین یک کتاب شود.
پس کتاب¬هایی انتخاب می¬شود که به طور مختصر و مفید مطالب را منتقل کند و پشت آن هم مثبت
باشد.’ (۱)
……………………………
این یک زنگ خطر بزرگ از یک تفکر قرون وسطایی است .
توسل به مهملاتی چون برگردان کلام و دروغهای اثبات نشده ‘اموتو’ میتواند بسیار خطرناک باشد که نمونه ان متن بالاست.
هیچ تضمینی وجود دارد که شخص طاهری از سوزاندن انسانها برای نیل به وحدت مورد نظرش با استناد به همین تئوری سخن نگوید!
http://585-interuniversal.persianblog.ir/ 1:
برگردان موسیقی قریب به پنجاه سال پیش در غرب مطرح و پس از بحث هایی که در طی چند دهه انجام گرفت امروزه تقریبا منسوخ شده است. بیشترین استقبال را گروههای بنیادگرای مسیحی و کلیسا کردند که سده هاست در پس هر پدیده ای به دنبال ابلیس میگردند.در پی ان کلیسا موسیقی کلیسایی را به عنوان نوای مثبت معرفی کرد. Exorcism یا بیرون ریزی شیطان و جن (جن گیری) از بدن یا محل هنوز هم از اصول کلیسای کاتولیک است و هالیوود بر مبنای ان فیلم های بسیار ساخته است.
موسیقی در بسیاری موارد میتواند اشکارا حاوی موارد غیر اخلاقی و مبتذل باشد و نیازی نیست که کد گشایی شود.
برگردان موسیقی معروف به ‘backmasking ‘ چند سالی است توسط مدعی عرفان کیهانی بدون اشاره به منبع و ماخذ اصلی ان در ایران مطرح شده است و سی دی هایی تهیه کرده و بفروش میرسانند.
لینکها حاوی اطلاعاتی کلی در این مورد است:
http://en.wikipedia.org/wiki/Backmasking
http://skepdic.com/backward.html
http://www.csicop.org/sb/show/reverse_speech/
نگاهی دوباره بر موضوع برگردان موسیقی:
. مدعی عرفان کیهانی که خود را بانی این ‘کشف’!؟ میداند در توجیه مواردی که برگردان می شوند و هیچ معنی نمیدهند اصرار بر معنی داشتن انها در زبانهای دیگر مثلا افریقایی میکند!! دلیل؟؟!!!
بسیاری از مواردی که توسط ایشان ‘کشف رمز′ شده اند هیچ معنی و مفهوم خاصی ارائه نمیدهند و مشخصا با پیش زمینه ایکه فرد میخواسته بشنود سرهم شده اند.
گوش کنید و بخوانید: http://www.165-interuniversal.persianblog.ir/
حتی هیچ ابایی نیست که در بین نثر فارسی برای سرهم کردن موضوع در یک راستا از کلمات انگلیسی استفاده شود: http://174-interuniversal.persianblog.ir/
دلیل؟!!
-برای بررسی بیشتر ماهها پیش به سراغ چند نرم افزار رفتم و شخصا مواردی را تست و بررسی کردم. یکی از نرم افزارهای موجود برنامه رایگان ‘audacity ‘ که بصورت رایگان قابل دانلود است .
-از افراد مختلف که از برگردانها اطلاعی نداشتند خواستم انها را به کررات گوش کنند و هرچه دستگیرشان شد اعلام کنند. بسیاری هیچ چیز معنی داری نشنیدند. انهاییکه بعضا کلماتی را احساس کردند در هیچ یک از موارد روی معنی اتفاق نظر نداشتند. تنها و پس از اشاره به کلمهای خاص بود که بعضی گفتند انرا میشنوند.
-بعضی از کلمات به دلیل فرکانس و مدولاسیون تشکیل دهنده ان کلمه مشابه معکوس نوشتاریشان صدا میدهند:
مانند ‘بزن بریم’ که تبدیل شده به ‘میرغاصب’(م ی ر ب ن ز ب) : http://180-interuniversal.persianblog.ir/
-در حالیکه در موسیقی کلامی تمرکز بر گفتار است, در برگردان بایستی از ترکیب اصوات کلامی والات موسییقی برداشت خاصی نمود که به دلیل نامفهوم بودن اصوات ترکیبی حاصله راه برای گمانه زنی باز میشود و این گمانه زنی فارغ از پیش زمینه ذهنی نخواهد بود.
دقیقا مثل خیره شدن بر برفک تلویزیون که هر کسی میتواند شکل مورد نظر خود را در ان بیابد و یا مثل صور فلکی که در اصل وجود خارجی ندارند و یا اشکال نامگذاری شده در غار علیصدر مثل خوشه انگور و پنجه عقاب و بینهایت مثال از سعی انسان بر یافتن نظم و معنی در یک موضوع یا واقعه بی نظم.
-در برگردان اصوات تولید شده توسط هنجره صدای ‘سسسس′ یا ’ssss ‘ در برگردان خود صدای مشابهی را پس میدهند. بعضی ازاصوات دیگر نیز در برگردان صدای مشابه ‘سسس′ میدهند. دامنه این صوت نیز معمولا بالاتر است. شخصی که مصرا بدنبال کلمه ‘ابلیس′ و یا ‘ satan’ میگردد احتمالا انرا براحتی خواهد یافت در حالیکه به کلماتی مثل شیطان یا جن و یا demon…devil… کمتر بر خواهد خورد.: http://170-interuniversal.persianblog.ir/
http://252-interuniversal.persianblog.ir/
- این نوع مدعیات گرچه در ابتدا بی ضرر مینمایند اما میتواند بسیار خطرناک باشد. حتی بنیادگران مسیحی چند ده پیش خواستند از این روش برای بازجویی های پلیسی استفاده شود تا منظور اصلی متهم تحت بازجویی اشکار شود! باز بودن میدان برای اعمال سلیقه شخصی در چنین مواردی کافیست تا مو را بر تن ادمی سیخ کند!
backward masking”’ یا ‘پنهانکاری وارونه’ یک روش ضبط صوتی است که در ان عمدا سعی میشود پیغامی را درون موسیقی قرار دهند که در حالت معکوس خود را نشان دهد (۱)
سوال دیگری که در این زمینه مطرح است اینکه هیچ دلیل علمی وجود ندارد که انسان بتواند چه بصورت اگاهانه و چه ناخوداگاه پیغامی را که احتمالا بصورت عمدی در موسیقی وارد شده را کدگشائی کرده و از ان متاثر شود.
امروزه در یک فایل صوتی براحتی میتوان چندین تصویر و یا متن تایپ شده را پنهان کرد. ایا میتوان ادعا کرد که انسان با شنیدن اجرای این اصوات تحت تاثیر ان تصاویر یا متون قرار خواهد گرفت؟
۱- http://en.wikipedia.org/wiki/Backmasking
برگردان موسیقی قریب به پنجاه سال پیش در غرب مطرح و پس از بحث هایی که در طی چند دهه انجام گرفت امروزه تقریبا منسوخ شده است. بیشترین استقبال را گروههای بنیادگرای مسیحی و کلیسا کردند که سده هاست در پس هر پدیده ای به دنبال ابلیس میگردند.در پی ان کلیسا موسیقی کلیسایی را به عنوان نوای مثبت معرفی کرد. Exorcism یا بیرون ریزی شیطان و جن (جن گیری) از بدن یا محل هنوز هم از اصول کلیسای کاتولیک است و هالیوود بر مبنای ان فیلم های بسیار ساخته است.
موسیقی در بسیاری موارد میتواند اشکارا حاوی موارد غیر اخلاقی و مبتذل باشد و نیازی نیست که کد گشایی شود.
برگردان موسیقی معروف به ‘backmasking ‘ چند سالی است توسط مدعی عرفان کیهانی بدون اشاره به منبع و ماخذ اصلی ان در ایران مطرح شده است و سی دی هایی تهیه کرده و بفروش میرسانند.
http://en.wikipedia.org/wiki/Backmasking
http://skepdic.com/backward.html
http://www.csicop.org/sb/show/reverse_speech/
سلام خدمت دوستان عزیز از جمله نگارنده قهار و زبردست جناب اینمنم که در تکنیکهای نگارش چیزی کم ندارند و مطالب رو با زیرکی و زبدگی خاصی که هیچ سوظنی را از خواننده بر نمی انگیزه در جهت خاصی پیش میبرند
به نظر این حقیر بخش عملی عرفان که سالهاست به فراموشی سپرده شده و فقط در چارچوب ریاضتها و چله گذاریهای دراویش محدود و باعث از بین رفتن وجهه اصلی عرفان و بعد عملی آن شده است بصورت متن و نوشته نمیتوان در مورد آن نقد یا قضاوت درستی نمود.وقتی صحبت از بعد عملی عرفان به میان می آید همانطور که از نامش پیداست باید وارد عمل شد (در شرایط قرار گرفت) سپس نتیجه را اعلام نمود.برای درک این قضیه ۳ مرحله لازم است :
۱- شناخت
۲- فهم
۳- درک
با یک مثال ساده موضوع راخدمت دوستان عارض میشوم
پله شناخت به این معناست که من برای شما شکل ظاهری یک سیب را توصیف کنم و از رنگ و ترشی یا شیرینی آن توضیح دهم.
پله فهم آنست که من سیب را در جلوی چشمان شما آورده و به شما نشان دهم. حتی در این مرحله هم شما درک درست و کاملی از سیب نخواهید داشت.
پله درک زمانی اتفاق میافتد که شما سیب را شخصا چشیده و طعم و مزه آنرا خودتان درک کنید.
به همین دلیل است که شما دوست عزیز و با درایت را به شعری از خیام ارجاع داده و از شما خواهان آن هستم که با تامل و تعمق بیشتری در مورد این مجموعه و اهداف و نظرات آن که هیچ تناقضی با دین مبین اسلام ندارد بپردازید و در راه تحقیق و شناساندن این عرفان به همه مشتاقان و مشخص نمودن راه از بیراهه برای شما آرزوی سعادت و پیروزی دارم.
اسرار ازل را نه تو دانی و نه من
وین حل معما نه تو خوانی و نه من
هست از پس پرده گفتگوی من و تو
چون پرده بر افتد نه تو مانی و نه من
(نا دانسته های ما بسیار بیشتر دانسته های ماست به همین دلیل ما به خود اجازه قضاوت را نمیدهیم)
در انتها از اینکه وقت دوستان را با نگاشته خود گرفتم عذر خواهی نموده و آمادگی خود را برای هر نوع کمک و مشورت در مورد این مجموعه اعلام میدارم.
به امید آنکه بتوانیم به کمک یکدیگر این راه پر پیچ و خم را به درستی طی کنیم
والسلام.
سلام جناب زعفرانی
در پاراگراف اول من را قهار و زبر دست خواندید و اشاره فرمودید که با زیرکی و زبدگی خاصی مطالب را در جهت خاصی پیش می برم بدون اینکه سوء ظنی را در خواننده برانگیزم.
خوب مگر این اشکالی دارد که من واضح و بدون ابهام مطلب بنویسم؟
من متوجه منظور شما نشدم! لطفن توضیح بدهید که آیا من باید عامدن باعث ایجاد سوء ظن نسبت به خودم بشوم تا باعث دلخوشی و شادی شما بشوم؟ آیا شما قبل از خواندن من سوء ظن دارید که وقتی من را می خوانید و می بینید مطالب نگاشته شده توسط من در جهت تأیید سوء ظن ابتدایی شما نسبت به من نیست اینگونه اعتراض می کنید که چرا سوء ظن برنمی انگیزم؟
وقتی کسی مثل شما به جای پرداختن به مطالب درج شده از همان ابتدای کلام نگارنده مطالب را مورد حمله قرار می دهد، برای خود شما چه ذهنیتی ایجاد می شود؟
می شود لطف کنید ذکر بفرمایید که تا چه زمانی عرفان بخش علمی داشته؟ که فرمودید “به نظر این حقیر بخش عملی عرفان سالهاست به فراموشی سپرده شده”
دوست خوب من این تقسیم بندی بامزه و جالب (شناخت، فهم، درک) هم که از آموزه های عرفان کیهانی است جدن توهین به شعور مخاطب است.
بیایید از مثال خوشمزه خودتان استفاده کنیم:
طبق فرمایش شما: “پله شناخت به این معناست که من برای شما شکل ظاهری یک سیب را توصیف کنم و از رنگ و ترشی یا شیرینی آن توضیح دهم.” به این ترتیب و طبق فرمایش شما شناخت یعنی توضیح کلامی و به واسطه اصوات که به این ترتیب هر فردی فقط باید از طریق حس شنوایی نسبت به پدیده ها شناخت پیدا کند. یعنی مثلن نمی توان با بینایی شناخت پیدا کرد؟ لذا ظاهرن تمام ناشنوایان گرامی از همین حالا دچار مشکلات عمیق شناختی هستند!
برای مقوله فهم هم که مدالیته بینایی را طرح فرمودید! فرموده اید: (پله فهم آنست که من سیب را در جلوی چشمان شما آورده و به شما نشان دهم). خیلی با مزه است چون تا به حال فکر نکرده بودم که برای فهمیدن چیزی باید حتمن آن را دید! راستی یه چیز جالبتر: طبق فرمایش شما وقتی کسی به چیزی مثلن آسمان یا یک اتفاق نگاه میکند هر چیزی که میبیند را می فهمد! ولی درک نمیکند چون هنوز آن را نچشیده! و مثلن در کل بشریت در مورد کائنات فقط ماه را دو نفر درک کرده اند و بقیه مردم فقط ماه را فهمیده اند! و به این ترتیب طبق این تقسیم بندی سرگرم کننده شما هر کس نعمت بینایی را از دست بدهد از بیخ نفهم است!
و اما در مورد درک خیلی ادعای بزرگی کرده اید:
“پله درک زمانی اتفاق میافتد که شما سیب را شخصا چشیده و طعم و مزه آنرا خودتان درک کنید.”
دوست گلم، فرض بفرمایید من استخری را از معجونی نا مأنوس و نا آشنا پر می کنم و شما فرصت دارید شخصن طعم و مزه آن را بچشید و اصلن بفرمایید داخل استخر شنا کنید، مختارید عند اللزوم غوص بفرمایید!
آیا در این صورت آن معجون را درک میکنید؟
دوست عزیز منظور شما این است که چیزی را که با شنوایی شناخته اید و یا بینایی فهمیده اید را با استفاده از مدالیته های لامسه و چشایی یعنی با لمس و چشیدن خواهید کرد؟
اگر تصور می کنید درک پدیده ها یعنی این، متأسفانه شما هم مقهور مشتی ادعا و آموزه هایی گمراه کننده هستید.
جالبتر از همه اینکه از یک طرف عرفان کیهانی ادعای درک حقیقت می کند و از طرف دیگر شما به خیام ارجاع می دهید ما را که:
اسرار ازل را نه تو دانی و نه من
وین حل معما نه تو خوانی و نه من
خوب قربونت برم پس چرا وقتی ما همینو بدون شعر و قافیه عرض می کنیم نمی پذیرید؟ این رویه یک بام و دو هوا خیلی قشنگ نیست که گاهی مثل آقای طاهری دم از کشف حقایقی پس پرده بزنیم و سپر دفاعی در برابر موهومات تفویض کنیم و گاهی چون خیام دم از ندانستن بزنیم.
آقا ما از این فرا درمانی خیلی خوشمون اومده!!!!! باور کن!!
جدا خیلی خیلی مفرحه
در نوشته های شما از مطلب “شعار” واقعا لذت بردم
با تشکر
ممنونم دوست من
علی آقا چقدر زود کوتاه اومدین؟! انتظار می رفت نوشته های غیر منصفانه و “جهت دار” جناب اینمنم رو آشکار کنین!
سلام بر جناب اینمنم و دیگر دوستان
چیزی که من از بررسی و تحقیق بی طرفانه ی عرفان کیهانی می فهمم نداشتن توجیهات مستدل و منطقی برای آموزهایشان است(درست تر اینه که بگیم آموزهایشان غیر منطقی است). اما چیزی که نمی فهمم و آزارم میدهد دفاع پرشورانه و متعصبانه و مجدانه از این مکتب از جانب کسانیست که من در صداقتشان تقریبا شکی ندارم. شما این رفتار رو چطوری توجیه میکنین؟ (امیدوارم سوالم تکراری نباشه)
دوست عزیزم سلام
اتفاقن نه تنها تکراری نبود بلکه بسیار هم به جا و مهم است این سوال شما و من در اولین فرصت پاسخ مبسوط خواهم داد.
سلام دوباره خدمت همه دوستان از جمله استاد عزیزم جناب اینمنم.
من در شروع نوشته خود اصلا و ابدا قسط توهین و پرخاش نسبت به شما نگارنده محترم و عزیز رو نداشتم و فقط میخواستم مهارتهای با ارزش شما و حس ابتدایی هر خواننده ای که در نگاه اول با مطالب شما رو برو میشود رو بیان کرده باشم.(که البته این توضیح من یحتمل از طرف شما, رد و مورد نقدهای فراوانی قرار خواهد گرفت به علت تعمیم به عام)
مساله ای که من در اکثر جوابیه های شما با آن برخورد داشتم بازی با کلمات و نگاه از ابعاد دیگر به موضوع مورد بحث میباشد که به نظر من این مساله به هیچ یک از ما(این حقیر , شما و دوستان خواننده) کمکی نخواهد نمود.وقتی صحبت از عرفان عملی به میان می اید شما آنرا با استخر معجون , فضا نوردی , افراد نا بینا و … قیاس میکنید .در صورتیکه صحبت از یک درک نا دیدنی حتی با چشمان بینا در میان است .ایراد دیگری که به فرمایشات شما وارد است اینست که متاسفانه شما در مثال من گم شدید(مثال سیب). اگر من سه پله شناخت و فهم و درک را بیان نمودم فقط جهت روشنتر شدن افکارم برای دوستان عزیز بود و هیچ تعصبی بر روی اسامی آنها ندارم . اگر شما پیشنهاد بهتری بجای آن ۳ گزینه دارید بفرمایید حتما استفاده خواهم کرد.بهتر است اگر به دنبال مثال میگردید موضوعی را بیان کنید که کمی نزدیکتر باشد.( در عین دور بودن موضوعتان باز هم هیچ یک از ما با دیدن کره ماه احساس و درکی رو که حضورا در آنجا باشیم رو نخواهیم داشت).
این درک رو میتوان با: تجربه و آگاهی یک مرد کهنسال و تجربه یک پسرک جوان مقایسه نمود.هر قدر هم که پیرمرد در مورد تجربیات و ادراکات خود برای جوان توضیح دهد , تا زمانی که جوان در شرایط قرار نگیرد , بسیاری از مطالب را قبول نخواهد نمود.مگر آنکه خود تجربه و به “درک” آن برسد.
با توجه به عرایض فعلی اگر شما در مورد نگاشته قبلی من صحبتی دارید بفرمایید تا استفاده کنیم والی من به بقیه مطالب بپردازم.
والسلام
جناب زعفرانی سلام مجدد
مطمئنن شما قصد بدی نسبت به من نداشته اید و عجیب است که شما اینگونه اصرار و تأکید می کنید که قصد توهین و پرخاش نداشته اید، اصلن خاطر مبارک را آزرده نکنید. اگر کسی این اطراف شما را متهم به پرخاشگری و توهین کرده ما را هم در جریان قرار بدهید دوست من.
من تذکر دادم که شما مطلبتان را با پرداختن به خود من شروع کرده اید و دعوتتان می کنم که بیشتر از این وقت مبارک را به خود من اختصاص ندهید. شکی نیست که اصرار شما بر این رویه محل اشکال است.
دوست عزیز در این صورت مطالب شما هم مثل نام زیبای شما زعفرانی تر می نماید و به این ترتیب در گفتگو به جان کلام نزدیکتر خواهید بود و کمتر درگیر حاشیه ها می شوید. و اما چرا رویه مورد علاقه شما صحیح نیست؟ خوب واضح است که اگر من نوعی یا هر فردی بعنوان طرف مقابل شما در گفتگو بخواهد رویه شما را پیشه کند در شروع بحث و طی گفتگو باید حواسش متمرکز بر خصوصیات و نیات شما باشد نه کلام شما، و به این ترتیب در مورد خود شما و خصوصیات شما خواهد اندیشید و نظر خواهد داد و مثلن توجه او جلب می شود به اینکه چرا شما در سطر دوم مطلبتان جایی که سعی دارید تاکید کنید قصد توهین ندارید یک اشتباه املائی بسیار دور از انتظار دارید؟ ( لغت “قصد” را به صورت “قسط” نوشته اید) آیا بر اساس چنین شواهدی منطقی است که فرد شروع کند به تحلیل روانشناختی و گمانه زنی در مورد خود شما؟ مثلن مثل خود شما به جای بحث در مورد اصل منظور نظر شما بپردازد به قضاوت در مورد خود شما: برای مثال بگوید:
غلطهای املائی و سبک نگارش شما مثل همین “قسط” حکایت از سطح سواد شما دارد! می بینید تا چه حد این قضاوت نارس است؟ یا بگوید آیا کسی اطراف شما این لغت را آنگونه تلفظ میکرده که شما نگاشته اید؟ آیا حکایت از آشفتگی و تعجیل شما داشته؟
دوست من می بینید که با چنین رویه ای از جان کلام دور می شویم و لذا عنایت دارید که محاسن و یا معایب شخصی و زیرکی و یا زبدگی من و شمای نگارنده هیچ ربطی به مطلب و بحث جاری ندارد. و از شما انتظار نمی رود به مسائلی از این دست بپردازید.
و اما در مورد بازی با کلمات: قبلن هم گفته ام که ما ناگزیر از بازی با کلمات هستیم و من در بازی با کلمات بسیار مصمم و جدی هستم.
از شما ممنونم که به وضوح به یکی از افتخارات من “نگاه از ابعاد دیگر به موضوعات مورد بحث” اشاره فرمودید و تأیید فرمودید که این رویه من در مباحثات بوده و منت گذاشتید که به روشنی تصریح فرمودید که این مسئله “نگاه از ابعاد دیگر به موضوعات مورد بحث” به شما هیچ کمکی نمی کند! به این ترتیب تکلیف ما را روشنتر کردید. پس شما فردی هستید که اصرار دارد تنها از بعد مورد نظر خود به موضوع مورد بحث نگاه کند و اعلام میکند بقیه ابعاد به دردش نمی خورد!
من تأیید میکنم که همیشه سعی من نگاه کردن به موضوع از ابعاد مختلف بوده و تا به حال به مورد جالبی مثل شما بر نخورده بودم که اینگونه صراحتن اعلام کند که نگاه تک بعدی را ترجیح میدهد!
اینکه فرمودید “به نظر من این مساله به هیچ یک از ما(این حقیر , شما و دوستان خواننده) کمکی نخواهد نمود” نهایت کم لطفی شماست، شما تنها وقتی از جانب خودتان صحبت بفرمایید ما جدی میگیریم و خواهش میکنم در ادامه مباحث به نمایندگی از بقیه دوستان اظهار نظر نفرمایید.
فرموده اید: “وقتی صحبت از عرفان عملی به میان می اید شما آنرا با استخر معجون , فضا نوردی , افراد نا بینا و … قیاس میکنید.”
دوست من چگونه است که شما در مبحث عرفان عملی از سیب و چشیدن طعم و مزه و شنیدن وصف سیب داد سخن میدهید و ما را هم ملزم میدانید که به همان سیب شما بچسبیم و لاغیر؟
دوست خوبم معلوم است که ما آدمها برای ارتباط با محیط و دریافت محرکهای محیطی حسهای متعددی داریم و پرواضح است که وقتی شما اول با یک حس آمیزاد را با سیب مواجه میکنید و بعد از حسهای دیگر کمک می گیرید کم کم در هر مرحله بازی که شما حسی جدید را درگیر می کنید هم دایره شناخت و هم فهم و هم درک بندگان خدا از سیب، کره ماه، استخر مذکور و یا هر پدیده ای بیشتر و بیشتر می شود… حالا این وسط شما این سه واژه را بر چه اساس از هم تفکیک کرده اید خود محل سوال است. ضمنن یا لطفن تا حد ممکن مثال نزنید و یا اگر میزنید لااقل پاسخگوی چالشهای مترتب بر مثال خودتان باشید.
اگه کسی بگه خودتو بنداز تو چاه شما میندازی؟ تا درک کنی که چاه چیه؟
این چه نحوه استدلال و منطق و پاسخگویی است که ‘ عرفان کیهانی ‘ در مقابل هر نقدی که بی پاسخ می ماند میگوید ‘ اجبار که نیست اگر کسی نمیخواهد در این ورطه وارد نشود’!! و یا اینکه”امتحان کن بعد می فهمی”
مگر می شود پیراهنی را در هر رسانه و با هر روش ممکن در دسترس تبلیغ کرد و گفت هر که این پیراهن را بپوشد شبها راس ساعت سه و در خواب به اسمانها پرواز خواهد کرد. عده ای پیدا شوند و این پیراهنها را بخرند و بعضی از انها بگوید اری من خریدم و پوشیدم و در خواب به هوا رفتم.
حال اگر کسی کل این تبلیغ را زیر سوال برد به او گفته شود زور که نیست هر که نمی خواهد نخرد!
نمیتوان انسانها را ترغیب کرد که با یک وسیله نقلیه به ظاهر سریع و راحت اما دارای نقص فنی مسافرت کنند و بعد در جواب منتقد بگویند زور که نبود خودشان سوار شدند!
این دیگر چه قانونی است که بر سر زبانهای ‘عارفان کیهانی’ ودر پاسخ به نقد ها افتاده است. عرفان کیهانی به هیچ یک از سوالات وارده بر مبانی اش پاسخی نداده است
دوست عزیزم علی گرامی سلام
در صورتی که اجازه بدهید شاید بد نباشد حاصل زحمات و بررسی ها و مطالعات شما که به صورت کامنت ذکر کرده اید و ما را هم تا حدی در آنها شریک نموده اید در قالب یک پست جدید منعکس شود. مخصوصن اینکه بخش نظرات این مطلب خیلی حجیم شده و شاید بد نباشد در پست جدیدی مباحث ادامه داده شود. ضمنن در صورت امکان ایمیل یا نشانی از خودتان ذکر بفرمایید چرا که اگر اشتباه نکنم تا حالا به هیچ وبلاگ یا ایمیلی که معرف وجود عزیزتان باشد اشاره نکرده اید ممنونم از همراهی شما
متاسفانه وبلاگی در این مورد ندارم اما همانطور که گفته اید این بخش حجیم و مطالب مرتبط با هم نیز پراکنده شده است. ایمیلم را برایتان فرستادم . کامنت ها هم تماما از خود بنده است و افتخار خواهم کرد هر طور صلاح بدانید با ذکر یا بدون ذکر نام از انها استفاده کنید… هدف چیزی نیست جز ترویج تعقل و تقابل با خرافه.بنده هم ممنونم از فرصتی که فراهم کرده اید
حتما شما نقش تلقین را هم در شفای خیلی بیماریها نفی می کنید.چه ایرادی داره بیماری که همه دکترها جوابش کردند از خدا شفا بگیره. حتما به نیروی شگفت آور ذهن هم اعتقاد ندارید.آیا برا همه سوالاتتون در این دنیا جواب منطقی دارید؟ آقایون منطقی در دنیا مسائلی هست که علم براش جوابی ندارد شاید سالها یعد جوابش را بدهد این مغز کوچک انسان است که گنجایش ندارد .فقط خدا می داند و بس.زیاد به خودتون زحمت ندهید چون کسی که در این راه است بدون تحقیق نیامده که یا حرفهای شما به شک بیافته.
۱. سلام بانوی گرامی
۲. خیر نقش تلقین را نفی نمی کنیم. (راستی عرفان کیهانی یعنی تلقین؟ واژه های عرفان کیهانی و فرادرمانی زیادی ثقیل نیست برای تلقین؟)
۳. ایرادی ندارد کسی از خدا شفا بگیرد، چه پزشکان جوابش کرده باشند چه نکرده باشند. فکر می کنید ما مسیر رود رحمت الهی را سد کرده ایم یا مزاحم دلالان شفای الهی شده ایم؟
۴. به نیروی شگفت آور ذهن اعتقاد داریم و توانایی پرسشگری هم از مصادیق همین توانایی های ذهنی است.
۵. ما برای همه سوالاتمان جواب منطقی نداریم. ولی با توجه به پاسخهای غیر منطقی عرفان کیهانی به همه سوالات آیا سوالی باقی مانده که ما برایش دنبال پاسخ منطقی بگردیم؟
۶. در مورد مغز کوچک قیاس به نفس و تعمیم به عام می فرمایید
۷. زحمتی نیست بانوی گرامی و این پرسشها حداقل این فایده را دارد که از حاصل تحقیقات ارزشمند دوستانی چون شما سود می بریم.
یکی از روش های علمی که توسط دانشمندان برای تقلیل احتمال خطا در نتایج ازمایشات بکار میرود روش “double blind ” است که در پزشکی مدرن و ازمایش داروها و روش های درمانی جدید نیز کابرد دارد. در مورد این روش توضیح نمی دهم و مثالی می اورم از گزارشی که در مورد واکسن ایدز منتشر شد:
این واکسن با شرکت ۱۶ هزار داوطلب در تایلند آزمایش شد.در این تحقیق گسترده، این واکسن جدید هم بر روی مردان و هم زنان تایلندی مبتلا به HIV منفی که خطر تبدیل این ویروس به نوع مثبت و ابتلا به ایدز در آنها برابر بود و بین ۱۸ تا ۳۰ سال داشتند آزمایش شد.
به نیمی از داوطلبان ترکیبی از دو واکسن “آلواک” و “ایدزواکس″ به مدت شش ماه داده شد و برای نیم دیگر تنها داروی بی اثر (پلاسیبو) تجویز شد.
هیچ یک از این افراد تا پایان آزمایش نمی دانستند که چه دارویی مصرف می کنند.
شرکت کنندگان در این آزمایش به مدت سه سال و تا پایان آزمایش اکسیناسیون تحت کنترل بودند. نتایج سه سال تحقیقات نشان داد که از بین ۸ هزار و ۱۹۷ فردی که برای آنها دارو تجویز شده ۵۱ مورد و از بین ۸ هزار و ۱۹۸ فردی که پلاسیبو دریافت کرده بودند ۷۴ مورد آلودگی به ویروس HIV مثبت ثبت شده است.
http://irhiv.com/index.php?option=com_content&view=article&id=343&Itemid=152
…………………….
روش”double blind” و همچنین “دارونما” یا placebo را می توان جستجو کرد.
با انهایی که قصد دارند با چند گزارش در مجله معلوم الحال “طب کل نگر” فرادرمانی را موجه جلوه دهند سخنی نیست… روی سخن با افرادی است که باور کرده اند و می گویند امتحان کردیم و شد !
این درسته ! فقط خدا فقط خدا نه چیز دیگه !
بنام خدا
انسان مطمئناًغیرازنیازهای اولیه مادی به ایدوئولوژی خاصی برای آرامش روحی نیزنیازمنداست کسب این فیض معنوی برای شخص که نتیجه ای جزءفکروگفتاروعمل نیکونداردبسیارارزش منداست دیگرفرق نمی کندکه مسیحی باشدیایهودی مسلمان باشدیازردشتی و…بسیاری ازجنگهاواختلافات درطول تاریخ برای مشخص کردن حریم آزادی ویاتشخیص ثواب ازناثواب بوده درحالیکه بشربااندکی تامل وسعه صدرودرک متقابل می توانست ومی تواندمتحدترعمل کند.(نباش درپی آزارکس وهرچه خواهی کن که درشریعت ماغیرازاین گناهی نیست)این ایدوئولوژی درفردهرچه زودترشکل بگیرددرکل مفیدفایده واقع میشود.
مطمئناًازدواج عمل بسیارمقدس وارزشمندی است وافراداین عمل رامی بایست بعدازمشخص کردن ایدوئولوژی خودانجام دهنددرغیراینصورت دربیشترمواقع فردبه خیال رسیدن به ایدوئولوژی درست بزرگترین گناه یعنی خیانت به تعهدزندگی رامرتکب میشودوبه دنبال هم دین خودمی گردد!!!
جام جم آنلاین: رئیس یک فرقه انحرافی که به صورت هرمی کار می کرد و مدعی تفویض اتصال به طور عام به روح القدس بود در اواخر فروردین ماه بازداشت و روانه زندان شد.http://www.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100873201545
سلام من تمام نظرات رو خوندم .فقط میخواستم بگم من افسردگی شدیدی داشتم وازوقتی این کلاسها روانتخاب کردم وبه شبکه شعورکیهانی متصل شدم به مرور زمان افسردگی ام ازبین رفته وروحیه ای شادوعالی پیدا کردم وهرلحظه وجودخدا رو حس میکنم.شما هم امتحان کنید ومطمئن باشید اگه کمی صبر وانصاف داشته باشید به خیلی مسایل آگاه خواهید شد.
سلام
دوست خوبم خوشحالم که بهتر شدید.
آیا قبل از بهبود افسردگی وجود خدا را حس نمی کردید دوست گرامی؟
یعنی حالا شما به خیلی از مسائل آگاه شده اید دوست من؟
کاش به جای ذکر تجربیات تکراری شخصی خود به گوشه ای از آن “خیلی مسائلی” که فرمودید به آن آگاه شده اید اشاره می کردید!
pas in modaeyane dorogin kojahastan1
gofte akhbare 20:30 12/02/89
1-madrake mohandesi taheri jali bode
2-beshekle geire ganooni va herami faaliat mikarde&milyardhatoman bejib zade
3- chandin shaki khososi darad va tavasote etelaat dastgir shode
4-yeki as jormhash egfale zanan boode
5- kafinist baraye moridan ke lahzee fekr konnand
درطول تاریخ همیشه با راه حق وحقیقت به نوعی مقابله شده اززمان اولین پیامبران گرفته تا زمان حضرت محمد وحتی تا به امروز اما یادتون باشه هیچ کس نمیتونه مسیرحقیقت روببنده حقیقت مثل یه رودخونه هست همیشه جاریه اما اونهایی که اون رو به نفع خودشون نمیدونن ومغایر منافع خودشون میبینن سعی میکنن جلوشو بگیرن اما هرگزنمیتونن حرفهای آقای طاهری هم نسیمی ازحقیقت هست که روح آدم رو نوازش میده تازه یه مسئله دیگه که الان تو مملکت ما مد شده اینه که خیلی راحت ومثل آب خوردن دروغ میگیم بهم دیگه تهمت میزنیم و اولین مساله ای که به طرف مقابلمون گیر میدیم مسایل ج… و روابط نا… هست…
ببخشید این جملات شما یعنی فرادرمانی و عرفان کیهانی مثل جریانات اولین پیامبران و حضرت رسول ربطی به نبوت و رسالت و مسائلی از این دست داره؟
یعنی شما این آقا را با پیامبران مقایسه می فرمایید؟
فرق میکنه ببینید آدم وقتی تو فاز منفیه ازهمه چی ناراحته فقط به بدبختی وبیچارگی فکر میکنه همه رو دشمن خودش میدونه وهرلحظه براش عذاب آوره اما وقتی نور حق به قلبش میرسه دنیاش عوض میشه سرشارازشادابی وانرژی هست ازهیچی نمیترسه آدما رو دوست داره حتی اونهایی که اذیتش میکنن بهشون محبت میکنه هرلحظه باخدامعاشقه میکنه وازلحظه لحظه زندگیش لذت میبره علت خیلی ازاتفاقتی روکه تو زندگیش میفته میدونه و…..
اما درمورد دومی طبیعیه که ایشون قابل مقایسه با پیامبران نیست خودشون هم هرگز چنین ادعایی نکردن من با شخص ایشون کاری ندارم با چیزی که میگن کاردارم …..
مطالبی که در مورد تجربه فاز منفی و بعد از آن حال خوب مربوط به فاز مثبت فرمودید تکرار واضحات است ولی من متوجه نشدم چه ربطی دارد به اباطیل و ادعاهای دروغین این جور مدعیان؟
مشکل اینجاست که این بابا حال خوب را تفویض می فرمایند دوست من!
ببینید دوست عزیز شما تشریف آورده اید و در مورد اینکه به شخص طاهری تهمت زده شده شکوه می کنید و عده ای را با ارجاع به واقعه تقابل کفار با حضرت رسول اکرم به مانند کفار جاهلیت بیم می دهید! با علم یا بدون علم از شخص محمد علی طاهری بدون هیچ اشاره و توجیهی به آنچه می گوید و ادعاهای عجیب ایشان دفاع می کنید و در پایان می فرمایید:
“من با شخص کاری ندارم من با اون چیزی که میگه کار دارم”
شما به کدام چیزی از گفته های این مرد تا این لحظه اشاره کردید؟ از سپر دفاعی موهوم برایمان گفتید یا جملات مضحک موسیقی های وارونه را توجیه کرده اید که می فرمایید به گفته های این آقا کار دارید؟
آیا شما با ما شوخی می کنید یا حواستان به مبدأ و مقصد کلامتان نیست؟
psymentology
Scientology
همین ثابت میکنه که تو داری اشتباه میکنی.
برای آگاهی و یا پشت کردن به اون؟
تسلیم شدن و یا سرکش بودن؟
سلسله ی موی دوست / حلقه ی دام بلاست
هر که در این حلقه نیست / فارق از این ماجراست
به نام حق تیشه بر ریشه ی حق زدن
به نام علم جاهل بودن
در پله ی عشق:
پای استدلالیان چوبین بود / پای چوبین سخت بی تمکین بود
عقل جز نگر با عث جهل میشه
تا جایی که به فارسی زبانها مربوط می شه:
ساینتولوژی
سایمنتولوژی
و لابد طبق شعور کیهانی شما همین ثابت می کنه که شما اشتباه می کنی!
نه قربونت برم اینجوری نمی شه چیزی را رد یا اثبات کرد…
راستی من هم کم کم دارم وسوسه می شم به جای زور زدن روی پله عقلانی یه سرسره بازی اساسی عشقانی بکنم.
ببخشید این لغت عشقانی می دانید که از آموزه های فرادرمانی است!
با مدعی نگویید اسرار عشق و مستی
تا بی خبر بمیرد در درد خود پرستی
ای ناقلا! پس جدن اسراری در بین است؟
ولی باور کنید از ترس همین شعر من نه ادعای فرادرمانی می کنم و نه ادعای شعور کیهانی!
من زیاد ازسفسطه ومجادله خوشم نمیاد چون این چیزا مال زمان ارسطو وافلاطون بود که هرکس بهتر وبیشترحرف میزد برنده اون مجادله میشد به عقیده اونهایی هم که مخالف این راه هستندکاملا احترام میذارم وهرگز عقیده کسی رو به تمسخرنمیگیرم فقط میخواستم تجربه شخصی خودم رو دراین مورد بگم عرفان کیهانی هم اونقدر گسترده شده که دیگه نمیشه جلوش رو گرفت خودتون هم میدونید پس زیاد ناراحت نشید…
سلام
من هم متقابلن به باورهای شخصی شما احترام می گذارم اما فقط تا زمانی که باورهایتان باعث نشود تفکر مقابل خود را با کفار همسنگ بدانید و خودتان و همفکرانتان با پیامبر همذات پنداری کنید! اینکه با اندیشیدن به احوالات و پرسشهای مترتب بر ادعاهای خودتان یاد مصائب حضرت رسول می افتید جای تمسخر هم نداشته باشد محل تأمل که هست. باعث یک لبخند کوچک بدون تعمد که می شود دوست من!
ادعای بامزه عرفان یا شعور کیهانی! هم رنگی از رنگهای این دنیای الوان است و من به زدودن هیچ رنگی از تابلوی زندگی اعتقاد ندارم، مطمئن باشید جلوی هیچ جریان فکری را نمی توان گرفت و ابن ربطی به درست و غلط بودنش ندارد، فقط کافیست منفعتی برای عده ای داشته باشد و از این بابت دلهره نداشته باشید.
سلام خدمت تمامی دوستان
اینطور که از از نوشته ها معلومه اقا یا خانم اینمنم بیشتر دنبال لغت بازی هستند نه پیگیر اصل ماجرا و اصلا نمیدونم چه اصراریه که شما بگید عرفان حلقه دروغ است و نیست و از این حرفا این کاملا مشخص و معلومه که هر جریان فکری در هر زمانی پیش میاید عده ای موافق وعده ای مخالف آن هستند و مخالفت اساسی با آن کجا و دنبال لغت بودن برای باطل جلوه دادن این تفکرات کجا
شما فکر میکنید منفعت این سیستم برای بانی این سیستم چیه؟
جز خدمت به مردم چیز دیگه هم هست ؟
خیلی جالبه که دوست عزیز ادرس روزنامه جام جم را گذاشته که در ان از این شبکه به اسم شبکه هروی و غیره نام برده شده فسق روزنامه جام جم بر همه دوستان عزیز عرفان حلقه اشکار است که از روز اول مقالاتی در مورد سراب بودن این سیستم و غیره چاپ میکردند بر خلاف روزنامه ها و سایتهایی که مقالات ایشان را در صفحات خود چاپ میکنند و مردم از آن استفاده میکنند شبکه هرمی کجا کار عرفان حلقه کجا ! اینمنم اگر دلیل مستحکم و قانع کننده ای برای باطل بودن این عرفان دارید بدون کلمه بازی بفرمایید تا گفتگو کنیم وگرنه شما که هیچ اگاهیی از این کلاسها ندارید و مطمئنا حتی یک ساعت هم با یکی از مسترها صحبتی در این زمینه نداشتید چطور اینقدر راحت اظهار نظر میکنید مگر پیامبر کارش چی بود؟ جزء دعوت مردم به حق و خداپرستی و دوری از خرافات و بت پرستی و جهالت شما نگاهی به جامعه ما بیندازید که چقدر درجه خرافه پرستی در بین مردم زیاد شده چقدر اقشار مختلف مردم (متاسفانه حتی در بین تحصیل کرده ها)به دعا نویسی و فالگیری زیاد شده چقدر حاجات خواستن مردم از غیر خدا گسترش یافته و رابطه جوانها با خدا تیره و تار گشته و بجای آن گروههای شیطان پرستی با چه سرعتی رشدمیکنند مگر چیزی غیر از این در عرفان حلقه گفته میشود که ادمها پی به ارزش وجودی خود ببرند خودشان را بشناسند تا بتوانند خدای خود را بشناسند ترم اول فرادرمانی با درمان بیماریها شروع میشود چونکه ثابت بشه بیماری و رنج و افسردگی نتایج رفتار و کردار خود انسانهاست خدا برای هیچ بنده ای بد نمیخواهد تا انسان خود را نشناسد به فلاح و رستگاری نمیرسد به سلامت جسمی و روحی نمیرسد و در ترمهای دیگه هم به ترتیب آشنایی انسان با خودش و با خدای خودش با جهان هستی و طبیعت و با … حالا شما انصافا بگویید این کلاس منفعتی هست کلاهبرداری و هرمی است و یا القاب و اسمائی از این قبیل
با تشکر
سلام
شما فرمودید:
“این کاملا مشخص و معلومه که هر جریان فکری در هر زمانی پیش میاید عده ای موافق وعده ای مخالف آن هستند”
خوب حالا اینکه ما یکی از موافقان نیستیم چرا شما را آزرده کرده؟
راستی این چه مدل تقسیم مسئولیت است که شما مسئول ادعا کردن باشید و ما مسئول ابطال ادعاهای شما! آن هم بدون استفاده از لغات؟
بهتر نیست شما شواهدی منطبق بر ادعاهایی مثل تفویض سپر دفاعی ارائه بفرمایید؟ ما فقط پرسش کرده ایم برخی دوستان نوشته اند:
با مدعی نگویید اسرار عشق و مستی…
حالا شما می فرمایید ابطال کنیم چیزی را؟ معاذ ا…
دوست عزیز موافق نبودن شما کسی را آزرده نمکند حرفهای بیمنطق گفتن در مورد این مسئله باعث ناراحتی میشود و گرنه هیچ دلیلی ندارد همه پذیرای این مسئله باشند بگذاریم به صحبتی از خود استاد طاهری در این زمینه بنوسیم تا ببینید نظر خود ایشان با ان چیزی که شما در مورد این عرفان مگویید و برداشتهایی که دارید چقدر تفاوت دارد.
استاد طاهری : قرن حاضر ، قرن رویارویی اندیشه هاست . قرنی است که هر کسی در تمام دنیا با درست کردن یک سایتی ، وبلاگی بگوید من اینجوری اندیشه می کنم ؛ مثل یک بازار بزرگ که در آن اندیشه های مختلف عرضه می شود . هر اندیشه ای عرضه شود که همه فورا به سمتش نمی آیند . در واقع هر اندیشه ای چالش های بسیار زیادی را پشت سر می گذارد و مردم با وقت بسیار کمی که دارند ، این گونه نیست که هر کسی گفت من اندیشه ای دارم والهامی دارم فورا همه دورش جمع شوند و بگویند احسنت ! در واقع این اندیشه باید از فیلترهای متعددی عبور بکند و حقانیت خودش را ثابت کند به این سادگی نیست . کارآیی خودش را باید ثابت بکند حالا این اندیشه در هر زمینه ای که باشد باید چالش های متعددی را پشت بگذارد . اگر بشر بخواهد در مسیر پیشرفت قرار گیرد باید به اندیشه ها توجه کنند یعنی تکامل یک راه دارد و آن آزادی اندیشه است . هر کسی اندیشه ای دارد عرضه کند و کارآیی اش را ثابت کند . و البته این تعامل اکنون در حال وقوع است و رو به گسترده شدن . هر کسی فکر می کند اندیشه اش به درد دیگران می خورد اندیشه خود را عرضه می کند و دارد به سمت و وضعیتی می رود که عرضه اندیشه ساده و ساده تر می شود .یک زمانی می رسد که دیگر نمی شود برای دیگران تععین تکلیف کرد که این را بگو و آن را نگو!خواه ناخواه همه ی نظر ها مطرح می شود. اما این که مورد استقبال و توجه قرار بگیرد باید چالش های بسیار زیادی را پشت سر بگذارد . صرف این که کسی ادعا کند که الهام دارد مورد پذیرش نخواهد بود . چه این الهامات در زمینه ی شعر باشد چه موسیقی و چه زمینه های معرفتی.
سلام
بگذارید به یکی از روشنترین موارد تناقض گویی این آقا اشاره کنیم تا ببینید حتی نظر خود این بنده خدا هم گاهی با نظرات خودش! در مورد فرادرمانی (البته بر حسب شرایط!) متفاوت است، ما که جای خود داریم!
ببینید این نقل قول که در مورد آزادی و ناگزیری نشر اطلاعات از ایشان ذکر کردید چگونه با وعده وحشتناک کتاب سوزی ، یا ادعای لزوم مهر استاندارد داشتن کتابها در آینده! و انتخاب کتابهایی که حتی پشت آنها مثبت است! (مثبت بودن پشت یک کتاب یعنی وارونه خواندن نوشتار یک کتاب و کشف چیزهایی شبیه لغتهای خوب و بد در اصوات ناشی از آن برگردان) و سوزاندن الباقی! که این آقا وعده کرده اند تناقض دارد.
با ذکر منبع در همین کامنتدونی توسط یکی از دوستان به این ضد و نقیض گویی اشاره شده:
سوال از محمد علی طاهری:
شما پیش بینی می کنید که زمانی بسیاری از کتابها با مشخص شدن محور وجودی نویسنده (از طریق برگردان نوشتار) سوزانده شود.
آیا این باعث نمی شود که بسیاری از اطلاعات مفید از دست برود؟ با توجه به این که خود شما عقیده دارید خود سخن و اندیشه مهم است؛ نه سخنگو و صاحب اندیشه، آیا سوزانده شدن کتاب ها قابل توجیه است؟توجه بفرمایید به پاسخ جالب آقای طاهری: این مربوط به زمان حال نیست و چه بخواهیم و چه نخواهیم اتفاق می افتد. در آن زمان هر کسی مایل است همان مطلب را از جایی بگیرد که پشت آن هم مثبت باشد. منابع موثقی مورد استفاده قرار می گیرد که این مهر استاندارد را داشته باشد. لازم نیست به همه کتابهای مربوط به آن موضوع مراجعه شود. اصلا انسان در آن زمان وقت ندارد که بخواهد همه را مطالعه کند. هرچه پیش می رویم،بشر بیشتر دچار کمبود وقت می شود. در آینده یک خط اطلاعات می تواند جایگزین یک کتاب شود. پس کتاب هایی انتخاب می شود که به طور مختصر و مفید مطالب را منتقل کند و پشت آن هم مثبت باشد.”
(دوست گرامی عنایت دارید که در نقل قول شما از ایشان آمده: “یک زمانی می رسد که دیگر نمی شود برای دیگران تعیین تکلیف کرد که این را بگو و آن را نگو! خواه ناخواه همه ی نظر ها مطرح میشود.“)
می بینید دوست عزیز این تنها من نیستم که منظور این بنده خدا را درک نمی کنم، به گمانم اگر حتی شما هم بفهمید چه می گویند، خودشان در درک این مفاهیم باری به هر جهت، مطمئنن با من همدرد هستند! تا حدی که گاهی حتی با خودشان هم اختلاف نظر دارند شما فقط عنایت بفرمایید به توجیه ایشان برای سوزاندن کتابها: که همانا ضیق وقت و شلوغ بودن سر خلق ا… در آینده است!!!
منظورتان از منطق اینگونه ضد و نقیض گوییهاست؟ آخر سوزاندن چرا دوست من؟ چرا؟
وقتی فرمودید من حرفهای غیر منطقی گفته ام، خوشحال شدم و تصور کردم در ادامه مطلبتان نمونه ای را ذکر خواهید کرد ولی متأسفانه شما هم در ادامه مطلبتان به تنها چیزی که نپرداختید حرفهای غیر منطقی من بود و خوشبختانه باز هم ضد و نقیض گوییهای مدعیان شعور کیهانی را تکرار کردید که البته این بحثها هم باعث مزید شناخت حدود شعور کیهانی و غیر کیهانی من و شماست.
دوست من مشتاق هستم به جای نقل ادعاهای ضد و نقیض از افراد دیگر از خودتان مطلب بنویسید.
naravad mikh ahanin bar sang,magar mishavad morid ra be iradat morad vagef kard
دوست عزیز سلام
قرار نیست کسی دیگری را قانع کند خواهش می کنم اینگونه بحث را به حواشی نکشید. همین تقابل اندیشه ها است که حائز اهمیت است. ممنونم
magar mishavad madrake rasmi az daneshgahe dolati ra enkar kard
az moridane ostad jali mikhaham sanadi dal bar mohandes boodane taheri erae bedan (hata dar hade shomare daneshjooee va sayere moshakhasate tahsili ishan) va dar geire insoorat eteraf konand ke ostadeshan kolahbardar va jael ast :
۲۰۰/۰۰۰shagerd *300/000 toman shahrie
=60/000/000/000 toman!!!!
fekr mikonid in megdar pool zarfe 5 sal sal kolan beine chand modares tagsim shode??
10% az shahrie har shagerd fagat be jib taheri mirafte baraye sodore madrak! yani be bahane yek mogava 5/000 toman migerefte!!!
bebakhshi pas herami chie?.
hasani جان زیاد به خودت فشار نیار سکته میکنی ها
:
شما احساس فشار کردید دوست من؟
بهتر نیست در حالی که بحثهای منطقی و استدلالات دوستان مخالف را بازی با لغات می نامید از وارد شدن به چنین سطح نازلی از لغت پراکنی اجتناب بفرمایید؟
مگه کسی مجبورمون کرده به این کلاسها بریم تازه اگر هم رفتیم خیلی هم سود کردیم حداقلش اینه که تونستیم راه خودمون رو پیدا کنیم ضمنا هرچی فکر کردم جوابی بهترازاون واسه تهمتهای بی پایه اش پیدا نکردم …
سلام اولا باید به اقای حسنی بگم که ایشون که با مدرک مهندسی یا غیر مهندسی شروع بکار نکردند و اصلا ربطی به این قضیه ندارد ما در فرادرمانی به مدرک ایشان کاری نداریم و اصلا هم مهم نیست جه مدرکی باشد جعلی باشد یا واقعی دوما این اعداد و ارقام را چطور و از کجا بدست آورید سیصد هزار تومان؟ …..
و اینمنم جان اینطوری یک پیغام یک پیغام نمیشه همدیگر را قانع کنیم شما را به یک مناظره دعوت میکنم
سلام دوست من
من اصلن قصد ندارم شما را قانع کنم و اگر چنین برداشتی شده سوء تفاهم شده. برای من همین که شما باعث می شوید من و خوانندگان اینجا با شعور و عرفان کیهانی بیشتر آشنا شویم باعث امتنان است.
اتفاقن در چنین شرایطی بر خلاف هیاهوی مناظره شما فرصت دارید بسیار سنجیده و با حوصله به تک تک موضوعات پاسخگو و یا در مورد تک تک بحثها پرسشگر باشید. همین است که اگر فردی سیر بحثها و ادعاهای شما را دنبال کند بدون شک جای خالی منطق و استدلال را حس می کند و همین نهایت لطف شماست برای ایجاد زمینه شناخت متقابل که ارزان هم حاصل نمی شود….
shoma natars agar sekte kardam miram evin ostad shafam mide
term 50/000 toman * 6 term
= 300/000 toman shoma ke behtar midoonid
geir az daramadhaye foroshe ketab va cd va geire
shayad shoma intor fekr nakonid vali kheiliha agar ostadeshoon be dorog bege mohandese va malom beshe fagat diplom bashe fekr mikonan harfhaye digeye oon ostad!! ham kolah bardari boode
albate agar khodeshon kolah bardar nabashand
هفت ترم دوست من یعنی تا ۳۵۰,۰۰۰ تومانش را به صورت مستدل همه می دانند و لی مخارج دیگرش را نمی دانم ولی اگر در همین کامنتدونی سیر کنید دوستی به نام رضا شکوه کرده که خواهرش را حدود ششصد هزار تومان سرکیسه کرده اند و …
لازم نیست بری اوین خودم اسکن فرادرمانیت میکنم حالت از اینیکه هست بهترمیشه
, ta ostad hast chera shoma
:lol
javabe hesabi be posthaye mostadale gabli bande dari bede khoshhal misham vagar na az rooye soozesh harf nazan in arajiif jash to kelase erfane halgeast. in ro ham begam ke hich bahsi ba hich moridi nemikonam chon az asas bifayedeast magar mishavad yek(BEEEEEEP) parast-morid- ra as parasteshe (BEEEEEEP)-morad- monsaref kard
dar javab migooyad “shomaha nemifahmid!! man az in moradam kheili chizha didam va midoonam.” :
سلام جناب حسنی
به احترام خوانندگان بی تقصیری که درست یا غلط گرفتار تعالیم اغواگرانه این فرقه هستند، با اجازه کلمه ای را از کامنت شما حذف کردم و از شما عذر خواهی می کنم. اما این قسمت فرمایش شما را بسیار می پسندم و تأیید می کنم که رابطه مرید و مرادی یک رابطه بیمارگونه و نا سالم است، زنده باشید.
محمد علی یه لطیفه هست بین تکنسین های رادیولوژی که مربوط می شه به یه سری از آدمها که وقتی عکس رادیولوژی ازشون می اندازند یا می فرستنشون توی تونل دستگاه سی تی اسکن و میان بیرون اشک تو چشماشون جمع میشه و تشکر می کنند که خدا خیرتون بده خیلی حالم بهتر شده!
حالا تکنسینهایی که ازشون تشکر میشه چند دسته می شن، البته اونایی که بعد از یکی دو تا تجربه تصمیم می گیرند با اسکن فرادرمانی کنند یا سوپر درمانی کنند یا خفن تراپی کنند کم نیستند و نیتشون هم قابل درکه، ولی امثال شما که جوگیر شدن و خودشون هم باورشون شده اسکن کردن شفا میده یه چیز دیگن!
البته تو خودشو ناراحت نکن ! اسکنتو بکن…
زندگی به مثابه یک لطیفه بزرگ کیهانی است. زندگی پدیده ای جدی نیست ، اگر آن را جدی بگیری ، در واقع آن را از دست می دهی .
برگرفته از کتاب عشق ، رقص زندگی ( اوشو )
حالا شد!
اگر اسم عرفان کیهانی رو از همین الآن بزاریم لطیفه کیهانی میتونید رو من هم حساب کنید
ضمنن این یارو اوشو خودش هم اگر جزء زندگی باشه بهتره خیلی جدیش نگیریم، نه؟
خب وقتی کل زندگی یه لطیفه باشه اجزاء اون هم به تبعش یه لطیفه هست تمام مسائل و مشکلات زندگی حتی شما وهمه چی که جزئی ازاین زندگی هستند…
نه محمدعلی جان! همه زندگی لطیفه نیست بعضی قسمتهاش لطیفه است مثل اوشو یا به قول شما مثل من، حواست باشه که بعضی قسمتهاش فکاهیه و جک مثل شما، یه قسمتهاییش هم تراژدیه مثل ادعای شعور کیهانی
میدونی این منم جان از حرفایی که شما میزنید و صحت ندارد خیلی تعجب میکنم که این حرفا را از کجا شنیدید از خود استاد یا شاگردانش مرید و مراد کجا بود کی اینجا مریده کی مراد ؟ این فرقه کجا افراد را اغوا کرده واقعا متاسفم تا چیزی را ندیدی و از نزدیک شاهد نباشید اینقدر راحت قضاوت میکنید و نظر میدهید واقعا میشود اینقدر راحت و یکطرفه جریانی را نفی کرد و صرفا با لغت بازی به قول شما فرقه ای را محکوم کرد و جانب حق به خود گرفت . شما که سالم وناسالم بودن روابط را اینقدر زود تشخیص میدهید در مورد قضاوتهای نادرست خودتات چه میگویید بله وقتی روزنامه جام جام یا بعضی از سایتها بنویسند که طاهری توسط سربازان گمنام امام زمان دستگیر شد و ایشان جن گیری میکرده و اخاذی میکرده و …(خودتان سری به این سایتها بزنید تا مبالغی که گفته شد خودتان ببینید بالغ بر حتی ان ششصد هزار تومان است) امثال شما خوانندگان سطحی نگر باید هم اینچنین قضاوت کنید تمام حرفایی که گفته میشود در اینجا همه ناشی از عدم اگاهی از این کلاسها است حتی شما از تعداد ترمها خبر ندارید که هشت ترمه نه هفت ترم احتمالا خواهر رضا پولشو جایی دیگه خرج کرده به اسم کلاس عرفان . متاسفانه اینقدر شما بی منطق راجع به این کلاسها قضاوت میکنید که جایی برای گفتگوی منطقی باز نیست فقط کوبیدن یکطرفه است و ادمهایی مثل حسنی بااین کامنتهایی و طرز فکری که دارند واقعا منطق پذیرند؟ و اما در مورد مطلب استاد طاهری که گفتید ضد و نقیض است در مورد سوزاندن کتابها ، بنده تا به حال هیچ مقاله ای از ایشان را که شامل این مضمون باشد نخواندم شاید هنوز دستم نرسیده ولیکن ممکنه منظور از سوزاندن کتاب غیر مفید بودن ان را گفته باشد نه اینکه زمانی ما بیاییم دونه دونه کتابها را اتیش بزنیم و بخوانیم زمانی سطح اگاهی و دانش مردم به جایی برسد که واقعا خواندن یک سری مطالب و کتابها ضروری به نظر نرسد علم ودانش و اگاهی بشر فراتر از علم ان کتاب باشد همانطور که در حال حاضر برا ی امثال ما لازم نیست کتاب دوره ابندایی مطالعه شود و دوست عزیز این چه ربطی به تعیین تکلیف برای ادمها دارد که شما این دو موضوع را پشت سر هم اورید خواهش میکنم به عنوان خواهر کوچکتر کمی بی طرفانه به قضیه نگاه کنید یا دست کم اول اطلاعاتی در این زمینه بدست اورید بعد راجع به آن بحث و اظهار نظر کنید اصلا به دوستانی که تجربه در این زمینه دارند مدعی نگویید ما همه محقق هستیم ادعای ممکن بودن یا غیر ممکن بودن چیزی را نمی کنیم همه محققیم حتی مسترها نه مریدیم نه مدعی نه معتصب و نه …
ربنا خواهر گرامی
نیچه می گوید: شایعترین فرم حماقت از یاد بردن مقصود است!
شما فراموش کردید که از جناب حسنی پرسیدید:
“دوما این اعداد و ارقام را چطور و از کجا بدست آورید سیصد هزار تومان؟ …”
ایشان در پاسخ به شما تعداد ترمها را در شهریه ۵۰ هزار تومانی برای هر ترم ضرب کردند، حالا شما با خود ایشان و ما مسابقه می دهید که شش ترم و هفت ترم نیست بلکه هشت ترم است!!! و افتخار هم می کنید؟
خوب قربون این اطلاعات شما برم، طبق اطلاعات افتخار آمیز شما یعنی مبلغی که به جیب زده اند که بیشتر از تخمین جناب حسنی است!
فکر نمی کنید اطلاعات ما همینجوری محدود و ناقص بماند چالشها و پرسشها کمتر است؟
حکایت عرفان حلقوی و اخبار و طلاعات ما از آن حکایت هر دم از این باغ بری می رسد و تازه تر از تازه تری می رسد است…
ضمنن در تخمین حدود اطلاعات من در مورد این جریان احتیاط کنید چون من تا این لحظه به هیچ کدام از مصادیق عینی و ملموسی که حاصل تجربیات خودم با مدعیان یا فریب خوردگان فرادرمانی یا جریانهای مشابه بوده اشاره نکرده ام و سعی کرده ام به بحث تحلیلی و منطقی در مورد ادعاها و تعالیم و شیوه های تأثیر گذاری چنین جریانی بپردازم.
ba salam va arze eradat va tashakor as shoma dooste azizam jenabe inmamam
-agar morid nistand nemigoftand doroge be in bozorgi ostad be ma rabt nadarad
magar mishavad ostade va bonyangozare maktabi erfani dorogi be in bozorgi begooyad va shagerdanash begooyand mohem nist-pas morad be ki migooyand
-az nazdikane khode man ta terme 8 in ferge ra rafteand -pish khode taheri
va adade 6 yek miangine farzi daste kam beyne shagerdan mibashad
-mane sathi negaryek soal daram
dar toole hezaran sal va hezaran payambar chera khoda in etesale elahi ra be payambaran neshan nadad va ba vasete-jebreel- ba anan ertebat dasht
magar taheri az payambaran ham bishtar morede lotfe khoda boode ast
ke rahi baraye ertebate digaran ba khoda kashf karde ast.
dar morede inke ki sathi negar ast bayad digaran gezavat konnand na moridan ke mitarsand daramade miliardishan gat shavad va har dorogi -mesle bargardane mosigi- ra be khorde mardome sade loh midahand
ba ehteram va tashakor
اینمنم گرامی…با توجه به اینکه از شلوغی این کامنتدونی گفته بودید سعی میکنم کمتر نظر بدهم. کشیدن نزاع ( بحث) به سمت نزاعی تن به تن از روشهای رایج و همیشگی عارفان کیهانی است. عرفان کیهانی به هیچ یک و هیچ یک از سوالات و نقد ها تاکنون حتی یک پاسخ جز تکرار مکررات نداده است.
عجیب است با اینکه مقاله استاد ؟! در مورد سوزاندن کتب با ذکر منبع از وبسایت کیهانیان در کامنتهای بالا داده شده …حتی زحمت مراجعه به ان منبع را به خود نمی دهند. جالب است میگویند اصلا مهم نیست که مدرک مهندسی داشته یا نه؟ مساله این نیست که ایشان مدرکشان را لازم داشته یا نه تا حلقه معرفی کند..مساله بی اهمیت شدن ” دروغ و فریب و جعل و عوامفریبی و…” در رابطه بین مرید و مستر است.
امیدوارم موفق شویم تا از نزاع تن به تن بپرهیزیم…گر چه گاها اجتناب ناپذیرش میکنند !!!
salam ali jan
inha bekhatere manfeate mali besyar ziad-ke dar bala tozih dadam-farib khorde nistand va agrar khode taheri ham -masalan dar barnameye modaeyane dorogine tv- biad bege hamash farib va dorog boode va az invar oonvar inharo dar avardam baz ham migan “ino majbooresh kardan inha ro bege va erfane halge doroste”!! :evil
shayad agar man ham az in rah miliarder shodeboodam hamin moze ra migereftam
سلام
من یه جمله به خصوص خطاب به این منم عزیز و دوستانی که خیلی علمی و منطقی بحث میکنن میگم:
“بعضی از روشها و مکاتب ماوراء طبیعی (مثل ری-کی) واقعا مؤثر هستند، ولی متدشون غلطه چون فقط با تکیه بر شهودن. و به همین خاطر هم قابل انقال نبوده و امکان سوء استفاده زیاد میشه”
باور کنید من دانشگاه معتبری درس میخونم با علم و روش علمی آشنایی دارم و وقتی میگم تأثیرش رو دیدم منظورم منتقدانه ترین و سختگیرانه ترین دید ممکنه. همینطور دوستان و آشنایانی دارم که خودشون پزشک هستن و انرژی درمانی رو قبول دارن. البته منکر این نیستم که تجربه شخصی یک نفر قابل انتقال نیست و برای شما هیچ ارزشی نخواهد داشت. ولی از اون طرف شما هم نمتونید بگید که من یا امثال من خواب نما شدیم … شهود همونطور که قابل انتقال نیست قابل نفی هم نیست!
اگه شما هم مثل من کسی رو ببینید که فقط با نگاه بیماری های گذشته و حال و آینده! شما رو (مثلا تا چند ماه) تشخیص میده، افکار شما رو میتونه بخونه، یا میتونه بتون بگه چیزی که گم کردین کجاست وخیلی کارای مهمتر، ولی نتونید باش یه بحث صرفا منطقی بکنید احتمالا بعد از یه مدت گیجی و منگی، مجبور میشید کمی محتاطانه تر فکر کنید.
باز هم اذعان میکنم که اینا صرفا تجربیات شخصی منه و حق دارید قبول نکنید. فقط خواهش میکنم به این توصیه همیشه درست عمل کنید:
“جانب اعتدال رو من جمله در افکارتون نگه دارید”
دوست خوبم امیر عزیز
مدتها پیش در همین سایت پستی نوشته ام که که اینگونه آغاز می شد:
از مهمترین مقوله هایی که معتقدم باید در آن جانب اعتدال را رعایت کرد رعایت اعتدال در امور است…
عنوان پست هم همه یا هیچ بود!
دوست خوبم شما بر اساس تجربه ای شخصی محکومید به محتاطانه فکر کردن، بسیار خوب قبول! محتاطانه فکر کنید. ولی چه اصراری دارید که عموم را هم در تبعات تجربه منحصر به فرد و شخصی خود شریک کنید؟
راستی دوست من می دانید که فضاها و تجربیات هیپنوتیزمی را با تمامی پنج حس زندگی می کنند؟ می دانید؟
ضمنن چرا ما نمی توانیم بگوییم که شما یا امثال شما خواب نما یا چیزی شبیه آن شده اید؟
این توصیه شما که دیگران را به نگه داشتن جانب اعتدال در افکارشان!!! (و حتی کلامشان هم نه بلکه افکارشان!) فراخوانده اید را به خودتان می سپارم تا فکری به حالش بکنید… لطفن
جمله ای رو که درباره هبپنوتیزم گفتید متوجه نشدم. اگه بیشتر توضیح بدین خوشحال میشم.
در مورد اینکه من خوابنما شدم یا نه یک راه سر راست وجود داره. این شخصی که توصیف کردم ابدا توی آسمون نیست. به همین خاطر بقیه هم میتونن ایشون رو ببینن.
در مورد اعتدال در افکار، و احتیاط در فکر کردن محض، منظورم این بود که به فکر محض نمیشه اعتماد کرد و ما گاهی برای نزدیک شدن به واقعیت به تجربه و حتی شهود نیاز داریم. چون فضای برخی مسائل چنان لغزنده است که بهتره برای حرکت، دست رو به جایی گرفت.
من نگرانم از اینکه در قالب این کامنتها با یک عابد زاهد که میخواد شما رو از انکار ماوراءطبیعه برحذر بداره اشتباه گرفته بشم. چون من درست نقطه مقابل چنین موجودی هستم. مدافع درک کردن، بدون مرز. درک پدیده هایی که فعلا خارج محدوده فهم هستن. اما اختلاف بر سر راه رسیدن به مقصوده. و قلب اختلاف هم در اونجاست که من به تفکرات subjective خودم هم بها میدم. در صورتی که علم همه چیز رو objective میبینه. این با یک ارتجاع به تفکر افلاطونی هم مسلما متفاوته. چون هردو رو با هم داره.
و جدا امیدوارم که دلیل مسخره به نظر رسیدن جمله ای که گفتم عدم انتقال درست مفهوم در جمله بوده باشه. چون به چیزی که گفتم قویا اعتقاد دارم. و این مبنای تردید من در نگرش شماست.
امیر جان نرود میخ آهنی در سنگ فرو بحث و گفتگو با ایشان فایده ای ندارد میخواهند به زور بگویند این گروه شیادن پول هنگفت به جیب میزنند استاد طاهری مهندس نیست اصلا چیزی به این اسم وجود ندارد و بقیه افراد هم به کلاس میروند اغفال شدگان هستند حالا به فرض هم که همه حرفهای شما درست باشد که چی؟
ای بابا اگر فرض کنیم همه حرفهای مخالفین شما درست باشد که خیلی بد میشه!
راستی معمولن گفته میشه: “نرود میخ آهنی در سنگ…” این “فرو” که شما تهش اضافه کردین خیلی بامزه بود!
jaleb ast ke hade ala kelishe goee ra dar azae in ferge khorafati mitavan did
tamame in javabha ro hame onha vagti kam mi avarand midahand ke 3 ta ast va hozori ham ke ba onha sohbat mikoni fagat va fagat haminha ra be onvane javabe nahaee be kar mibarand
1-to ke nemidoony erfane halge chie harf nazan
2-ba modaee nagooeed asrare…
3-naravad mikhe ahanin bar sang
4ham nadarim fagat haminhara ostad balad boode be maham yad dade
اخذ هر گونه مبلغ برای شرکت درکلاسهاست برای اتصال ودرمان هیچ پولی گرفته نمیشود
بسیار خوب پس در حالی که برای شرکت در کلاسها به منظور اتصال و درمان پول باید بدهیم ولی برای خود اتصال و درمان پول لازم نیست بدهیم!
فکر کنم برای فهمیدن اینکه اصلن بحث پول در بین نیست! فقط شعور کیهانی جواب می ده!
میگم پس این کلاسها برای اتصال و درمان و تفویض سپر خفن دفاعی نیست؟ راستی اصلن کلاس فرادرمانی واسه چی میرن؟
سپر که فرمودین پولی نیست!
کلاس هم که زوری نیست!
اتصال هم که مفتیه!
درمان هم که اصلن پول کدومه شیشه خالی بیار شفا ببر!
میگم خوب که فکرشو می کنم حق با شماست، من فکر کنم با اتصال درمون بشم و یه سپر آکبند دفاعی هم واسه واکسینه کردن لازم دارم. محمد علی جان اگه ممکنه یه خط آزاد واسه اتصال و یه سپر لازم دارم بدون کلاس رفتن و پول ممکنه؟
?darmane chi

inha migooyand baraye darman bayad be ma va erfanemoon va faradarmani etegad dashte bashi ya hade agal bitaraf bashi
magar etegadate ensan mehvare adad ast ke ma roye nogte 0 oon ra set konim va bitaraf bashim, agar ham masale etegad va bedonbale oon talgin bashad ke nazdiktarin emamzade be mahale sokonat ham shafamidahad bedoone bargasht va ama vo agar,kheili ham az taheri behtar
inke baraye fara darmani ham pool nemigereftand bekhatere bazaryabi boode ke be mariz migoftand agar mikhay bad az in khodet khodeto darman koni bia kelas yad begir
hasani jan age barat farghy nemikoneh ba horof farsi tayp kon ta saritar va dorosttar az nazaratat bahreh bebarim
دوستان عزیز کیهانی
۱- با فرض اینکه آقای طاهری(یا هر فرد دیگری) هدفی بشردوستانه، خیرخواهانه و مقدس داشته باشه، آیا مجازه برای استقرار هدفش از راه های ناصواب، غیر اخلاقی و احیانا دروغ بهره ببره؟
(ربنای عزیز این چه استدلالیه که: “برای ما مهم نیس که مهندس طاهری مهندسه یا نه، مدرکش جعلیه یا نه(=دروغگو هس یا نه!!)” یا اینکه برای ما مهم نیس که برگردان موسیقی ابداع ایشان هس یا نه، قبل از وی مطرح شده یا نه”)
۲- هر شخصی (چون طاهری) وقتی خودشو در چنین جایگاه رفیعی قرار میده، خواه ناخواه جزیی ترین امور زندگیش هم برای همه اهمیت پیدا میکنه(چه برسه به رشته ی تحصیلی، سطح سواد و…) و این در حالیه که یک بیوگرافی ساده از ایشون ارایه نشده، و جالب تر( وغم انگیزتر) اینکه برای هیچکی هم انگار این قضیه اصلا مطرح نیس!!
۳- آیا نفس کرامت داشتن و درمان کردن دلیل بر حقانیت و حجیت امری میتونه باشه؟ با این حساب باید مرتاضان هندی رو بخاطر کارهای شگفت انگیزی که انجام میدهند در قله های رفیع سیروسلوک قرار داد!!؟
۴- این چه استدلالیه که دوستان کیهانی میکنن: “من دارم از این کلاسها و عرفان بهره میبرم ونیازی هم برای توجیه کردن تو ندارم و برای نشان دادن مفیدبودن کلاسها، استدلال کردن رو منطقی نمیدونم”
اگر یه ایده ای، احساسی و تجربیه(عشقانی!)، و نه استدلالی(عقلانی)، پس چرا مسولان این موسسه این همه مقاله های علمی(!) برای اثباتش می نویسند؟
۵- طبق آموزه های اسلام، بین انسان و خدا هیچ طبقه ی دیگری وجود ندارد: نه روحانیان(آخوندها)، نه کشیشان، نه کیهانیان(که اجازه ی درمانگری و تجهیز به لایه ی محافظ رو بطور رسمی(!) و مکتوب(!) تفویض کنن!!)
ببینید برای اتصال پول لازم نیست یعنی اگه هرکدوم ازشما بخواین میتونید بدون هیچ تلقینی یا اعتقادی درحلقه قراربگیرید وفقط تجربه کنید بعد ازیکی دو جلسه اتصال هم شما خودتون میتونید بصورت ۲۴ ساعته وتا آخر عمرتون بدون نیاز به فرادرمانگر یا استاد هروقت دلتون بخواد (بدون پرداخت هیچ پولی ) اتصال برقرار کنید ولازم نیست برای اینکه خودتون متصل بشید برید کلاس (اول باید دراین موارد کاملا تحقیق کرد بعد مطلب نوشت وانتقاد کرد)
کلاسها هم ترم اول درمورد درمان هست هرکس دلش خواست ودوست داشت دیگران رو ونه خودش رو درمان کنه میره وهیچ اجباری یا هیچ دروغ واصراری و کلاهبرداری وسوءاستفاده ای دربین نیست دلت بخواد میری کلاس دلت نخواد خودت هر وقت بخوای میشی اسکن ولی نمیتونی کس دیگه ای رو اتصال بدی .
ازترم دو به بعد هم موضوع کلاس ها دیگه درمان نیست وعرفان هست .
در ضمن منظور برخی دوستان از سپر خفن دفاعی وسپر آکبند دفاعی همان لایه محافظ هست که درمانگر رو از خطر تشعشع شعور معیوب سلولی و سایر تشعشعات منفی بیمار و… محافظت می نماید.این لایه محافظ هم نه فقط درعرفان کیهانی در اکثر شاخه های عرفانی هم وجود داره .
مسئله اینقدر ساده هست ونیاز به اینهمه طول وتفسیر هم نداره .
یه اتصال بدم واستون ؟ بخدا پول نمیگیرم ازتون سوءاستفاده وکلاهبرداری هم نمیکنم ها
قسم نخور محمد علی! به قول خودت یه اتصال بده واسمون…!
حالا لایه یا سپر محافظ چه فرق می کنه لطفن برام بگیر یکی!
سپر حاضر شد یا خط آزاد شد، ممنون میشم خبرم کنی!
بابا اون بابا کلی مطلب نوشتم بهتر از این میتونستی جوابمو بدی
آره من می تونستم ! ولی محمد علی هر کی کلی مطلب بنویسه که جواب بهتری نمیگیره! هر کی منطقی و عاقلانه نظر بده ممکنه جواب بهتری بگیره
جستجو
نوشته های اینمنم در ایمیل شما
آخرین نوشته های من
آخرین نظرات
نوشته های این ماه
تبلیغات
رتبه اینمنم در گوگل
آب و هوا
آرشیو